پاتریوت اَکت و آن مرد بیوطن

پاتریوت اَکت و آن مرد بیوطن

Share

بعد از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ کنگره آمریکا لایحه‌ای با عنوان «لایحه میهن‌دوستی آمریکا» (USA Patriot Act) به تصویب رساند. تحت این لایحه دولت آمریکا در صدد بود تا کنترل امنیتی خود را علیه تروریست‌ها تقویت کند. از جمله مفاد این لایحه  (بخش ۲۱۵)  این بود که پلیس می‌توانست بدون اجازه قضایی به پیشینه‌های کتابخانه‌ای افراد  مظنون، بدون اطلاع آنها دسترسی پیدا کند. بر این اساس اف بی آی می‌توانست فهرست کتابهایی را که فرد امانت گرفته بررسی کند تا از آثاری که وی مطالعه کرده است مطلع شود. انجمن  کتابداران آمریکا به شدت مقابل این ماده ایستادگی کرد چرا که این ماده را در مغایرت با آزادی بیان و حریم خصوصی افراد می‌دانست. علارغم اعتراض انجمن کتابداران، این قانون تغییر نکرد بنابراین کتابداران بسیاری برای اینکه در چنین عملی شریک نشوند، پیشینه‌های امانت اعضای کتابخانه‌ها را از بین بردند.  بسیاری از کتابداران بر این باور بودند که اگرچه خواسته ماموران امنیتی مهم است اما این خواسته دستاویزی برای محدود کردن آزادی خواندن خواهد شد.

کرت ونه‌گوت (Kurt Vonnegut: ۱۹۲۳-۲۰۰۷)در کتابی با عنوان «مردی بدون وطن*» از این عمل کتابداران تجلیل می‌کند و اینچنین می‌نویسد:

…حال که موضوع کتابسوزان پیش آمد، میل دارم به کتابداران کتابخانه‌ها تبریک بگویم. این کتابداران به خاطر قدرت جسمانی، یا ارتباط‌های سیاسی نیرومند و یا به خاطر ثروت کلان‌شان صاحب شهرت نیستند. این کتابداران در سراسر کشور سرسختانه در مقابل چاقوکش‌ها و گردن‌کلفت‌های ضد دموکراسی مقاومت کرده‌اند، گردن‌کلفت‌هایی که قصد داشتند پاره‌ای از کتاب‌ها را از کتابخانه‌ها جمع کنند. کتابداران به جای آن‌که اسم اشخاصی را که آن کتاب‌ها را خواسته بودند برای پلیس افکار افشا کنند، مدارک آن را از بین بردند.

و چنین است که هنوز هم آن امریکایی که سخت دوست می‌داشتم وجود دارد، هرچند آن امریکا در کاخ سفید، در دادگاه عالی، در سنا و مجلس نمایندگان یا در رسانه‌ها وجود ندارد. آن امریکایی که من سخت دوست می‌داشتم هنوز هم پشت میز بلند محل استقرار کتابداران کتابخانه‌های ملی حضور دارد.

و حال که هنوز هم از کتاب میگویم این را نیز بگویم که: منابع خبری روزانه ما یعنی روزنامه‌ها و تلویزیون اکنون چنان بزدل هستند، چنان نسبت به حقوق مردم بی‌خیال و بی‌توجه هستند، چنان تهی از اطلاعات هستند که فقط از طریق کتاب است که می توان فهمید به راستی چه می‌گذرد. …

* مردی بدون وطن. کرت ونه‌گوت. ترجمه علی‌اصغر بهرامی.  نشر چشمه. صفحه ۹۳.

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «مجله مطالعات خواندن» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که در کنار همکاری علمی شما عزیزان، تداوم کار این سایت به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وابسته است. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند:

۴ پاسخبه “پاتریوت اَکت و آن مرد بیوطن”

  1. مقایسه اش کنیم با کارمندای کتابخونه های خودمون که از سر بیکاری پیشینه کاربرا رو چک میکنن تا بشه دستخوش حرف های خاله زنکی!!!!

    • سیامک محبوب گفت:

      راستش کتابدارهای ما در این مملکت مطالبه‌ای دارند به اسم منزلت اجتماعی، اما معلوم نیست چرا باید اجتماع چنین منزلتی را برایشان قائل شود. چه زمانی کتابدارها به دفاع از اجتماع خویش برخواستند که اجتماع به دفاع از کتابداران خود اقدام کند …

      • از جمله تون خیلی خوشم اومد آقای محبوب: “ما معلوم نیست چرا باید اجتماع چنین منزلتی را برایشان قائل شود”
        مشک آن است که خود ببوید* نه آنکه عطار بگوید.

        متاسفانه ما در عمل نتونستیم خودمون رو ثابت کنیم. علم هایی که در دانشگاه داره به خورد دانشجو داده میشه چندین سال از عمل هامون در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی فاصله داره

        ممنون از نظرتون

  2. از یادداشتتان بسیار لذت بردم آقای محبوب به ویژه در پیوند با فیلم سینمایی ۷ که فکر نمی کردم ادعای کارآگاه سامرست تا به این حد مبتنی بر شواهد بوده است.
    اما جسارتاً با فرمایشات جناب منصورزاده مخالفم. به این راحتی نمی توانید جامعۀ کتابداران را به سخره بگیرید و با دیدۀ تحقیر بنگیرید.
    چه بسا کتابدارانی که در چنبرۀ بستۀ قوانین دست و پاگیر و مشکلات و محدویتهای فراوان، به کاربرانشان خدمات ارائه می کنند، با تمام توان در رفع نیاز اطلاعاتی شان می کوشند اما دنبال نام و دیده شدن و منزلت طلبی نیستند.
    منکر کاستی های متعدد در جنبه های مختلف مرتبط با این قشر نیستم اما همه را از دم از بر تیغ گذراندن هم بی انصافی است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*