آخرین مطالب

جایگاه خواندن (مطالعه) در گذران وقت مردم کانادا

در این نوشته میزان مطالعه روزانه مردم کانادا با در کنار فعالیت هایی نظیر خانه داری، تماشای تلویزیون، و … قرار گرفته و مقایسه می شود.

کتاب و کتابخوانی در سینمای آمریکا

سخنان و جملات قصار فراوانی در باب بیهوده بودن روشنفکری در انواع فیلم‌ها مشاهده می‌شود. … طبعا کتابخانه‌ها چندان مکان قابل‌توصیه‌ای نیستند. کتابخانه‌ی تاچر در همشهری کین بسیار سرد و بی‌روح و خالی از جمعیت نشان داده می‌شود. کتابخانه‌ی جامعه‌ی اعیان فضایی گرم‌تر و صمیمانه‌تر دارد، اما چندی بعد متوجه می‌شویم که صاحب آن استفاده دیگری از این مکان می‌کند: بینگ کرازبی، فرانک سناترای متعجب را با خود به آن‌جا می‌برد. کرازبی دستش را روی یکی از آثار داروین می‌گذارد، و به جای این که ان را بیرون بکشد، به داخل فشار می‌دهد. طبقات کتابخانه حول محور خود می‌چرخند و یک بار پرمشروب ناگهان ظاهر می‌شود… در لرد فانتلروی کوچک، پدربزرگ ثروتمند و عبوس به نحوی نشان داده می‌شود که گویی فقط در کتابخانه‌اش زندگی می‌کند. از نظر هالیوود بهترین کارکرد کتابخانه این است که زن و شوهرها با هم آشنا شوند: کامیل؛ صبحانه در تیفانی؛ آن گونه که بودیم. کتاب درعوض در فیلم‌ها نماد پیچیده‌تری است. اگر از کتاب به عنوان فرهنگ استفاده شود، کاملا شیئی بی‌ارزش است، زیرا فقط دربرگیرنده نظریات خشک و خالی است: در گلوله آتش، گری کوپر استاد زبان‌شناسی است. او به کتابی در مورد ورزش مشت‌زنی رجوع می‌کند. حالت یک مشت‌زن را به خود می‌گیرد و با وجود این، دانا اندروز به سادگی او را نقش زمین می‌کند. وقتی گری کوپر به هوش می‌آید، کتاب را به کناری می‌اندازد و بدون پیروی از قوانین مجددا با حریقش گلاویز می‌شود و تازه این جاست که بر او فائق می‌آید. از سوی دیگر، وقتی قهرمان فیلم نیاز به اطلاعات دارد، کتاب با احترام بسیاری نشان داده می‌شود و به عنوان شیئی مفید و لازم مورد استفاده قرار می‌گیرد....

نیچه، کتاب و نخواندن

… چشمانم سبب شد که دیگر به خواندن موشکافانه آثار آلمانی در باب زبانشناسی نپردازم و از «کتاب» رهایی یابم، سال ها دیگر هیچ نخواندم و این بزرگترین نیکی در حق خودم بود! آن پست ترین خویشتن مدفون و خموش در زیر بار دائمی اجبار به شنیدن سخن دیگران (این که همان مطالعه است!) آرام، شرمگین و با تردید از خواب برخواست و سرانجام دوباره لب به سخن گشود! هیچ گاه چون آن بیمارترین و دردناک ترین دوره ی زندگی خویش نیکبخت نبوده ام. …   منبع: نیچه، فردریش- این است انسان: چگونه آن می شویم که هستیم. ترجمه سعید فیروزآبادی. تهران: جامی، ۱۳۸۴. صفحه...

کتاب‌های کسالت‌بار : اغراق درترویج خواندن

– شنیده بودم که کتاب … مهم‌ترین کتاب تاریخ است، پیدایش کردم و شروع کردم به خواندنش اما حوصله‌ام سر رفت و کنار گذاشتمش، با خودم گفتم اگر مهمترین کتاب تاریخ به این کسالت‌باری باشد از دیگر کتاب‌ها دیگر هیچ انتطاری نمی‌توان داشت و بعد از آن دیگر هیچ کتابی را نخواندم.

انواع خواندن

در این نوشته سعی می شود انواع خواندن و طبقه بندهای مختلفی که برای آن صورت گرفته است از منابع مختلف گردآوری شود و به مرور به متن اضافه شود.

