آخرین مطالب

خواندن برای لذت و لذت‌های خواندن

دکتر محمد سعید ذکایی عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی saeed.zokaei@gmail.com چکیده برای فلاسفه و متفکرین اجتماعی کلاسیک مطالعه فراغتی کتاب همواره به عنوان صورت ایده‌آلی از فراغت توصیه شده است. مطالعه‌ی کتاب به عنوان فعالیتی دموکراتیک به افراد امکان می‌دهد تا با تامل در مطالب و محتوا حقیقت زندگی  خود را در آن یابند، ظرفیت‌ها و مهارت‌های شناختی وجودی خود را ارتقا بخشند و در همان حال لذتی واقعی و کمیاب را بهره‌برده‌اند. علی‌رغم تولید انبوه کتاب، دسترسی زیاد و نرخ بالای سواد، کتاب‌خوانی جایگاه والایی در فرهنگ فراغتی ایرانیان ندارد و نگاه مصرفی و ارزش‌های مبادله آسیب‌های جدی بر کیفیت و لذت تجربه‌ی آن وارد ساخته است. مقاله‌ی حاضر در سنتی جامعه‌شناختی به تحلیل برخی زمینه‌های تاثیرگذار بر تجربه‌ی خواندن فراغتی می‌پردازد و این استدلال را مطرح می‌سازد که نگاه مصرفی و ابزاری به خواندن، کم‌توجهی به سبک‌ها و کارکردهای متنوع خواندن متون و منابع، توجه ناکافی به ملاجظات اخلاقی در فرهنگ مطالعه از جانب کنشگران درگیر (همچون نویسنده، خواننده و ناشر)  که به تزلزل جایگاه و منزلت کتاب و کتاب‌خوانی منتهی می‌شود و سرانجام وابستگی‌های افراطی به فرهنگ جدید رسانه‌های مجازی از جمله زمینه‌هیی است که خواندن برای لذت را به حاشیه می‌برد. واژگان کلیدی: خواندن برای لذت، خواندن تاملی، سبک‌های خواندن، خواندن مجازی، اخلاق خواندن منبع:ذکایی، محمد سعید (۱۳۹۰) خواندن برای لذت و لذت‌های خواندن. فصلنامه کتاب مهر. سال اول، شماره دوم،...

درآمدی جامعه‌شناختی بر پدیده‌ و گفتمان کتاب در ایران معاصر

دکتر نعمت‌الله فاضلی استادیار انسان‌شناسی و مطالعات فرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی nfazeli@hotmail.com چکیده مقاله حاضر بحث و بررسی درباره‌ی کتاب در تاریخ معاصر ایران از چشم‌انداز تاریخی است. برای این منظور ابتدا به بیان پرسش‌های اساسی در زمینه‌ی کتاب از منظر جامعه‌شناسانه پرداخته‌ایم. سپس رویکرد نظری و جامعه‌شناسانه به کتاب را توضیح داده‌ایم و نسبت بین مدرنیته و کتاب را شرح داده‌ایم. در ادامه تاریخ کتاب را به عنوان رویکرد روش‌شناختی این مطالعه توضیح داده‌ایم. در ادامه مقاله، کتاب در ایران در سه دوره‌ی پیشامدرن، مدرن و مابعد مدرن را به نحور مبسوط توصیف و تحلیل کرده‌ایم.بخش پایانی مقاله به بررسی گفتمان کتاب در ایران امروز اختصاص دارد. این مقاله که در واقع یک تک‌نگاشت مستقل درباره‌ی کتاب در ایران است تلاش می‌کند تا تحولات کتاب در بستر ایران مدرن را توضیح دهد. با توجه به کمبود منابع نظری و داده‌های تجربی در زمینه‌ی جامعه‌شناسی کتاب در ایران، می توان آن را نخستین کوشش نظام‌مند در فهم معنای کتاب در ایران مدرن دانست. در عین حال، به خوبی بر این امر واققم که کاستی‌های زیادی در این مقاله وجود دارد و برای رسیدن به یک بررسی تجربی و نظام‌مند جامعه‌شناسانه درباره کتاب در ایران نیازمند تلاش وسیع‌تری هستیم. امیدوارم محققان حوزه کتاب بتوانند رویکرد مطرح شده در این تک‌نگاشت را نقد کرده و امکان توسعه‌ آن را در ایران فراهم کنند. واژگان کلیدی: جامعه‌شناسی کتاب، مطالعات تاریخ کتاب، کتاب در ایران پیشامدرن، کتاب در ایران مدرن، کتاب در ایران مابعد مدرن. منبع: فاضلی، نعمت‌الله (۱۳۹۰) درآمدی جامعه‌شناختی بر پدیده‌ و گفتمان کتاب در ایران معاصر. فصلنامه کتاب مهر. سال اول، شماره دوم، بهار. ص ۵-...

