بازنمایی خواندن در متون

بازنمایی خواندن در «کتاب دزد» اثر مارکوس زوساک

ارسالی توسط در آبا ۲۵, ۱۳۹۱ در انواع خواندن, بازنمایی خواندن در ادبيات, مقاله برگزیده | ۲ نظر

بازنمایی خواندن در «کتاب دزد» اثر مارکوس زوساک

«کتاب دزد» رمانی است درباره‌ی دختر ۹ ساله ای به نام لیزل که کتاب‌دزدی پیشه‌ی اوست و خواندن کار هر روزه‌اش. او برای خواندن هر کاری می‌کند و البته در کنار پدر خوانده‌اش آقای هامیل. آنها برای به دست آوردن کتاب آن را می‌دزدند یا سیگار می‌فرشند و با پول آن کتاب می‌خرند و البته گاهی کتابی را که به دردشان نمی‌خورد، تبدیل به کتابی می‌کنند که نوشته خودشان است و به دردشان می‌خورد. در این نوشته سعی شده است که جنبه‌های مختلف خواندن که در رمان وجود داشته است استخراج شود: جنبه‌هایی نظیر تفاوت موضوع کتاب با مفهوم کتاب، آرامبخشی خواندن، خواندن به عنوان کنش اعتراض، خواندن و فراموشی.

ادامه مطلب

مطالعه و قمار عاشقانه

ارسالی توسط در آبا ۱۱, ۱۳۹۱ در بازنمایی خواندن در ادبيات, تاریخ خواندن, عمومی | بدون نظر

مطالعه و قمار عاشقانه

«… وقتی که شمس تبریزی به مولوی رسید یکی از بزرگترین علاقه‌های مولوی مطالعه بود. ما این را از عکس‌العمل‌های شمس نسبت به مولوی درمی‌یابیم. یکی از مهم‌ترین توصیه‌های شمس به مولوی این بود که مطالعه را به طور کامل باید قطع بکند. و این البته برای یک آدم عالم، مفتی و مدرس کار سختی بود. یعنی او را از منافع اصلی خود بریدن … » منبع: سروش، عبدالکریم. سخنرانی قمار عاشقانه. دقیقه...

ادامه مطلب

برای این کتاب‌ها اجازه گرفته‌ایم

ارسالی توسط در آبا ۱۱, ۱۳۹۱ در بازنمایی خواندن در ادبيات, تاریخ خواندن | بدون نظر

برای این کتاب‌ها اجازه گرفته‌ایم

… پرویس پس از مدتی ضرب گرفتن روی میز از جا بلند می‌شود. قفسه‌ی کتاب توجهش را جلب کرده است. در شیشه‌ای را باز می‌کند، سر را به سویی خم می‌کند و نوشته‌ی پشت کتاب‌ها را می‌خواند، کتابی بیرون می‌کشد و ورق می‌زند. بعد یکی دیگر بر می‌دارد و باز ورق می زند تا نوبت به کتاب دیگری برسد. آخر سر کتاب‌ها را دوباره توی قفسه می چیند. الیزا کیرش‌بائوم می‌گوید: «کتاب‌ها بدون استثنا محتوای طبی دارند.» «بله، دارم می‌بینم» الیزا می‌گوید: «برای این کتاب‌ها اجازه گرفته‌ایم.» … یعقوب کذاب، نوشته یورک بکر، ترجمه علی اصغر حداد ص....