وضعیت مطالعه و استفاده از کتابخانه در گذران وقت مردم

این نوشته خلاصه گزارش سنجش گذران وقت ایرانیان در سال ۱۳۸۹ است و در سال ۱۳۹۰ منشر شده است. در این گزارش مجری این پژوهش شرکت پژوهشگراه خبره پارس (با مسئولیت محدود) است و سفارش دهنده آن شورای فرهنگ عمومی .پرسشنامه و اصول پژوهش توسط شورای فرهنگ عمومی و افراد هسته آن آقایان منصور واعظی(دبیر شورای فرهنگ عمومی) و آقای ساجدی مشاور دبیر طراحی شده است.
شرح: این پژوهش در ۲۵۵ نقطه شهری و ۱۳۵۰ نقطه روستایی کشور انجام و حدود ۲۰۰۰ پرسشنامه با همکاری حدود ۸۰ پرسشگر در این نقاط تکمیل شده است و به شکل روز نوشت (Diary) 108 فعالیت را مورد پرسش قرار داده است.

بدخوانی و بدانجامی

اولین رمان مدرن اروپایی، دن کیشوت نوشته سروانتس، رمانی است که خطر بدخوانی رمان را یادآوری می‌کند و خود رمانی‌است علیه رمان‌خوانی. دن کیشون شخصیت اصلی داستان، علاقه‌ی وافری به آثار شوالیه‌گری دارد. او این کتاب‌ها را می‌خواند تا زندگی روانه را به فراموشی بسپارد، اما این خواندن سرانجام او را به دیوانگی می‌کشاند. دن کیشوت اثری است در باب کلیشه‌ی بدخوانی. دن کیشوت اهل لامانچا خواننده‌ی بدی است که نمی‌تواند ادبیات را از زندگی جد کند. او آنقدر این دو را در هم می‌آمیزد که خوانندگان اثر نیز بین داستان و زندگی واقعی او نمی‌توانند تمایز ایجاد کنند. رمان دیگری که به بدخوانی رمان متکی است، مادام بواری اثر گوستاو فلوبر است. مادام بواری خواننده دائمی رمان‌های عشقی است اما نمی‌تواند تمایز زندگی واقعی و زندگی در رمان‌ها را تشخیص دهد. از این روی از زندگی روزمره‌ی بی‌عشق و از همسر کسالت‌آورش رنج بسیار می‌برد و این رنج او را به سوی جستجوی رمانس در زندگی اش هدایت می‌کند. او را در در نقش‌هایی که از رمان‌ها اقتباس کرده‌است غرق می‌کند و در نهایت کارش به یک خودکشی...

مریم مقدس در حال خواندن

کتاب ساعت‌ها – book of hours- کتابی  مذهبی مصور محبوب قرون وسطی است. در بسیاری از تصاویر این کتاب، مریم مقدس در حال خواندن دیده‌می‌شود. مشهورترین این صحنه‌ها زمانی است که جبرئیل بر مریم ظاهر می‌شود و او در حالی که زانو زده است، در حال خواندن است. عمل خواندن را می‌توان در صحنه‌های پرواز به مصر، مصلوب شدن و حتی در تولد حضرت عیسی مسیح نیز مشاهده کرد. نظرات مختلفی درباره کتابی که مریم در حال خواندن آن است وجود دارد. برخی آن را کتاب مقدس، برخی دیگر  کتاب ساعت‌ها می‌دانند و برخی می‌گویند که این نشانه‌ای از کلام خداست. از طرفی برخی این تصاویر را نشانه‌ای از شکل ایده‌آل زن مومن در قرون وسطی می‌دانند و خواندن را گونه‌ای تمرین معنوی برای زنان به حساب می‌آورند. خواندن برای زنان یک تمرین معنوی به شمار می‌رود که باعث می‌شود آنها به خدا نزدیک‌تر شوند و ذهن آنها آماده تجارب الهامی...