ولادیمیر نیکلایویچ واینوویچ و دستاوردهای ارزشمند بشری

بخشی از نامه ولادیمیر نیکلایویچ واینوویچ به رئیس آژانس شوروی در امور حقوق مولف (۲۶ سپتامبر ۱۹۷۳) … شما در مصاحبه خود گفته‌اید که فعالیت آژانس شما در جهت «گسترش تبادل دستاوردهای ارزشمند در زمینه‌های مختلف معنویات انسانی» است. روی واژه ارزشمند تاکیدی انجام نشده بود، ولی به هر حال توجه من به آن جلب شد. به این فکر کردم که تعیین ارزشمند بودن دستاوردها در زمینه‌های معنویات انسانی، کار بسیار پیچیده‌ای است که گاه سال‌ها و حتی قرن‌ها زمان نیاز دارد. گویا می‌توان امید داشت که اینک ارزشمندی دستاورهادها بلافاصله تعیین می‌شود. به وسیله چه کسی؟ آژانس شما؟ دلم می‌خواست بدانم طبق چه شاخص‌هایی. آیا دستاوردهای آ. سالژنیتسن۱ را می‌توان اررشمند به شمار آورد؟ یا اینک دستاوردهای رفیق ورچنکو۲ ارزشمند به شمار می‌آیند؟ ۱– الکساندر سولژنیتسین، نویسنده روس و برنده نوبل ادبیات که در آثار و نوشته هایش به جنایات ژوزف استالین و برده داری، استثمار و انسان کشی در اردوگاه های کار اجباری او معروف به گولاگ می پرداخت.جنایات استالین و استثمار مردم توسط او دستمایه نگارش بسیاری از داستان های او بود که در رمان کوتاه «یک روز از زندگی ایوان دنیسوویچ» تبلور یافته است.  پس از انتشار این کتاب، مقامات شوروی سابق مانع از انتشار آثار بعدی او شدند و سولژنیتسین به سوئیس تبعید شد. برپایه این گزارش، تریلوژی «مجمع الجزایر گولاگ» او به عنوان یکی از معروف ترین آثار غیر داستانی، با تشریح بردگی مردمی که تحت حکومت استالین بودند و نیز زجر و بی عدالتی تحمیل شده بر آنان بسیاری را شوکه کرد. او در سال ۱۹۷۰ برنده جایزه نوبل ادبیات شد و در سال ۱۹۷۴ از شوروی خارج شد و به آلمان غربی و سوئیس...

جایگاه کتاب: آن چیزی که نیست.