ادامه مطلب

والتر بنیامین و لذت از کتاب

ارسالی توسط در آبا ۱۱, ۱۳۹۱ در بازنمایی خواندن در ادبيات | بدون نظر

والتر بنیامین و لذت از کتاب

والتر بنجامین از متخصصین حوزه مردم‌شناسی در دهه‌ی ۱۹۳۰، چنین می‌نویسد: «برای یک مجموعه‌دار، همیشه یک کشمکش دیالکتیکی بین نظم و بی‌نظمی در مجموعه‌اش وجود دارد.» او این نکته را در مورد کتابخانه خودش عنوان می‌کند. او دریافته بود که کتاب‌ها نوعی معنی نمادین دارند که هیچ ربطی به سودمند بودنشان ندارد. هر چند که سودمند بودن کتابها، اولین الویت آنها در مقایسه با دیگر خصوصیاتشان است. پس به لحاظ نظری، بدانیم در یک کتابخانه خوب، هر کتابی را می‌توان بدست آورد، اما این دلیل نمی‌شود که خود، یک نسخه از آن کتاب را نداشته باشیم، چرا که هر کتاب، تاریخچه و قابلیت‌های خاص خود را دارد.  والتر بنجامین، لذت جستجوی کتاب را چنین توصیف می‌کند: «خرید کتاب، حس جستجو و گشتن به دنبال کتابهای مختلف را ارضاء می‌کند.» وی می‌گوید، یکی از بهترین خاطرات یک مجموعه‌دار، لحظه‌ای است که کتاب ارزشمندی را پیدا می‌کند. کتابی که حتی یک لحظه به آن نیندیشیده و یا نگاهی به آن نینداخته بوده. او، کتاب را تنها و دو افتاده در کتابفروشی می‌یابد و با خریدنش، آزادی و رهایی را به او ارزانی می‌دارد. درست مثل داستان «شب‌های عرب» که در آن شاهزاده‌ای یک دختر برده را خریده و آزاد می‌کند. برای یک مجموعه‌دار، رهایی واقعی یک کتاب این است که آن را در قفسه کتابخانه خود جای دهد.  اصولا انسان از داشتن کتاب در کنار خود لذت می‌برند. کتابها شایسته این هستند که در جای مناسبی نگهداری شوند و تا زمانی که به شکل درست و مناسب با تفکر و اندیشه، انتخاب و به کتابخانه شخصی وارد شوند، احساس شادمانی بیشتری به انسان به همراه خواهند داشت. در واقع باید گفت وجود نوعی تناسب و تعادل مابین فرم خانه، نوع شخصیت صاحب کتاب و نوع کتاب الزامی است.  اصولا تصور اینکه کتابی، بدون قاعده وارد هر خانه‌ای شود کاملا غیر ممکن است و البته برعکس. به این معنی که هر شخصی نمی‌تواند هر نوع کتابی را خریده و وارد کتابخانه‌اش کند، در حالیکه تناسبی بین آنها برقرار نباشد.  منبع:  پاورز، آلن (۱۳۸۴) زندگی با کتاب: چگونه خانه‌هایمان را با کتاب تزئین کنیم. ترجمه ابوالفضل هاشمی، مهرناز خراسانچی. تهران: دبیزش. ص...

