پایان پایان جهان: یک آخرالزمان کتابی

پایان پایان جهان: یک آخرالزمان کتابی

Share

نوشته خولیو کورتاسار (۱۹۱۴-     )- آرژانتین

 از آنجا که کار نوینسدگان را پایانی نیست، آن چند خواننده محدودی که روی زمین وجود داشتند ، شغل عوض خواهند کرد و به هر روی خواهند نوشت. سال به سال بر شمار قلم به دستان و کارخانه های کااغذ و مرکب سازی در اقصا نقاط جهان افزوده خواهد شد، روز از آن نویسندگان و شب از آن ماشینهایی می‌شود که کار نویسندگان را چاپ می‌کنند. اول از همه کتابخانه‌های شخصی سرریز می‌شوند بعد ادارات شهر تصمیم می گیرند (تا آنجایی که مائیم) میدانهای بازی بچه‌ها را از میان ببرند، تا کتابخانه‌ها گسترش پیدا کنند، پس  از آن نوبت زایشگاهها، کشتارگاهها، سربازخانه‌ها و بیمارستانها می شود. فقیرها از کتاب به  جای آجر استفاده می‌کنند، با آهک و ساروج رنگشان می‌زنند، دیوارهایی بنا می کنند از کتاب و در خانه‌هایی از کتاب سکنی می گزینند. پس از آن کتابها محدوده شهرها را در می‌نوردند و به مزرعه‌ها هجوم می برند، و مزارع غلات و آفتابگردان‌ها را لگدمال می‌کنند، میان دو دیوار خیلی بلند از کتاب باریکه راهی برای عبور- در صورتی که راه اصلا بسته نباشد- به اسم خیابان بوجود می آید.

هر از گاهی دیواری وا می رود و باعث تصادفات فجیعی می شود. اما نویسندگان بی وقفه می‌نویسند، زیرا انسانیت برای رسالت خود احترام قائل است و آثار چاپی بالاخره سر به ساحل دریاها می زنند. رئیس جمهور یک جمهوری به رئیسان جمهوری‌های دیگر تلفن می‌زند و پیشنهاد خردمندانه‌ای مطرح می‌کند، از این قرار که مازاد کتابها را به دریا بریزند، البته این کا رهمزمان در ساحل همه سرزمینها رخ می دهد بدین ترتیب کاتبان سیبریایی خیره به ریخته شدن محصولات فرهنگی‌شان به دریای یخی می‌نگرند، کاتبان اندونزیایی و غیره نیز همینطور. این کار به نویسندگان اجازه می‌دهد تولیدات خود را افزایش دهند- زیرا که با این کار از نو در خشکی‌ها جایی باز می شود که کتابهاشان را در آن انبار کنند. نگران این نیستند که دریا هم کفی دارد و آثار چاپی در ته دریا روی هم تلنبار می‌شوند، اول به شکل توده‌ای چسبناک، بعد به شکل انبوهه‌ای درهم تنیده و بزرگ، و عاقبت به شکل اشکوبهایی مقاوم مانند کوه یخی جاری می شوند، که هر روز چند متر بالاتر می آید و سرانجام به سطح آبها می‌رسد. آبهای دریاها به خشکی ها رخنه می‌کنند و تقسیمات جدیدی از قاره‌ها و اقیانوس‌ها بوجود می‌آید و رئیسان جمهوری جمهوری‌های مختلف از دریاها و شبه جزیره‌ها جدا می‌شوند، جاه طلبی رئیس جمهوران دیگر جمهوریها برای وسعت دادن خطوط مرزی گل می‌کند، و غیره و غیره …

آب دریاها که بالضروره گسترش یافته بود، بیش از پیش تبخیر می شود، قاطی ماشینهای چاپ می شود و چسب تولید میکند، به طوری که ناخدای کشتی های بزرگ که بر آبراههای بزرگ می رانند روزی پی می برند که کشتی‌هایشان یکباره سرعت‌شان را کم می‌کنند و ناگهان شتاب‌شان از سی گره به بیست و پانزده گره می‌رسد ، موتورشان به پت پت می افتد، میلزرد و پیچ و مهره‌های آن شل و ول می شود. عاقبت تمام کشتی‌ها به گل و لای می نشیند و در نقاط مختلف متوقف می‌شوند و نویسندگان تمامی جهان هزار و صد هزاران نوشته چاپی می‌انگارند که در آنها با خوشحالی و شعف فراوان، وقایع طبیعی توضیح داده می شود.

رئیس جمهورها و ناخدایان تصمیم می گیرند، کشتی ها را جزیزه و کازینو تبدیل کنند، جمعیت با پای پیاده دریای چسبنده را رد می‌کنند و به جزایر و کازینوها هجوم آورند: فضایی با حرارت مناسب، به ارکسترهای محلی که با آهنگ‌هایش مردم تا صبح علی الطلوع می رقصند، زیبایی خاصی می‌دهد. فرآوردهای چاپی تازه در ساحل دریاها انباشته می‌شوند اما غیر ممکن است بتوانند آنها را توی دریای خمیری و غلیظ روی هم انبار کنند، از این رو دیواری از آثار چاپی شکل می گیرد و کوهها در کرانه دریاهای قدیمی بوجود می‌آیند. نویسندگان بو می‌برند  که کارخانه‌های کاغذ و مراکز تولید مرکب ورشکسته خواهند شد، از این رو از کاغذها  حداکثر استفاده را   می‌کنند، گوشه ها و حواشی آن را می نویسند  و تا جایی که ممکن است با حروف ریزتر می نویسند همین که مرکبها ته  کشید، با مداد به نوشتن ادامه می دهند کاغذ که تمام شد رویه تخته‌ها و کف‌پوشها همچنان می‌نویسند و می‌نویسند، این رویه نیز جا می افتد که یک متن را در متنی دیگر جا بدهند، تا  از فضای خالی میان سطور به خوبی استفاده شود یا با تیغ ریش تراشی حروف چاپی را می تراشند تا کاغذ از نو قابل استفاده شود.

نویسندگان آرام می نویسند، اما شمارشان به حدی زیاد است که آثار چاپی ، خشکی ها را از بستر دریاهای سابق تماما جدا می کنند. در خشکی، تبار نویسندگان محکوم به نابودی در وضعیت ناجوری زندگی می‌کنند، اما دریا پر از جزیره و کازینو یا کشتیهای اقیانوس پیمایی است که رئیس جمهوران جمهوریهای مختلف به آن پناه آورده اند، جایی که جشن عظیمی برپاست. و پیامهایی رد و بدل می شوند: از جزیره ای به جزیره ای، از رئیس جمهوری به رئیس جمهوری و از ناخدایی به ناخدایی.

برگرفته از: واندرا چاک، وولف و دیگران (۱۳۷۹) ۴۳ داستان عاشقانه. ترجمه علی عبداللهی. تهران: مرکز.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*