دقت در بیاناتی که پیرامون کتاب و کتابخوانی صورت می‌گیرد نشان می‌ددهد که یکی از روش‌های متداول حرف زدن درباره کتاب  نگاهی آمیخته به غلو و اغراق است. به عنوان مثال روایت‌هایی اینچنین که می‌گوید «خانه‌ای که در آن کتاب نیست، قبرستانی بیش نیست» و یا عزیزی که سالها در امر ترویج کتاب و کتابخوانی بوده است شرفی برای این موجود قائل می‌شود گو اینکه درباره موجودی جانمند صحبت می‌کند که در مکانی بالاتر از یک انسان قرار دارد.  همه ما کما بیش به شنیدن چنین توصیف‌هایی درباره کتاب عادت کرده‌ایم. پرسشی که می‌توان اینجا طرح کرد این است که چرا ما در غیر واقعی جلوه دادن جایگاه کتاب اینقدر می‌کوشیم؟  به نظر این عمل مکانیسمی دفاعی در مقابل نادیده گرفته شدن از طرف محیط  است. گویی هر گاه محیط آن توجهی را که ما به یک پدیده‌ی خاص داریم از خود نشان ندهد سعی می‌کنیم با غیرواقعی جلوه دادن پدیده محیط انسانی را وادار به توجه بدان...

حمایت از ناشران= نابودی صنعت نشر

آیا حمایت از ناشران به کتاب و کتابخوانی کمک می‌کند؟ پاسخ صریح من به این پرسش منفی است. حمایت ناشران به دو صورت عمده صورت می‌گیرد. یکی خرید آثاری که ناشر چاپ کرده است و دیگری پرداخت بخشی از هزینه‌های تولید به صورت یارانه، کاغذ و …  باید در نظر گرفت که حمایت‌هایی اینچنین سلیقه‌ی بازار و سلیقه عموم را به سلیقه‌ی سیاست‌گذار تقلیل می‌دهد. از این رهگذر یک ناشر با اطمینان از اینکه تولیدات وی به هر روی هزینه‌ی کمتری نسبت به واقعیت موجود در بازار دارد، دقت لازم را در کیفیت محتوای تولیدی خود به خرج نمی‌دهد و ناشران ضعیف قارچ‌وار رشد می‌کنند. در واقع این نوع حمایت در طولانی مدت و در سطح ملی آسیب‌های جبران‌ناپذیری به بازار نشر وارد می‌کند و وضعیت را ازحالت رقابت برای پاسخ‌گویی به سلیقه‌ی خواننده (مصرف‌کننده) به پاسخ‌گویی به سلیقه‌ی سیاست‌گذار (که ممکن است سوگیری نیز داشته باشد) تبدیل می‌کند. نمونه چنین حمایتی را در صنعت خودروسازی داخلی می‌بینیم که با حمایت‌هایی که از این صنعت می‌شود، وضعیت از حالت رقابتی به حالت انحصار درآمده است و خودروها با قیمت‌های بسیار گزاف‌تر از واقعیت بازار و با کیفیت بسیار پایین‌تر از استانداردهای بازار به مشتریان ناچار ارائه می‌شود. اما آیا مشتریان مطالعه یا همان خوانندگان آثار نیز موجوداتی ناچار هستند. به نظر نمی‌آید که مردم ایران در وضعیت کنونی به هر قیمتی حاضر باشند مطالعه...

جنبش اتاق‌های مطالعه‌ (قرائت‌خانه‌ها)

در تاریخچه کتابخانه‌های عمومی هلند می‌خوانیم: وظیفه سنتی کتابخانه‌های عمومی، فراهم نمودن دسترسی جهانی به اطلاعات و فرهنگ می‌باشد. آگاهی از اهمیت دسترسی آزاد به اطلاعات و محصولات فرهنگی در عصر روشنگری پدید آمد. در طول سده هجدهم میلادی گروه‌های کتابخوان از طبقه‌ی سرمایه‌دار و ثروتمند بودند. در قرن نوزدهم میلادی و در اوایل سده‌ی بیستم، همان گروه‌های سرمایه‌دار و بورژوا، اتاق‌های قرائت عمومی را برای گروه‌های کم‌تر ثروتمند تدارک دیدند (جنبش اتاق‌های قرائت). نخستین کتابخانه‌های عمومی در هلند در آستانه سده بیستم پدید آمد. منبع: هویسمانس، فرانک؛ هیلبرنیگ، کارلین (۱۳۸۹) آینده کتابخانه‌های عمومی هلند: چشم‌انداز ده سال آینده. ترجمه امین زارع. تهران: نهاد کتابخانه‌های عمومی...