ادامه مطلب

کتاب‌ها و روسپی‌ها در خیابان یکطرفه: عدد ۱۳

ارسالی توسط در آبا ۱۰, ۱۳۹۱ در بازنمایی خواندن در ادبيات | بدون نظر

کتاب‌ها و روسپی‌ها در خیابان یکطرفه: عدد ۱۳

وقتی روی این عدد تامل می‌کنم، احساس لذتی دردناک به من دست می‌دهد. مارسل پروست کتاب سفت بسته شده و هنوز عفیف، آن قربانی را انتظار می‌کشد که قبلا خون لبه‌های سرخ کتاب‌های قطور را جاری کرده است؛ دخول یک اسلحه را، یا کارد کاغذ بری را تا پرده از آن برداد. مالارمه ۱- کتاب‌ها و روسپی‌ها را می‌توان به بستر برد. ۲- کتاب‌ها و روسپی‌ها زمان را در هم می‌بافند، بر شب مانند روز، و بر روز مانند شب حکم می‌کنند. ۳- نه کتاب‌ها برای دقیقه‌ها ارزش قائلند، و نه روسپی‌ها. اما آشنایی نزدیک‌تر با آنها نشان می‌دهد در واقع چقدر عجول‌اند. همین که توجه‌مان به آنها معطوف شود، شروع به شمردن دقیقه‌ها می‌کنند. ۴- کتاب‌ها و روسپی‌ها همواره در عشقی ناکامیاب نسبت به یکدیگر بع سر برده‌اند. ۵- کتاب‌ها و روسپی‌ها هر دو مردان ویژه‌ی خود را دارند؛ مردانی که از طریق آنها گذران زندگی می‌کنند؛ و عذابشان می‌دهند، در این زمینه، مردان ویژه‌ی کتاب‌ها منتقدان‌اند. ۶- کتاب‌ها و روسپی‌ها در موسسه‌های عمومی جای دارند- مشتری هر دو دانشجویان‌اند. ۷- کتاب‌ها و روسپی‌ها- به ندرت کسی که تصاحب‌شان می‌کند، شاهد مرگ‌شان می‌شود. پیش از آن که عمرشان به سر رسد گم و گور می‌شوند. ۸- کتاب‌ها و روسپی‌ها خیلی علاقه دارند توضیح دهند چگونه این به این روز و حال افتاده‌اند: و از گفتن هیچ دروغی فروگذار نمی‌کنند. در واقع، اغلب، سیر و چگونگی ماجرا را متوجه نشده‌اند، سال‌ها دنبال دلشان رفته‌اند، و روزی بدن فربه در همان نقطه‌ای برای خودفروشی می‌ایستد رفته‌اند، و روزی بدنی فربه در همان نقطه‌ای برای خودفروشی می‌ایستد که صرفا برای آموختن درس زندگی توقفی داشته باشد. ۹- کتاب‌ها و روسپی‌ها وقتی نمایش می‌دهند، دوست دارند پشت کنند. ۱۰- کتاب‌ها و روسپی‌ها زاد و رودشان زیاد است. ۱۱- کتاب‌ها و روسپی‌ها- راهبه‌ی پیر- روسپی جوان. چقدر کتاب هست که زمانی بدنامه بود و اکنون راهنمای جوانان است. ۱۲- کتاب‌ها و روسپی‌ها دعوا مرافعه‌شان را جلو چشم همه می‌کنند. ۱۳- کتاب‌ها و روسپی‌ها – پانویس‌های یکی، اسکناس‌های دیگری در جوراب‌های بلندش است. بنیامین، والتر (۱۳۸۰) خیابان یک طرفه. ترجمه حمید فرازنده. تهران: نشر مرکز. ص...

