آخرین مطالب

برشی از یک کتاب:کتابداران، مبارزان آزادی

چند قهرمان کم‌نظیر پاپیش گذاشته‌اند تا از آزادی‌های مدنی ما دفاع کنند: کتابداران. در زمان جنگ جورج بوش علیه تروریسم، کتابخانه‌ها هم به میدان مبارزه تبدیل شدند. به موجب بند ۲۱۵ قانون پاتریوت ماموران اف‌بی‌آی می‌توانند وارد کتابخانه‌ یا کتاب‌فروشی شوند و فهرست کتاب‌های درخواستی مراجعین و همچنین سایت‌های اسنترنتی را که مراجعه‌کرده‌اند، مطالبه کنند. در صورت درخواست چنین مواردی از سوی مامور اف‌بی‌ای،‌ کتابداران اجازه ندارند از این ملاقات از این ملاقات با دیگران از جمله همکاران،‌ روزنامه‌نگاران و به‌ویژه با مشتری حرفی بزنند. فقط در صورتی که همکار دیگری اطلاعات مورد نظر اف‌بی‌آی را داشته باشد، می‌توانند مسئله را با او در میان بگذارند. اگر کتابداری از این موضوع با فرد دیگری صحبت کند، تحت پیگرد قانونی قرار می‌گیرد.  لی‌استابروک، رئیس دانشکد‌ه علوم کتابداری و اطلاعات، در دانشگاه ایلینویز، در برنامه واینک دموکراسی گفت «کتاب‌فروشی‌ها مشمول همان قوانینی هستند که کتابخانه‌ها و ارائه‌کنندگان خدمات اینترنتی. ماموران اف‌بی‌آی می‌توانند با داشتن مجوز از دادگاه نظارت بر اطلاعات خارجی (فیسا)، این اطلاعات را از تمام مشاغلی که به نوعی اطلاعات را به هر شکل و شیوه‌ای در اختیار دارند، مطالبه کنند.» با تحقیقی از ۱۰۲۹ کتابخانه در سال ۲۰۰۲ معلوم شد که ماموران فدرال یا افسران اجرای قوانین محلی، از ۸۳ کتابخانه اطلاعاتی در مورد مراجعین‌شان خواسته بودند. حدود ۱۱۸ کتابخانه گفتند که کارکنانشان محدودیت بیشتری برای استفاده‌ مراجعین از اینترنت قائل می‌شوند. و این خلاق ادعای اشکرافت در آگوست ۲۰۰۳ بود که به هیچ کتابخانه‌ای مراجعه نشده است. شاید تعداد کتابخانه‌هایی که تحت نظر قرار می‌گیرند بسیار بیشتر از آن باشد که کسی بداند. به گفته استابورک «به احتمال قوی ما اصلاً از وجود چنین تحقیقاتی مطلع نمی‌شویم،...

مکانِ خواندن

رابرت دارنتون (Robert Darnton:1939 to now) مورخ کتاب و متخصص تاریخ خواندن یکی از موضوعات مهم در بررسی تاریخ خواندن را مکان خواندن می‌داند. از نظر او تحقیق درباره مکان خواندن می‌تواند به کشف مفروضات پنهانِ خواندن در میان مردم کمک کند، اینکه مردم خواندن را چگونه عملی میدانستند و خواندن چه بخشی از زندگی آنها بوده است. دارنتون در طی مقاله خود *نمونه‌ای از بررسی‌های انجام شده را درباره مکان خواندن ارائه می‌کند. او ابتدا به تصویری از کتابخانه لیدن اشاره می‌کند که تاریخ خلق آن به سال ۱۶۱۰ بر می‌گردد. «آن تصویر  کتاب‌های حجیم و سنگینی را نشان می‌دهد که به تعداد زیادی قفسه که از دل دیوار برآمده‌اند زنجیر شده‌اند و بر اساس سرفصل‌های کتابشناختی کلاسیک چیده‌ شد‌اند: حقوق، پزشکی، تاریخ و مانند آنها. دانشجویان در جای جای تالار پراکنده شده‌اند و کتاب‌ها را در پیشخوان‌های بلندی که در زیر قفسه‌ها قرار گرفته‌‌اند، می‌خوانند. آنها سرپا می‌خوانند، و برای مصون ماندن از سرما ردا و کلاهی پوشیده‌اند و برای کاستن فشار از بدنشان یک پایشان را بر سکوی زیرین پیشخوان تکیه داده‌اند. [با این حساب] خواندن در دوران اومانیسم کلاسیک راحت نبوده است.»   سپس به یک و نیم قرن بعد، و به آثار فراگونارد (Jean-Honoré Fragonard: 1732-1806) بویژه دو اثر «مطالعه = la lecture» و « خواننده= la liseuse» اشاره می‌کند که چگونه در آنها محل خواندن عوض شده است: «خوانندگان بر کاناپه یا صندلی‌های پشتی‌دار لم داده‌اند و و پاهای خود را به چهارپایه‌ای تکیه داده‌اند. اغلب آنها زن هستند و روپوش‌های گشاد و راحتی پوشیده‌اند … آنها معمولا کتاب‌های ظریف در قطع جیبی در بین انگشتان خود گرفته‌اند و  نگاهی به دوردست‌ها در چشمانشان است…»...