خواندن عملی‌ست ضد اجتماعی

خواندن عملی‌است که عموما به تنهایی صورت می‌گیرد، از این روی زمانی که بدان اختصاص داده می‌شود عملا زمانیست که از تعاملات انسانی جلوگیری می‌کند. به این دلیل خواندن عملی غیر اجتماعی anti social  به شمار می‌آید. بحث مخالف: – در ظاهر به نظر می‌رسد که در لحظه خواندن فرد با اطرافیان و خانواده نمی‌تواند تعامل انسانی داشته باشد. اما خواندن در همان حال تعامل انسانی بین نسلی بوجود می‌آورد. خواندن تعامل‌های انسانی را از در محدوده زمان و مکان می‌گسترد و ما می‌توانیم با یک تجربه انسانی در زمان و مکانی متفاوت از آنچه که هستیم تعامل برقرار...

ادبیات جانبدارانه و از نظر سیاسی بی‌خطر

در جایی در معرفی نویسنده‌ای به نام اروین اشتریتمایر درباره داستان کوتاه او به نام ماده گربه و مرد چنین خواندم: این داستان، نمونه‌ای است از ادبیات جانبدارانه و از نظر سیاسی بی‌خطر که حاکمان آلمان دموکراتیک خواهانش بودند و آنرا برای سرگرم کردن مردم ترویج می‌کردند. منبع: مجموعه نامرئی: داستان‌های کوتاه از نویسندگان آلمانی زبان. ترجمه علی‌اصغر حداد. تهران: ماهی،...

وقتی از مطالعه حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم؟

۱. خواندن یک فعل است. ۲. خواندن هم فرایندی شناختی است و هم نیست. ۳. خواندن با نوشته سر و کار دارد (چنانکه شنیدن با صوت سر و کار دارد. در باقی موارد مثل «خواندن فیلم» از یک ترکیب استعاری استفاده شده است). ۳-۱. نوشته می‌تواند تصویرنگاری، ایده‌نگاری، هجا نگاری و الفبا باشد. ۳-۲. نوشته می‌تواند در قالب‌های مختلفی ارائه شود: کتاب، روزنامه، تابلو، زیرنویس فیلم، پایان‌نامه، لغت‌نامه، دستورالعمل‌ها، سنگ‌نبشته و … ۳-۳. نوشته می‌تواند در رسانه‌های مختلفی ارائه شود: تلویزیون، سینما، ماهواره، تئاتر و … ۳-۴.نوشته می‌تواند غیرچاپی، چاپی، الکترونیکی و … باشد. ۴. خواندن می‌تواند برای ژانرهای مختلف اتفاق بیفتد: شعر، رمان، مذهبی، علمی و … ۵. خواندن می تواند صورت‌های مختلفی داشته باشد:عمیق (یعنی دقت در اجزای نوشته)، سطحی، مرور (مطلبی که پیش‌تر خوانده شده)، روخوانی، بلند‌خوانی. نکته: این تقسیم‌بندی فارغ از ملاک است بنابراین ممکن است بتوان چیز‌هایی به آن افزود یا آن را به گونه‌ای دیگر مرتب کرد. ۶. خواندن می‌تواند با اهداف مختلف باشد: یادگیری، سرگرمی، لذت، اعتلای روحی و … ۷. خواندن می‌تواند خودخواسته باشد یا تجویزی (یا با اجبار از سوی شخص دیگر) باشد. شخص تجویزکننده می‌تواند معلم باشد، رئیس اداره باشد، روحانی مسجد باشد، پدر و مادر باشد و … ۸. خواندن می‌تواند در موضوعات مختلف اتفاق بیفتد. تقسیم‌بندی این موضوعات می‌تواند شخصی باشد یا استاندارد (مانند رده‌بندهای موضوعی) * خواندن با مطالعه متفاوت است ( به نظر می‌دانیم چه زمانی می‌خوانیم اما نمی‌دانیم چه زمانی مطالعه می‌کنیم). به پیروی از این نظر وقتی با سرانه خواندن سر و کار داریم کمابیش می‌دانیم با چه چیزی سر و کار داریم اما وقتی با سرانه مطالعه سر و کار داریم واقعا نمی‌دانیم با چه چیزی سر و کار داریم. پرسش‌ها: ۱- وقتی اس ام اس می‌خوانیم آیا مطالعه می‌کنیم؟ ۲- وقتی قصه گوش می‌دهیم آیا مطالعه می‌کنیم؟ ۳- وقتی لغتی را در فرهنگ...

برای این کتاب‌ها اجازه گرفته‌ایم

… پرویس پس از مدتی ضرب گرفتن روی میز از جا بلند می‌شود. قفسه‌ی کتاب توجهش را جلب کرده است. در شیشه‌ای را باز می‌کند، سر را به سویی خم می‌کند و نوشته‌ی پشت کتاب‌ها را می‌خواند، کتابی بیرون می‌کشد و ورق می‌زند. بعد یکی دیگر بر می‌دارد و باز ورق می زند تا نوبت به کتاب دیگری برسد. آخر سر کتاب‌ها را دوباره توی قفسه می چیند. الیزا کیرش‌بائوم می‌گوید: «کتاب‌ها بدون استثنا محتوای طبی دارند.» «بله، دارم می‌بینم» الیزا می‌گوید: «برای این کتاب‌ها اجازه گرفته‌ایم.» … یعقوب کذاب، نوشته یورک بکر، ترجمه علی اصغر حداد ص....

والتر بنیامین و لذت از کتاب

والتر بنجامین از متخصصین حوزه مردم‌شناسی در دهه‌ی ۱۹۳۰، چنین می‌نویسد: «برای یک مجموعه‌دار، همیشه یک کشمکش دیالکتیکی بین نظم و بی‌نظمی در مجموعه‌اش وجود دارد.» او این نکته را در مورد کتابخانه خودش عنوان می‌کند. او دریافته بود که کتاب‌ها نوعی معنی نمادین دارند که هیچ ربطی به سودمند بودنشان ندارد. هر چند که سودمند بودن کتابها، اولین الویت آنها در مقایسه با دیگر خصوصیاتشان است. پس به لحاظ نظری، بدانیم در یک کتابخانه خوب، هر کتابی را می‌توان بدست آورد، اما این دلیل نمی‌شود که خود، یک نسخه از آن کتاب را نداشته باشیم، چرا که هر کتاب، تاریخچه و قابلیت‌های خاص خود را دارد.  والتر بنجامین، لذت جستجوی کتاب را چنین توصیف می‌کند: «خرید کتاب، حس جستجو و گشتن به دنبال کتابهای مختلف را ارضاء می‌کند.» وی می‌گوید، یکی از بهترین خاطرات یک مجموعه‌دار، لحظه‌ای است که کتاب ارزشمندی را پیدا می‌کند. کتابی که حتی یک لحظه به آن نیندیشیده و یا نگاهی به آن نینداخته بوده. او، کتاب را تنها و دو افتاده در کتابفروشی می‌یابد و با خریدنش، آزادی و رهایی را به او ارزانی می‌دارد. درست مثل داستان «شب‌های عرب» که در آن شاهزاده‌ای یک دختر برده را خریده و آزاد می‌کند. برای یک مجموعه‌دار، رهایی واقعی یک کتاب این است که آن را در قفسه کتابخانه خود جای دهد.  اصولا انسان از داشتن کتاب در کنار خود لذت می‌برند. کتابها شایسته این هستند که در جای مناسبی نگهداری شوند و تا زمانی که به شکل درست و مناسب با تفکر و اندیشه، انتخاب و به کتابخانه شخصی وارد شوند، احساس شادمانی بیشتری به انسان به همراه خواهند داشت. در واقع باید گفت...
صفحه 10 از 14« جدیدتر...89101112...قدیمی تر »