ادامه مطلب

مطالعه و خواندن در خیابان یک طرفه: عتیقه‌های چینی

ارسالی توسط در آبا ۱۰, ۱۳۹۱ در بازنمایی خواندن در ادبيات, عمومی | بدون نظر

مطالعه و خواندن در خیابان یک طرفه: عتیقه‌های چینی

این روزها کسی نباید  به صلاحیت خود بیهوده اعتماد کند. قدرت اصلی در بدیهه‌سازی است. همه‌ی ضربه‌های کاری با دست چپ فرود می‌آید. در آغاز سراشیبی بلندی که تا خانه‌ی … – زنی که هر شب به دیدنش می‌روم- امتداد می‌یابد، دووازه‌هایی هست. پس از این که او از آنجا نقل مکان کرد، دهانه‌ی منحنی شکل دروازه همچون لاله‌ی گوشی  که شنوایی‌اش را از دست داده است، جلوی راهم سبز شد. نمی‌توانند کودکی در لباس خوابش را راضی کنند به مهمان تازه وارد سلام کند. اهالی خانه با توسل به دیدگاه  بلندپایه‌ی اخلاقی، بیهوده به او گوشزد می‌کنند تا بر خجالتش غلبه کند. چند دقیقه بعد، کودک پیدایش می‌شود، و لخت و عور جلوی مهمان می‌آید. در این فاصله، او حمام کرده است. قدرت نهفته در یک جاده‌ی روستایی وقتی در آن قدم می‌زنیم متفاوت است با وقتی از رویش با هواپیما می‌گذریم. به همین نحو، قدرت نهفته در یک متن وقتی آن را بخوانیم متفاوت است با وقتی از رویش نسخه‌برداری کنیم. مسافران هواپیما تنها می‌بینند که چگونه جاده در میان دشت می‌گذرد و پیش می‌رود، و چطور مطابق با قوانین حاکم بر زمین‌های اطراف تغییر می‌کند. تنها کسی که روی جاده قدم می‌زند، از قدرتی که در اختیار آن است باخبر می‌شود؛ راه برای کسی که از هواپیما به آن نگاه می‌کند چیزی بیش از پهنه‌یی گسترده نیست، اما کسی که روی آن راه می‌رود، در هر گردشش، همچون ندای فرمانده‌یی که سربازان را به پیش فرا می‌خواند، دوردست‌ها، مناظر زیبا، پهنه‌ها، دورنماها را احضار می‌کند. پس تنها متنی که از رویش نسخه‌بردای شده، مسلط بر روح کسی است که خود را به آن سپرده است؛ در صورتی که خواننده‌ی معمولی هرگز جنبه‌های نو درون خود که متن درصدد گشودن آن است، کشف نمی‌کند: آن جاده را که وارد جنگل درونش می‌شود و برای همیشه پشت آن بسته می‌شود ، نمی‌تواند بشناسد: زیرا خواننده‌ی معمولی به حرکت ذهنی‌اش در پرواز آزاد رویایی روزانه ادامه می‌دهد، در حالیکه خواننده‌ای که نسخه‌بردای می‌کند، ذهنش را یکسره در اختیار متن می‌گذارد. این است که پیشه نسخه‌بردای چینی‌ها از کتاب‌ها، ضمانت بی‌بدیل فرهنگ ادبیات بود، و همین کلید فهم معماهای چینی است. بنیامین، والتر (۱۳۸۰) خیابان یک طرفه. ترجمه حمید فرازنده. تهران: نشر مرکز. ص...

ادامه مطلب

آندرو وایلز، آخرین قضیه فرما و کتابخانه محله

ارسالی توسط در آبا ۱۰, ۱۳۹۱ در بازنمایی خواندن در ادبيات | بدون نظر

آندرو وایلز، آخرین قضیه فرما و کتابخانه محله

 در سال ۱۹۹۳ آندرو وایلز، استاد دانشگاه ریاضیات دانشگاه پرینستون، توانست قضیه فرما را که از سال ۱۶۳۷ به مدت ۳۵۶ سال بزرگ‌ترین ریاضی‌دانان را به خود مشغول کرده بود حل کند. یک روز وایلز در سن ۱۰ سالگی، هنگام بازگشت از مدرسه به کتابخانه محله‌شان سری می‌زند. او در آنجا کتابی خواند که در آن به آخرین قضیه فرما اشاره داشت. وی پس از هفت سال کار طاقت‌فرسا توانست آن قضیه را اثبات کند. منبع: وارما، سوندار (۱۳۸۷) قوانین، نظریه‌های علمی و چیزهای دیگر به زبان ساده. ترجمه محمدرضا توکلی صابری، تهران: مازیار. ص....