ماتیلدا دخترک کتابخوان

ماتیلدا عنوان داستانی است از رولد دال که در آن کتابخوانیِ ماتیلدا او را به فردی شگفت‌انگیز و جالب توجه تبدیل می‌کند. این داستان برای گروه‌های سنی ج و د نوشته شده است. در این داستان از خواندن به عنوان عملی رهایی‌بخش یاد شده است که ماتیلدا به واسطه آن از آسیب و گزند خانواده‌‌اش که با او بسیار  نامهربان هستند، آسوده می‌شود. بخشی از فصل اول این اثر را  با عنوان کتابخوان در زیر می خوانیم: کتابخوان هنگامی که ماتیلدا سه ساله شد، خودش یاد گرفت که روزنامه و مجله‌هایی را که در همه جای خانه پخش و پلا بود بخواند. در چهار سالگی می‌توانست با سرعت و به راحتی بخواند و طبیعتاً در آرزوی خواندن کتاب بود … ماتیلدا گفت: پدر فکر میکنی بتوانی برایم کتاب بخری؟ پدر گفت: کتاب؟ این کتاب کوفتی را برای چه می‌خواهی؟ – می‌خواهم بخوانم پدر. – مگر تلویزیون چه اشکالی دارد؟ یک تلویزیون قشنگ دوازده اینچی داریم، آن وقت از من کتاب می‌خواهی! داری لوس می‌شوی دختر! … همان بعداظهری که پدر ماتیلدا با خریدن کتاب برای او مخالفت کرد، او تنهایی به طرف کتابخانه عمومی دهکده (۱) به راه افتاد. وقتی به آنجا رسید، خود را به خانم فلپس، مسئول کتابخانه، معرفی کرد. ماتیلدا از او پرسید که آیا اجازه دارد مدتی در آنجا بنشیند و کتاب بخواند. خانم فلپس، از ورود دختر کوچولویی که بزرگتری همراهش نبود کمی جا خورد، با این همه به او خوش آمد گفت (۲). ماتیلدا پرسید: ممکن است قسمت کتاب‌های کودکان را نشانم دهید؟ خانم فلپس به او گفت: آنجا، روی ردیفهای پایین(۳)، می خواهی کمکت کنم و کتابی برایت پیدا کنم که عکس‌های زیادی...

دیوار چین و کتاب‌ها

خورخه لوئیس بورخس در ایام اخیر خواندم که مردی دستور ساختن آن دیوار تقریبا بی‌انتهای چین را داد، که همان شی هوانگ‌تی نخستین امپراتوری بود که نیز مقرر داشت تا همه کتابهای پیش از او سوخته شوند. اینکه این عملیات دوگانه‌ی عظیم- نصب پانصد تا ششصد فرسخ سنگ در برابر وحشیان و نسخ بی‌چون و چرای تاریخ، یعنی نسخ گذشته- از یک تن واحد ناشی شده و بر روی‌هم جزو صفات او باشد، بی‌دلیل مرا خرسند کرد و در حین حال نگران. جستجوی علل بروز این احساس، هدف یادداشت فعلی است. از نظر تاریخی هیچ رازی این در این اقدام دوگانه نیست. شی هوانگ‌تی پادشاه تسینگ که معاصر با جنگ‌های هانیبال است شش حکومت را به زیر سلطه‌ی خود درآورد و دستگاه خانخانی را برانداخت؛ دیوار بزرگ چین را برافراشت زیر دیوار در آن زمان از وسایل دفاعی بود؛ کتاب‌ها را سوخت زیرا مخالفان با استناد به آنها امپراطوران گذشته را می‌ستوند. ساختن قلاع و سوختن کتاب کار مشترک همه سلاطین است؛ تنها خصوصیت ویژه‌ی شی هوانگ‌تو عمل کردن در مقیاسی چنین وسیع است. این نکته را برخی از چین شناسان نیز تلویحا تذکر داده‌اند، اما احساس من این است که در شواهدی که آوردم چیزی هست بیش از افراط یا غلو در اقدامی متداول. محصور کردن جالیز یا باغ امری است عادی و عام، اما نه محصور کردن یک امپراطوری. و نیز اراده کردن که سنت‌پرست‌ترین نژاده‌ها از خاطره‌ی گذشته‌اش، چه اساطیری و چه تاریخی  دست بردارد، مزاح و تفنن نیست. چینیان آن زمان سه هزار تاریخ مدون را پشت سر داشتند ( و نیز در آن زمان امپراطور زرد و چوانگ تسو و کنفسیوس و لائوتسو را...
صفحه 14 از 14« جدیدتر...1011121314