بازنمایی خواندن در متون

تبارِ سرخوردگی ما از کتاب‌نخوانی: تأملی در تاریخ صدساله‌ی حسرت کتاب‌خوان نبودن ما

ارسالی توسط در آذر ۱۷, ۱۳۹۳ در بازنمایی خواندن در ادبيات, تاریخ خواندن, ترویج خواندن | یک نظر

تبارِ سرخوردگی ما از کتاب‌نخوانی: تأملی در تاریخ صدساله‌ی حسرت کتاب‌خوان نبودن ما

در سال ۱۳۰۹ مؤسسه‌ی خاور اعلامیه‌ی تأسیس خود را منتشر می‌کند. این جمله بر نخستین خط اعلامیه‌ی خودنمایی می‌کند: «هر کس به‌خوبی می‌داند که نبودن کتاب چه لطمه‌ی بزرگی به معارف مملکت ما زده و چه اندازه باعث سرشکستگی ما نزد دیگران و ضرر افراد مملکت گردیده است.» (قاسمی، ۱۳۸۰)  این جمله که نزدیک به ۸۰ و اندی سال پیش گفته شده است، نشان از حس و حالی دارد که آن‌قدر جاافتاده است که در نوشتار بیاید و همگانی منتشر شود. حدود نیم قرن بعد از آن، در سال ۱۳۵۵ بر اثر حوادثی، کتاب‌های درسی مدارس تا آبان‌ماه توزیع نمی‌شوند. نماینده‌ی رشت درخصوص این ماجرا در مجلس...

ادامه مطلب

زنانگی خواننده و مردانگی نویسنده

ارسالی توسط در آذر ۱۷, ۱۳۹۳ در بازنمایی خواندن در ادبيات, مقاله برگزیده, نظرورزی در باب خواندن | یک نظر

زنانگی خواننده و مردانگی نویسنده

گلی ترقی داستانی دارد با عنوان «درخت گلابی» که شاید خوانده باشید یا فیلمی را که داریوش مهرجویی بر اساس آن ساخته است دیده باشید. هنگامی که این داستان را میخواندم جایی رسیدم که راوی داستان اولین بار «میم» را توصیف می‌کند: «پشت درختانی سبز پسربچه‌ای لاغر ایستاده و نزدیک به او، روی پتویی چهارخانه، دختری جوان نشسته و کتاب می‌خواند» راوی که یک نویسنده است، در سن دوازده سالگی عاشق دخترک کتابخوانی می‌شود که چندسالی از او بزرگتر است. یکی از دو تصمیم بزرگ عاشق جوان این است که می‌خواهد نویسنده شود. بگذارید چند قسمت دیگر از داستان را که نشانه‌های...

ادامه مطلب

شیدایان کتاب در خانه کاغذی

ارسالی توسط در شهر ۱۹, ۱۳۹۳ در بازنمایی خواندن در ادبيات, روانشناسی خواندن, معرفی کتاب, مقاله برگزیده | بدون نظر

شیدایان کتاب در خانه کاغذی

مروری بر «خانه کاغذی» نوشته کارلوس ماریا دومینگز قصد ندارم در این یادداشت به نقد ادبی بپردازم، بلکه هدف من بررسی یک مفهوم در حوزه «مطالعاتِ خواندن» است که در این داستان بدان پرداخته شده است: کتاب‌شیدایان و اینکه آنها چگونه می‌خوانند. این تصور که کتاب خواندن، باعث می‌شود زندگی آدمی بهتر شود یا کتاب خواندن کار خوب و عالمانه‌ای است، حرفی است که همه از پس گفتنش برمی‌آیند. اما اینکه کسی بیاید و بگوید کتاب‌خواندن جان افراد را به خطر می‌اندازد کمی غریب به نظر می‌رسد، بخصوص اگر این فرد شواهدی هم ارائه دهد، کار کمی پیچیده‌تر می‌شود. کارلوس ماریا...