ادامه مطلب

پایان پایان جهان: یک آخرالزمان کتابی

ارسالی توسط در آبا ۱۰, ۱۳۹۱ در بازنمایی خواندن در ادبيات, عمومی | بدون نظر

پایان پایان جهان: یک آخرالزمان کتابی

نوشته خولیو کورتاسار (۱۹۱۴-     )- آرژانتین  از آنجا که کار نوینسدگان را پایانی نیست، آن چند خواننده محدودی که روی زمین وجود داشتند ، شغل عوض خواهند کرد و به هر روی خواهند نوشت. سال به سال بر شمار قلم به دستان و کارخانه های کااغذ و مرکب سازی در اقصا نقاط جهان افزوده خواهد شد، روز از آن نویسندگان و شب از آن ماشینهایی می‌شود که کار نویسندگان را چاپ می‌کنند. اول از همه کتابخانه‌های شخصی سرریز می‌شوند بعد ادارات شهر تصمیم می گیرند (تا آنجایی که مائیم) میدانهای بازی بچه‌ها را از میان ببرند، تا کتابخانه‌ها گسترش پیدا کنند، پس  از آن نوبت زایشگاهها، کشتارگاهها، سربازخانه‌ها و بیمارستانها می شود. فقیرها از کتاب به  جای آجر استفاده می‌کنند، با آهک و ساروج رنگشان می‌زنند، دیوارهایی بنا می کنند از کتاب و در خانه‌هایی از کتاب سکنی می گزینند. پس از آن کتابها محدوده شهرها را در می‌نوردند و به مزرعه‌ها هجوم می برند، و مزارع غلات و آفتابگردان‌ها را لگدمال می‌کنند، میان دو دیوار خیلی بلند از کتاب باریکه راهی برای عبور- در صورتی که راه اصلا بسته نباشد- به اسم خیابان بوجود می آید. هر از گاهی دیواری وا می رود و باعث تصادفات فجیعی می شود. اما نویسندگان بی وقفه می‌نویسند، زیرا انسانیت برای رسالت خود احترام قائل است و آثار چاپی بالاخره سر به ساحل دریاها می زنند. رئیس جمهور یک جمهوری به رئیسان جمهوری‌های دیگر تلفن می‌زند و پیشنهاد خردمندانه‌ای مطرح می‌کند، از این قرار که مازاد کتابها را به دریا بریزند، البته این کا رهمزمان در ساحل همه سرزمینها رخ می دهد بدین ترتیب کاتبان سیبریایی خیره به ریخته شدن محصولات فرهنگی‌شان به دریای یخی می‌نگرند، کاتبان اندونزیایی و غیره نیز همینطور. این کار به نویسندگان اجازه می‌دهد تولیدات خود را افزایش دهند- زیرا که با این کار از نو در خشکی‌ها جایی باز می شود که کتابهاشان را در آن انبار کنند. نگران این نیستند که دریا هم کفی دارد و آثار چاپی در ته دریا روی هم تلنبار می‌شوند، اول به شکل توده‌ای چسبناک، بعد به شکل انبوهه‌ای درهم تنیده و بزرگ، و عاقبت به شکل اشکوبهایی مقاوم مانند کوه یخی جاری می شوند، که هر روز چند متر بالاتر می آید و سرانجام به سطح آبها می‌رسد. آبهای دریاها به خشکی ها رخنه می‌کنند و تقسیمات جدیدی از قاره‌ها و اقیانوس‌ها بوجود می‌آید و رئیسان جمهوری جمهوری‌های مختلف از دریاها و شبه جزیره‌ها جدا می‌شوند، جاه طلبی رئیس جمهوران دیگر جمهوریها برای وسعت دادن خطوط مرزی گل می‌کند، و غیره و غیره … آب دریاها که بالضروره گسترش یافته بود، بیش از پیش تبخیر می شود، قاطی ماشینهای چاپ می شود و چسب تولید میکند، به طوری که ناخدای کشتی های بزرگ که بر آبراههای بزرگ می رانند روزی پی می برند که کشتی‌هایشان یکباره سرعت‌شان را کم می‌کنند و ناگهان شتاب‌شان از سی گره به بیست و پانزده گره می‌رسد ، موتورشان به پت پت می افتد، میلزرد و پیچ و مهره‌های آن شل و ول می شود. عاقبت تمام کشتی‌ها به گل و لای می نشیند و در نقاط مختلف متوقف می‌شوند و نویسندگان تمامی جهان هزار و صد هزاران نوشته چاپی می‌انگارند که در آنها با خوشحالی و شعف فراوان، وقایع طبیعی توضیح داده می شود. رئیس جمهورها و ناخدایان تصمیم می گیرند، کشتی ها را جزیزه و کازینو تبدیل کنند، جمعیت با پای پیاده دریای چسبنده را رد می‌کنند...

ادامه مطلب

دی. اچ. لارنس و کتابخانه عمومی

ارسالی توسط در آبا ۱۰, ۱۳۹۱ در بازنمایی خواندن در ادبيات | بدون نظر

دی. اچ. لارنس و کتابخانه عمومی

… مردان ایست‌وود همه معدنکار بودند و زن‌ها همه خانه‌دار. لارنس معدن‌کار نبود، می‌ماند خانه‌داری. او در همین ایام (احتمالا ۱۹۰۰ تا ۱۹۰۵) خواندن را شروع کرد. کتابخانه محلی ناحیه شده بود پناهگاهش؛ دیکنز، شکسپیر، تولستوی، ایپسن و اروین و شوپنهاور. تبدیل به کرم کتاب شده بود و سیری نداشت. در این بین ارتباط عمیقی هم با خواهر دوستش برقرار شد که نامش جسی بود … جسی و لارنس ساعتها درباره کتاب، دنیا و مافیا گپ‌های روشنفکری می‌زدند و کم‌کم لارنس شورع کرد به شعر گفتن کرد … منبع: مثل یک مرد نیمه محترم! (۱۳۸۸) در همشهری جوان. سال پنجم. شماره ۲۵۲، ۸ اسفند ۱۳۸۸. صفحه ۵۷. *دیوید هربرت لارنس(۱۸۸۵-۱۹۳۰)   David Herbert Lawrance رمان نویس و شاعر انگلیسی نکات قابل تامل: ۱- در اوایل دهه اول ۱۹۰۰ (یعنی صد سال پیش و حتی شاید قبل‌تر) کتابخانه‌های محلی در انگلستان معنا و جایگاه خود را داشتند. ۲- مجموعه کتابهای آن کتابخانه‌ها به گونه‌ای بود که ذهنی جوینده را پاسخگو باشند و همچنین تنوع موضوعی آن از نامهای موجود مشخص است. ۳- اگر بدانیم که پدر لارنس کارگر معدن بوده است، می‌توانیم بگوییم که استفاده از کتابخانه‌ها برای همه قشرها یکسان بوده است: برای لارنس پسر یک معدنچی همانند جسی دختر یک زمین‌دار این امکان وجود داشته است. تصور کنید که اگر یک کتابخانه در یک قرن تنها یک نویسنده یا شاعر بپرورد چه اتفاقی برای آن سرزمین...

ادامه مطلب

نیچه، کتاب و نخواندن

ارسالی توسط در آبا ۷, ۱۳۹۱ در بازنمایی خواندن در ادبيات | بدون نظر

نیچه، کتاب و نخواندن

… چشمانم سبب شد که دیگر به خواندن موشکافانه آثار آلمانی در باب زبانشناسی نپردازم و از «کتاب» رهایی یابم، سال ها دیگر هیچ نخواندم و این بزرگترین نیکی در حق خودم بود! آن پست ترین خویشتن مدفون و خموش در زیر بار دائمی اجبار به شنیدن سخن دیگران (این که همان مطالعه است!) آرام، شرمگین و با تردید از خواب برخواست و سرانجام دوباره لب به سخن گشود! هیچ گاه چون آن بیمارترین و دردناک ترین دوره ی زندگی خویش نیکبخت نبوده ام. …   منبع: نیچه، فردریش- این است انسان: چگونه آن می شویم که هستیم. ترجمه سعید فیروزآبادی. تهران: جامی، ۱۳۸۴. صفحه...

ادامه مطلب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*