راهبردهای خواندن و نیاز به ریخت‌های مختلف کتاب الکترونیک:چکیده مقاله

پژوهشگر: Lih-Juan ChanLin (دانشکده کتابداری و اطلاع رسانی، دانشگاه کاتولیک Fu-Jen، تایوان) هدف این مقاله بررسی راهبردهای خواندنِ کتاب الکترونیک در بین دانشجویان و تحلیل آن بر مبنای ریخت‌های مختلف ارائه کتاب در نظام‌های الکترونیک است. برای این بررسی هم خواندن آکادمیک و هم خواندن فراغتی دانشجویان بررسی شد. برای این منظور داده‌های کمی و کیفی گردآوری شد. در کل هشت دانشجوی داوطلب قبول کردند که در این زمینه از آنها مصاحبه عمیق صورت بگیرد تا راهبرد مطالعه کتاب الکترونیک آنها مشخص شود. سپس این راهبردها خلاصه شد. مجموعه‌ای از آیتم‌های پرسشنامه‌ای نیز برای ارزیابی راهبردهای خواندن الکترونیک و ریخت‌های کتاب الکترونیک برای هر دو نوع خواندن به کار رفت تا داده‌های کمی گردآوری شوند. برای بررسی تفاوت بین خواندن آکادمیک و خواندن فراغتی در بین ۲۰۱ پاسخ‌دهنده از آزمون تی جفتی استفاده شد. داده‌های مصاحبه نشان داد که دانشجویان راهبردهای مختلفی را برای خواندن کتاب الکترونیک به کار می‌برند. این راهبردها را می‌توان در ۴ گروه، دسته بندی کرد: «استفاده از تجارب قبلی»، «درک و تصمیم‌گیری»، «خود تنظیمی و نظارت بر خود». از ۲۶ آیتم پرسشنامه‌ای برای ارزیابی نیاز دانشجویان به راهبرد خواندن، در ۱۶ مورد بین خواندن آکادمیک و خواندن فراغتی تفاوت معنادار وجود داشت. سطح نیاز بسیاری از ریخت‌های کتاب الکترونیک برای خواندن آکادمیک بیش از خواندن فراغتی بود. یافته‌های این پژوهش می‌تواند در طراحی ریخت‌های مختلف نظام های کتاب الکترونیک به کار آید  لینک چکیده منبع:  Lih-Juan ChanLin, (2013) “Reading strategy and the need of e-book features”, Electronic Library, The, Vol. 31 Iss: 3, pp.329 – ۳۴۴ چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «مجله مطالعات خواندن» بهره می برید و انتشار آزاد آنها...