ادامه مطلب

انسان مدرن موجودی روزنامه‌خوان و زناکار

ارسالی توسط در مرد ۲۹, ۱۳۹۳ در بازنمایی خواندن در ادبيات, مقاله برگزیده | یک نظر

انسان مدرن موجودی روزنامه‌خوان و زناکار

پیشتر در مطلبی با عنوان «عمل وقیحانۀ روزنامه خواندن» مطلبی از مارسل پروست نقل کردم که در آن روزنامه‌خوانی عملی ناخوشایند و شهوانی به شمار آمده بود. اخیراً نیز وقتی کتاب «سقوط» کامو را خواندم به مطلبی در برخوردم که همچون پروست روزنامه‌خوانی را در ردیف زنا به شمار آورده است و انسان مدرن را موجود روزنامه‌خوان و زناکار خطاب کرده است: همیشه این طور به نظرم رسیده است که هموطنان ما به دو چیز ولع دارند: یکی افکار و عقاید و دیگری زنا. و، اگر بتوان گفت، از هر کجا که باشد. البته بهتر است از محکوم کردن آنان خودداری کنیم، تنها آنان نیستند، همه اروپا در...

ادامه مطلب

عمل وقیحانۀ روزنامه خواندن

ارسالی توسط در فرو ۷, ۱۳۹۳ در بازنمایی خواندن در ادبيات, روانشناسی خواندن | یک نظر

عمل وقیحانۀ روزنامه خواندن

پیر بوردیو (Pierre Bourdieu) در بخشی از کتاب «تمایز» به بخشی از یادداشت مارسل پروست (Marcel Proust) با عنوان «آخرین احساسات یک مادرکُش» اشاره می‌کند که در آن پروست از روزنامه‌خوانی  به عنوان «عملی وقیحانه و شهوانی» یاد می‌کند چراکه: «همه شوربختیها و فجایعی که جهانیان را در بیست و چهار ساعت گذشته عذاب داده است -جنگهایی که به قیمت جان پنجاه هزار نفر تمام شده است، قتل‌ها، اعتصاب‌ها، ورشکستگی‌ها، آتش‌سوزی‌ها، مصمومیت‌ها، خودکشی‌ها، طلاقها، دیوانگی سیاستمداران  و هنرپیشه‌ها- همه و همه برای سرگرمی شخصی ما به یک جشنواره صبحگاهی تبدیل میشوند که چاشنی...

ادامه مطلب

مکانِ خواندن

ارسالی توسط در تیر ۲۱, ۱۳۹۲ در بازنمایی خواندن در ادبيات, تاریخ خواندن, مقاله برگزیده | ۴ نظر

مکانِ خواندن

رابرت دارنتون (Robert Darnton:1939 to now) مورخ کتاب و متخصص تاریخ خواندن یکی از موضوعات مهم در بررسی تاریخ خواندن را مکان خواندن می‌داند. از نظر او تحقیق درباره مکان خواندن می‌تواند به کشف مفروضات پنهانِ خواندن در میان مردم کمک کند، اینکه مردم خواندن را چگونه عملی میدانستند و خواندن چه بخشی از زندگی آنها بوده است. دارنتون در طی مقاله خود *نمونه‌ای از بررسی‌های انجام شده را درباره مکان خواندن ارائه می‌کند. او ابتدا به تصویری از کتابخانه لیدن اشاره می‌کند که تاریخ خلق آن به سال ۱۶۱۰ بر می‌گردد. «آن تصویر  کتاب‌های حجیم و سنگینی را نشان می‌دهد...

ادامه مطلب

مطالعات دستوری و کتاب‌خواندن‌های پیشنهادی

ارسالی توسط در خرد ۲۶, ۱۳۹۲ در انواع خواندن, بازنمایی خواندن در ادبيات, ترویج خواندن, دین و خواندن, مقاله برگزیده | ۲ نظر

مطالعات دستوری و کتاب‌خواندن‌های پیشنهادی

اشاره: آنچه در پی می‌آید، برگرفته از کتاب «رشد» اثر مرحوم علی صفایی حائری (عین-صاد) است. مرحوم صفایی به دینداری نگاهی اگزیستانسیال داشت؛ یعنی آن را امری وجودی می‌دانست که باید با اختیار و طلب و تشنگی خود فرد آغاز شود و از درون او بجوشد. به تعبیر خود ایشان، نمی‌توان با تحریک و تهییج و هل‌دادن و به‌دوش‌کشیدن انسان‌ها را باایمان کرد. ممکن است از طریق اینها بتوان کسی را برای مدتی به دین جذب کرد، اما تا درد و طلب و تشنگی نباشد، هرآینه ممکن است در تقابل با بحران‌ها و پرسش‌ها، فرد از راه برگردد و جذب محرک‌ها و مهیج‌های دیگر گردد. نگاه ایشان به مطالعه، به‌ویژه مطالعۀ متون دینی نیز مبتنی بر همین اصل است. تا فرد دغدغه و پرسش و طلب نداشته باشد، خواندن این کتاب و آن کتاب جز امتلاء ذهنی ارمغانی برایش نخواهد داشت. با هم عبارات مرحوم صفایی را مرور می‌کنیم:

ادامه مطلب

لعنت بر نوزلاماخوان‌ها

ارسالی توسط در خرد ۴, ۱۳۹۲ در انواع خواندن, بازنمایی خواندن در ادبيات, تاریخ خواندن, مقاله برگزیده | یک نظر

لعنت بر نوزلاماخوان‌ها

در جایی حکایتی خواندم از دورانی که در آن  مردم روزنامه‌هاخوان‌ها را لعنت می‌فرستادند*. آن حکایت این‌چنین بود که مردی درباره   زنش و اینکه او را همراه با خود بیرون بیاورد یا نه، به مشکل بر می‌خورد و در پی فردی است که این مسئله را حل کند: « … بهتر است با شخص ناشناسی که اهل خواندن و نوشتن است مشورت کنم. موقعی که از جلوی دکان یک بخاری‌ساز می‌گذشتم، دیدم که استادکار یک کاغذ خیلی بزرگی، خیلی بزرگ، را در دست گرفته و دارد می‌خواند. داخل دکان شدم و مثل اینکه میخواهم چیزی را بخرم مشغول نگاه کردن به این طرف و آن طرف شدم. استاد سرش را از روی کاغذ...

ادامه مطلب

“کالای جدید”؛ دربارۀ خلاصه‌نویسی و خلاصی از رنج خواندن

ارسالی توسط در فرو ۲۵, ۱۳۹۲ در انواع خواندن, بازنمایی خواندن در ادبيات, عمومی, مقاله برگزیده | بدون نظر

“کالای جدید”؛ دربارۀ خلاصه‌نویسی و خلاصی از رنج خواندن

در کتاب “قصه‌های یک دقیقه‌ای” که مجموعه داستان‌های کوتاه از ایشتوان ارکنی (Istvan Orkeny)، نویسندۀ مجارستانی است و توسط کمال ظاهری و نشر چشمه ترجمه و منتشر شده است، داستانی آمده با عنوان “کالای جدید”. حال و هوای متن، تبلیغ یک کالای جدید را به ذهن متبادر می‌کند؛ در واقع داستان چیزی جز یک متن تبلیغاتی یا پیام بازرگانی فرضی نیست. اما ورای این پوستۀ ظاهری، متن هجو یک نوع نگاه به “خواندن” (مطالعه) است…

ادامه مطلب

لایه‌های خواندنِ دن کیشوت از چشم فوئنتس

ارسالی توسط در آذر ۲۳, ۱۳۹۱ در بازنمایی خواندن در ادبيات, مقاله برگزیده, نظرورزی در باب خواندن | بدون نظر

لایه‌های خواندنِ دن کیشوت از چشم فوئنتس

این نوشته نگاهی کوتاه به مقاله‌ی سروانتس یا نقد خواندن (Cervantes o la critica de la lectura) نوشته کارلوس فوئنتس (Carlos Fuentes Macías: ۱۹۲۸-۲۰۱۲) است. فوئنتس در این مقاله سعی دارد تا لایه های مختلف خواندن و نیز وضعیت خواننده نسبت به متن را در رمان دن کیشوت (Don Quixote) بررسی کند. دن کیشوت (عنوان کامل: نجیب زاده هوشمند، دن کیشوت دلامانچا) رمانی است که سروانتس (Miguel de Cervantes Saavedra: ۱۵۴۷-۱۶۱۶) آن را در دو بخش در سالهای ۱۶۰۵ و ۱۶۱۵ منتشر کرد.  دن کیشوت دلامانچا دهکده خود را ترک می کند و به میان دنیا می رود و کشف کند که جهان به آنچه...

ادامه مطلب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *