طرد خواندنِ تخیلی و آگاهی‌بخش در گفتمانِ «خواندنِ شاه‌پسند»

طرد خواندنِ تخیلی و آگاهی‌بخش در گفتمانِ «خواندنِ شاه‌پسند»

از میان چندین عامل مهم و اثر گذار در «انقلاب خواندن» Reading Revolution در اروپای قرن ۱۸،  یکی از عوامل، یعنی ظهور رمان و ورود آن در زندگی روزمره مردم، به عنوان یک عامل و پیشرانِ کلیدی از سوی اکثر پژوهشگران این حوزه پذیرفته شده است.  ظهور مردمانی که کتاب می‌خوانند مرهونِ لذت خواندن و وفور آثار تخیلی به زبان‌های مادری (نه لاتین) است.

اما شواهدی تاریخی در ایران مدرن وجود دارد که این فرضیه را تقویت می‌کند که به دلیل مطلوبیت ویژۀ صورت عینی تمدن جدید و تاکید بر فنون، خواندنِ آثار تخیلی، یا نادیده گرفته می‌شد، یا ناپسند شمرده می‌شد و یا با هدفی غیر از تخیل و لذت صورت می‌گرفت. یکی از نشانه‌های این موضوع در تبلیغات و سخنرانی‌هایی است که افراد کلیدی «سازمان پرورش افکار» ارائه کرده‌اند.

سازمان پرورش افکار به فرمان رضاشاه و بنا به تصویب‌نامۀ هیئت وزیران در ۱۲ دی‌ماه ۱۳۱۷ در تهران بنیان یافت و مشتمل بود بر یک هیئت مرکزی در تهران و ریاست کفیل وزارت فرهنگ و نظارت احمد متین‌دفتری، وزیر دادگستری، که اعضای برجسته‌اش عیسی صدیق و علی شایگان و دکتر قاسم غنی و بدیع‌الزمان فروزانفر و غلامرضا رشید یاسمی بودند. این سازمان از پنج کمیسوین فرعی تشکیل می‌شد  که عبارتند از: رادیو، نمایش، کتاب‌های درسی، موسیقی و مطبوعات. مهم‌ترین ابزار آن سازمان برگزاری سخنرانی‌هایی همراه با موسیقی و تفنن بود. (ستاری، ۱۳۹۵).

جلال ستاری در کتابی به بررسی این سازمان پرداخته است نمونه‌هایی از سخنرانی‌های افراد اثرگذار این سازمان را آورده است. یکی جملات جالب و قابل توجه، مربوط به سخنرانی یمین اسفندیاری (۱۲ تیر ۱۳۲۰) است. او در این سخنرانی در کنار بیان اهمیت باشگاه‌ها اشاره می‌کند: «چه امروز زمان قصه‌گویی و قصه‌خوانی گذشته، موقع کار و کوشش است». (ص. ۵۲)

در آن دوره که سازمان با هدف ترویج شاه‌پرستی و ایران‌پرستی شکل گرفته و انگیزه «ترقی فرهنگ عمومی و نیرو بخشیدن به روح جامعه و وجدان عمومی و متناسب ‌ساختن ترقیات معنوی با ترقیات مادی کشور و ایجاد وحدت مناسبی در افکار و احساسات» را در میان ایرانیان تقویت می‌کرد، همه تلاشش بر این بود که جامعه را به لحاظ فرهنگی برای مواجهه با مدرن‌سازیِ دستوری کشور که پیشتر آغاز شده بود آماده کند. بر این اساس تخیل و خواندن آثار تخیلی چندان جایگاهی را به خود اختصاص نمی‌دادند.

 همچنین لطفعلی صورتگر، خدمت اساسی کمیسیون مطبوعات را که ناظر بر نشر مجلات، رونامه‌ها و کتاب بود طرد آگاهی‌بخشی و هر چیزی می‌داند که با ترقی‌خواهی آن زمان میانه‌ای ندارد. وی در سخنرانی ۲۶ تیر ۱۳۲۰  با عنوان «مقام مطبوعات در پرورش افکار» چنین می‌گوید: «خدمت اساسی و بزرگ مطبوعات، انتشار اخبار نیست، بلکه وظیفه سنگین و دشوار آن تهذیب و پرورش افکار عمومی است… مطبوعات باید جلوه‌گاه ترقیات بزرگ کشور گردد» یعنی مکلف است مردم را یکدل و یک‌زبان، ستایشگر نظام و قدردان و سپاسگزار و رهین منّت حکومت جان‌فشان در راه پاسداری از وطن بار آورد. پس موظف است اخبار را دستچین کند و آنچه را که به صلاح ملک و سیاست روز می‌داند، منتشر سازد و خلاصه کلام هیچ‌گاه بی‌طرف و بی‌غرض نباشد (ستاری، ص. ۵۳)

با توجه به مقدمه ابتدایی در خصوص انقلاب خواندن طرح این فرضیه نامعقول نیست: یکی از عوامل اساسی شکل نگرفتن، مردم کتابخوان یا به عبارتی، جماعت خوانا Reading Public که یکی از فعالیت‌های روزانه آن خواندن است، در ایران، غلبه گفتمان «خواندن در خدمت خواسته‌های شاه» یا «خواندنِ شاه‌پسند»  است که خواندن تخیلی و حتی خواندن آگاهی‌بخش را را طرد کرده یا ثانویه می‌کند.

منبع:

ستاری، جلال (۱۳۹۵) سازمان پرورش افکار و هنرستان هنرپیشگی (۱۳۱۷-۱۳۲۰). تهران: نشر مرکز.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*