فرهنگ سرگرمی‌خواهی و مطالعه

فرهنگ سرگرمی‌خواهی و مطالعه

یکی از دلایل پایین بودن تحقیرآمیز مطالعه در میان ما این است که هرچند مطالعه برخوردار از وجهی سرگرمی است اما کتاب، در مجموع، از قابلیت تبدیل شدن به یک ابزار سرگرم‌کننده‌ی مطلوب را برخوردار نیست (ص ۱۶۹).

—————————————————————-

سرگرمی‌خواهی فارغ از هر گونه فعالیت مولدی است. از این رو، فرد سرگرمی‌خواه حتی اگر روزنامه‌ای دست بگیرد بیشتر آن را تماشا می‌کند و ورق می‌زند تا بخواند. چرا که خواندن مستلزم سعی است، و از آن بالاتر، اگر خواندن واقعی باشد اصلا تولید کردن است؛ تولید اندیشه(ص ۱۶۱).

—————————————————————-

قاضی مرادی در بخش دوم اثرش کار و فراغت ایرانیان به بحث بیگانگی فراغت و فرهنگ سرگرمی‌خواهی در میان ایرانیان می‌پردازد. او با بحث‌هایی که در بخش اول کتاب خود انجام می‌دهد نشان می‌دهد که فرهنگ کار/ فراغت در ایران به فرهنگ زحمت یا اشتغال/سرگرمی‌خواهی تبدیل شده است.

مفهوم کار در نزد قاضی مرادی فعالیتی غایتمند و اجتماعی است که به تولید کالای مادی یا غیر مادی می‌انجامد. اما ااشتغال شکل بیگانه‌شده‌ی کار است که معرف تلاش معاش است به این معنا که شخص کار می‌کند تا امکان مصرف به دست بیاورد و مصرف می‌کند تا زنده بماند.

وی همچنان که کار را فعالیتی خلاق و مولد به شمار می‌آورد، فراغت را نیر در کنار کار فعالیتی خلاقانه می‌داند. فعالیت‌های زمان فراغت خودانگیخته و آزادانه در راستای بازآفرینی فرد، خودبیانگری و بازیابی خویشتن است. در مقابل در فرهنگی که کار به شکل زحمت درآمده است فراغت نیز به سرگرمی‌خواهی تغییر شکل می‌دهد. سرگرمی‌خواهی عملی است منفعلانه که در جهت رفع رنج حاصل از اشتغال و زحمت است.

منبع: قاضی‌مرادی، حسن (۱۳۸۶) کار و فراغت ایرانیان. تهران: اختران.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*