مطالعات دستوری و کتاب‌خواندن‌های پیشنهادی

اشاره: آنچه در پی می‌آید، برگرفته از کتاب «رشد» اثر مرحوم علی صفایی حائری (عین-صاد) است. مرحوم صفایی به دینداری نگاهی اگزیستانسیال داشت؛ یعنی آن را امری وجودی می‌دانست که باید با اختیار و طلب و تشنگی خود فرد آغاز شود و از درون او بجوشد. به تعبیر خود ایشان، نمی‌توان با تحریک و تهییج و هل‌دادن و به‌دوش‌کشیدن انسان‌ها را باایمان کرد. ممکن است از طریق اینها بتوان کسی را برای مدتی به دین جذب کرد، اما تا درد و طلب و تشنگی نباشد، هرآینه ممکن است در تقابل با بحران‌ها و پرسش‌ها، فرد از راه برگردد و جذب محرک‌ها و مهیج‌های دیگر گردد. نگاه ایشان به مطالعه، به‌ویژه مطالعۀ متون دینی نیز مبتنی بر همین اصل است. تا فرد دغدغه و پرسش و طلب نداشته باشد، خواندن این کتاب و آن کتاب جز امتلاء ذهنی ارمغانی برایش نخواهد داشت. با هم عبارات مرحوم صفایی را مرور می‌کنیم:

پاتریوت اَکت و آن مرد بیوطن

بعد از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ کنگره آمریکا لایحه‌ای با عنوان «لایحه میهن‌دوستی آمریکا» (USA Patriot Act) به تصویب رساند. تحت این لایحه دولت آمریکا در صدد بود تا کنترل امنیتی خود را علیه تروریست‌ها تقویت کند. از جمله مفاد این لایحه  (بخش ۲۱۵)  این بود که پلیس می‌توانست بدون اجازه قضایی به پیشینه‌های کتابخانه‌ای افراد  مظنون، بدون اطلاع آنها دسترسی پیدا کند. بر این اساس اف بی آی می‌توانست فهرست کتابهایی را که فرد امانت گرفته بررسی کند تا از آثاری که وی مطالعه کرده است مطلع شود. انجمن  کتابداران آمریکا به شدت مقابل این ماده ایستادگی کرد چرا که این ماده را در مغایرت با آزادی بیان و حریم خصوصی افراد می‌دانست. علارغم اعتراض انجمن کتابداران، این قانون تغییر نکرد بنابراین کتابداران بسیاری برای اینکه در چنین عملی شریک نشوند، پیشینه‌های امانت اعضای کتابخانه‌ها را از بین بردند.  بسیاری از کتابداران بر این باور بودند که اگرچه خواسته ماموران امنیتی مهم است اما این خواسته دستاویزی برای محدود کردن آزادی خواندن خواهد شد. کرت ونه‌گوت (Kurt Vonnegut: ۱۹۲۳-۲۰۰۷)در کتابی با عنوان «مردی بدون وطن*» از این عمل کتابداران تجلیل می‌کند و اینچنین می‌نویسد: …حال که موضوع کتابسوزان پیش آمد، میل دارم به کتابداران کتابخانه‌ها تبریک بگویم. این کتابداران به خاطر قدرت جسمانی، یا ارتباط‌های سیاسی نیرومند و یا به خاطر ثروت کلان‌شان صاحب شهرت نیستند. این کتابداران در سراسر کشور سرسختانه در مقابل چاقوکش‌ها و گردن‌کلفت‌های ضد دموکراسی مقاومت کرده‌اند، گردن‌کلفت‌هایی که قصد داشتند پاره‌ای از کتاب‌ها را از کتابخانه‌ها جمع کنند. کتابداران به جای آن‌که اسم اشخاصی را که آن کتاب‌ها را خواسته بودند برای پلیس افکار افشا کنند، مدارک آن را از بین بردند. و...

لعنت بر نوزلاماخوان‌ها

در جایی حکایتی خواندم از دورانی که در آن  مردم روزنامه‌هاخوان‌ها را لعنت می‌فرستادند*. آن حکایت این‌چنین بود که مردی درباره   زنش و اینکه او را همراه با خود بیرون بیاورد یا نه، به مشکل بر می‌خورد و در پی فردی است که این مسئله را حل کند: « … بهتر است با شخص ناشناسی که اهل خواندن و نوشتن است مشورت کنم. موقعی که از جلوی دکان یک بخاری‌ساز می‌گذشتم، دیدم که استادکار یک کاغذ خیلی بزرگی، خیلی بزرگ، را در دست گرفته و دارد می‌خواند. داخل دکان شدم و مثل اینکه میخواهم چیزی را بخرم مشغول نگاه کردن به این طرف و آن طرف شدم. استاد سرش را از روی کاغذ بلند کرد و گفت: «عموجان! دنبال چه می‌گردی؟». جواب دادم :«دردت به جانم، وقتی کاغذ خواندنت تمام شد و از نگرانی درآمدی، من حرفم را خواهم زد». به من گفت:«این نامه نیست؛ نوزلاما (روزنامه) است». با شنیدن کلمه نوزلاما، تکان خوردم؛ زیرا حرف کربلایی عمو ملا محمد جعفر قلی خان‌مان را که نوزلاماخوان‌ها را لعنت می‌کرد به یادم آمد. با این حال، خواستم بفهمم که در آن چه چیزی می‌نویسند. نگاهی به سراپایم انداخت و جواب داد:«به درد تو نمیخورد» گفتم:«نترس، روزنامه‌ات را نمی‌خواهم. فقط بگو توش چی‌نوشته شده؟» جواب داد: «به فارسی است» گفتم: «باشد بخوان!» کمی خواند، چیزی نفهمیدم… گفتم به ترکی بگو تا بفهمم. گفت «اینجا نوشته که در هر مملکتی که علم و تربیت راه پیدا کند، وارد مغز زنان می‌شود» این را که شنیدم به زنم سپردم متوجه مغزش باشد که تربیت داخل آن نشود. (صحبت**، ش ۴، دهم شوال ۱۳۲۷/ ۳آبان ۱۲۸۸ نقل از  پروین (۱۳۹۲)).   این نوشته اشاره...

عامه کتابخوان و اشراف کتابخوان: انگلستان و ایران

به نظر می‌رسد قرن هیجدهم و نوزدهم میلادی (برابر با ۱۲ و ۱۳ قمری) هم در تاریخ خواندن ایران و هم در تاریخ خواندن انگلستان نقطه عطفی به شمار می رود. اما این نقطه عطف دو سرنوشت مختلف را رقم میزند. ابتدا روایت ایرانی این نقطه عطف را می خوانیم و بعد حادثه ای را که در انگلستان افتاده است، بررسی می‌کنیم. «فزونی نسخه خطی بیهقی در صدۀ دوازدهم و سیزدهم در ایران یک امر تصادفی نیست. در آن روزگار جنبش ادبی‌یی در ایران به وجود آمده بوده است که مورخان ادب فارسی بعدها نام  تجدد ادبی بر آن نهاده‌اند. ادب‌دوستان این عصر عشق و علاقه‌یی به زبان فارسی قدیم پیدا کرده بودند … این نهضت که زمان زندیه آغاز شده بود در عصر قاجاریه به اوج رسید … این ذوق ادبی کم کم از طبقه اهل ادب و البته به تشویق خود آنها به طبقۀ اعیان و اشراف مملکت نیز سرایت کرده بوده است… » (مقدمه تاریخ بیهقی به قلم علی اکبر فیاض، انتشارات هرمس) اما همزمان با وقایعی اینچنینی در ایران، در انگلستان قرن ۱۸   عامه کتابخوان (reading public) در حال شکل‌گیری بوده است.  وفور نگارش رمان باعث شد که  رمان‌خوانی از یک عمل مختص طبقه ادیبان و اشراف به عملی عمومی تبدیل شود و عامه کتابخوان شکل بگیرید.  در پی شکل گیری عامه کتابخوان شاهد ظهور کتابخانه‌های عمومی نیز هستیم. آنچه مشخص است، جامعه ایران و انگلستان در زمانی مشابه تصمیم های متفاوتی درباره عمل خواندن گرفته اند و به نتایج متفاوتی نیز  در زمان حال رسیده اند. البته ناگفته آشکار است،  درباره وضعیت خواندن در ایرانِ قرن ۱۲ و ۱۳ با مثالی که ذکر آن رفت تنها می توانیم یک فرضیه...

چرا سرانه مطالعه شاخص مناسبی برای جامعه ایران نیست؟

همه ما کمابیش با کاربرد میانگین یا معدل آشنا هستیم. میانگینی که با آن یک ترم یا یک دوره تحصیلی را ارزشگذاری می‌کنند و  در واقع با یک عدد همه آن سعی کردن ها و نکردن ها را نشان می دهند. سرانۀ یک  مفهوم  نیز به معنای میانگین آن مفهوم در جمعیتی خاص است. آما آیا به راستی همه جا می توانیم از میانگین استفاده کنیم. قطعا کسانی که آشنایی ابتدایی با آمار و کاربرد آن دارند می‌دانند که استفاده از میانگین بسیار دلفریب است، از آن رو که می‌توانی به راحتی یک مفهوم را با یک عدد نشان دهی و به راحتی با آن عدد مقایسه‌هایی ترتیب دهی. اما همان آشنایان به آمار می‌دانند گرچه ممکن است استفاده از میانگین برای عامه ایرادی محسوب نشود اما استفاده از آن برای مدیران ممکن است باعث آسیب جدی و چه بسا نادرست تشخیص دادن مسیر شود. بگذارید با یک مثال (با وجود اکسترممی و  سفسطه وار بودن) قضیه را بیشتر بررسی کنیم. ابتدا دو گروه از مردم را تصور میکنیم که ساعات مطالعه آنها به شرح ذیل است (زمانها به دقیقه است): گروه ۱: ۲۰، ۲۰، ۱۹، ۱۹، ۱۹، ۱۸، ۱۸، ۱۶، ۱۶، ۱۶، ۱۴، ۱۳، ۱۲، ۱۰، ۱۰، ۱۰، ۹، ۸، ۷، ۰، ۰ گروه ۲: ۷۰، ۵۰، ۵۰، ۴۰، ۳۰، ۲۰، ۱۰، ۵، ۰، ۰، ۰، ۰، ۰، ۰، ۰، ۰، ۰، ۰، ۰، ۰، ۰، میانگین گروه ۱: ۱۳.۰۴ میانگین گروه ۲: ۱۳.۰۹ مشخصا میانگین این دو گروه تفاوت معناداری با هم ندارند و با  استفاده از میانگین می توان شیوه یکسانی برای سیاستگذاری مطالعه در بین این دو گروه اتخاذ کرد. اما واقعیت این است که ما با دو...

کتاب الکترونیک در برابر کتاب چاپی

کزاراشی توسط لی راینه (Lee Rainie) و ماوی دوگان (Maeve Duggan) در سال ۲۰۱۲ منتشر شده است که میزان استفاده کتاب الکترونیک و کتاب چاپی را با یکدیگر مقایسه میکند. این گزارش مربوط به تحقیقی است که در ۱۵ نوامبر ۲۰۱۲ از جمعیت ۲۲۵۲ نفری از آمریکایی بالای ۱۶ سال به عمل آمده است. خلاصه یافته های این گزارش به این صورت است: – از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۲ نسبت آمریکایی های بالای ۱۶ سال که کتاب الکترونیک میخوانند از ۱۶ درصد به ۲۳ درصد رسیده است. و نسبت امریکایی های بالای ۱۶ سال که کتاب چاپی میخوانند از ۷۲ درصد به ۶۷ درصد رسیده است. – نسبت خوانندگان بالای ۱۶ سال کتاب از ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۲ تغییر کوچکی داشته است و از ۷۵ درصد به ۷۸ درصد رسیده است که به لحاظ آماری معنی دار نیست. – امانت گیرندگان از کتابخانه ها در طول زمان مذکور از ۳ درصد به ۵ درصد رسیده اند. چه کسانی کتاب الکترونیک میخوانند؟ – بیتشرین جمعیتی که کتاب الکترونیک میخوانند در بین افرادی است که تحصیلات عالی دارند و درآمد آنها بیش از ۷۵۰۰۰ دلار  است. به لحاظ سنی این اکثر افراد بین ۳۰ تا ۴۹ سال دارند. وضعیت کسانی که  گفته اند در سال گذشته حداقل یک کتاب الکترونیک خوانده اند به قرار زیر است: دسامبر ۲۰۱۱ (افراد کتابخوان=۲۴۷۴ نفر) نوامبر ۲۰۱۲ (افراد کتابخوان= ۱۷۵۴ نفر) میزان تغییر کل خوانندگان ۲۱ درصد ۳۰ درصد ۹+ مردان ۲۲ ۳۰ ۸+ زنان ۲۰ ۳۱ ۱۱+ سن ۱۶-۱۷ ۱۳ ۲۸ ۱۵+ ۱۸-۲۹ ۲۵ ۳۱ ۶+ ۳۰-۴۹ ۲۵ ۴۱ ۱۶+ ۵۰-۶۴ ۱۹ ۲۳ ۴+ بالای ۶۵ ۱۲ ۲۰ ۸+ جغرافیا شهرنشین‌ها ۲۲ ۳۴ ۱۲+ حومه نشین ها ۲۲...

“کالای جدید”؛ دربارۀ خلاصه‌نویسی و خلاصی از رنج خواندن

در کتاب “قصه‌های یک دقیقه‌ای” که مجموعه داستان‌های کوتاه از ایشتوان ارکنی (Istvan Orkeny)، نویسندۀ مجارستانی است و توسط کمال ظاهری و نشر چشمه ترجمه و منتشر شده است، داستانی آمده با عنوان “کالای جدید”. حال و هوای متن، تبلیغ یک کالای جدید را به ذهن متبادر می‌کند؛ در واقع داستان چیزی جز یک متن تبلیغاتی یا پیام بازرگانی فرضی نیست. اما ورای این پوستۀ ظاهری، متن هجو یک نوع نگاه به “خواندن” (مطالعه) است…

بیانیه آزادی خواندن

بیانیه آزادی خواندن اولین بار در ماه می ۱۹۵۳  در کنفرانس وستچستر توسط انجمن کتابخانه های آمریکا و شورای ناشران آمریکا منتشر شد.  این بیانیه از ۷ بند تشکیل شده است ترجمه آن به شرح زیر است: ۱- از نظر کتابداران و ناشران دسترس‌پذیرکردن هرچه گسترده‌تر عقاید و آرا، حتی آنها که  غیر متعارف (unorthodox)، منفور (unpopular) و از نظر اکثریت خطر آفرین به شمار می‌روند، امری است که نفع عمومی را تامین می‌کند.   ۲- کتابداران و ناشران ضرورتا با هر آنچه که دسترس‌پذیر می‌کنند، موافق و هم‌عقیده نیستند. تحمیل‌ اعتقاد سیاسی، اخلاقی و زیبایی‌شناسانه به عنوان معیار نشر  و امانت، در تعارض با نفع عمومی است.  ۳- ممانعت از دسترسی به آثار و نوشته‌های یک فرد بر اساس پیشینه‌ی فردی و وابستگی سیاسی وی توسط کتابداران و ناشران مغایر با منافع عمومی است. ۴- کوشش برای تحمیل ذائقه به دیگران، ممانعت از دسترسی بزرگسالان به مواد خواندنی که برای  افراد بالغ نوشته شده‌اند و یا مانع‌تراشی برای نویسندگان در کسب بیان هنری خود، در جامعه جایگاهی ندارد. ۵- اجبار خواننده به  پذیرش این پیش‌داوری‌ که یک ایده یا نویسنده‌ی آن توطئه‌گر و خطرناک  است، مغایر با منافع عمومی است. ۶- ناشران و کتابداران به عنوان پاسبان آزادی خواندن برای مردم، باید با افراد و گروه‌هایی که با تجاوز به این آزادی در صدد تحمیل عقاید و دائقه‌ی خود به جامعه هستند، و با دولتمردانی که به دنبال کاهش یا انکار حق دسترسی عموم به اطلاعات همگانی (public information)هستند، مبارزه کنند. ۷- این مسئولیت بر دوش ناشران و کتابداران است که با فراهم کردن کتابهایی که به اندیشه و بیان، کیفیت و تنوع می‌بخشند معنای کاملی به آزادی خواندن بدهند....