اصطلاحنامه

reader:  (فرد) خواننده

reader:  (نوعی کتاب) گزینده آثار، آثار برگزیده، درس‎نامه ؟؟؟

reader oriented: خواننده مدار

readership: ؟؟؟

legibility: خوانایی

readability: خوانش‌پذیری

reading: خواندن، خوانش، قرائت،

reading disability: ناتوانی در خواندن

reader response theory: نظریه واکنش خواننده

reception theory: نظریه دریافت

silent reading: خموش‌خوانی، صامت‌خوانی، آرام‌خوانی

Bible: کتاب قدس

biblical: کتاب مقدسی

Biblisit: کتاب مقدس شناس

 biblio: پیشوند کتاب

bibliography: کتابشناسی، کتابنامه

bibliophile: کتاب‌دوست، کتاب‌باره

bibliofilm: فیلم کتاب، عکس نامه

biblioklept: کتاب دزد

bibliokleptomenia:  شیدایی کتاب‌دزدی

bibliolater: کتاب‌پرست

bibliology: ؟؟؟

bibliomancy: سرکتاب (فال گرفتن با کتاب به ویژه با کتاب مقدس)

bibliomania: کتاب شیدایی

bibliophage: کرم کتاب، خوره‌ی کتاب

bibliophobia: کتاب‌هراسی

bibliopole: دلال کتاب، فروشنده کتاب های کمیاب

bibliotheca: کتابخانه

bibliotheraphy: کتاب‌درمانی

book: کتاب

booklore:؟؟؟

bookman:؟؟؟

bookmark: چوب الف

bookmobile: کتابخانه سیار

book binding: صحافی، کتاب دوزی،

book case:

book club:

book end: غش گیر، فرازه

bookish:

book plate:

book seller:

book shelf:

book shop:

book stall:

bookstore:

book worm:

book sign:؟؟؟ (جلساتی با حضور نویسنده و طرفداران او  که با سخنرانی درباره کتاب و امضای کتاب همراه است)

book talk: کتاب‌آشنایی (جلساتی برای اینکه فرد یا افرادی را قانع کنیم که کتابی را بخوانند)

 book review:

book report:

book analysis:

book trailer: تیزر کتاب، تیزر معرفی کتاب

fiction:

 crime fiction:

science fiction:

۲ پاسخبه “اصطلاحنامه”

  1. قاسمي گفت:

    وقت به خیر و خدا قوت.
    معادل برخی از واژه هایی که در اینجا ذکر شده در فرهنگ اطلاع رسانی که چندین سال پیش منتشر شد قابل بازیابی است. در نشانی زیر: http://irandoc.ac.ir/odlis/
    مثلا وقتی برای bibliography کتابشناسی بگذاری برای bibliology نمیدانی چکار کنی. برای مواردی از این دست شاید گزینه هایی در آن منبع باشد. علاوه بر معادل، توصیف کوتاهی هم برای هر واژه داده شده.
    موفق باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*