کمونیسم و سانسور

کمونیسم و سانسور

Share

برخی از غربی‌ها به خصوص کلوزدیترلهمن ادعا می‌کنند که سانسور ایدئولوژیکی که در کشورهای کمونیستی اروپای شرقی و در اتحاد جهاهیر شوروی جریان داست، جای خود را به سانسور بازار آزاد داده است که از نشر آنچه بازاری برای فروش ندارد ممانعت می‌کند. به عقیده این نویسنده اضمحلال فرهنگی که از سانسور در رژیم‌های کمونیستی ناشی‌ شده است، بسیار وحشناک‌تر از آن است که با اثرات بازار آزاد مقایسه گردد. علاوه بر این دامنه سانسور در رژیم کمونیستی بسیار فراتر از تصمیم‌گیری در مورد محتوای منابع انتشاراتی بود. سانسور، یک نظام حاضر در همه‌جا بود که دستیابی به کلیه انواع اطلاعات فرهنگی، اقتصادی، علمی و فنی را کنترل می‌کرد. رژیم کمونیستی با نظام متمرکز مدیریت اقتصادی، اطلاعات را به عنوان یک جزء اساسی از حکومت تلقی نمی‌کرد و زمانی هم که اطلاعات دقیقی گردآوری می‌نمود اجباری به انتقال این اطلاعات به مردم احساس نمی‌کرد.

در دهه‌ی ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ زمانی که کشورهای دیگر نظام ملی اطلاع‌رسانی خود را تاسیس کردند، سردمداران کمونیست لهستان نیز به کتابخانه‌های پژوهشی و متخصصین اطلاع‌رسانی مجوز طراحی شبکه مشابهی را دادند که البته با در نظر گرفتن شرایط لهستان آن روز با خدمات پستی ناکارآمد، خطوط مخابراتی فرسوده و آمارهای غیرقابل اعتماد چنین اقدامی بیهوده بود و ایجاد یک نظام اطلاع‌رسانی کارآمد امکان نداشت…

کنترل سیاسی کمونیست‌های لهستان بر انتشارات،‌ پس از سال ۱۹۴۴ با الگو قرار دادن شورروی شامل موارد ذیل بود:

الف- مالکیت دولتی موسسات انتشاراتی، چاپخانه‌ها، کانالهای توزیع، کتابفروشی‌ها و کتابخانه‌های عمومی

ب- طراحی متمرکز برنامه‌های انتشاراتی

ج- کنترل انتشارات، صنعت چاپ و نمایشگاهها توسط یک دفتر مرکزی (GUKPPIW)

د- اعمال کنترل مرکزی بر انجمن‌های هنری

این گونه سازمان‌ها خوانندگان لهستانی را از دسترسی به ادبیات جهانی، آثار نویسندگان مهاجر لهستان و آثار نویسندگان توده محروم می‌کردند. دولت با ترویج آثار از پیش گزینش شده نویسندگان گذشته و معاصر که از نظر ایدئولوژیکیمسئله‌ای نداشتند، خوانندگان را از سایر آثار محروم می‌کردند‌،‌ در عین حال این تصور را خلق می‌نمود که این خوانندگان هستند که چنین نویسندگانی را ترجیح می‌دهند و ادبیات سبک را رد می‌کنند.

… در دوره کمونیستی کتابخانه‌ها قادر به گردآوری منابع مورد تقاضای استفاده‌کنندگان نبودند و منابع آنها به صورت متمرکز تهیه می‌شد. کتابخانه عمومی، آیین‌نامه‌ها و الگوهای کار آن با مراجعه‌کنندگان به صورت یک سازمان دولتی مانند اداره پست یا مدرسه اداره می‌شد و کتابداران کارگزاران دولت بودند که سیاست‌ فرهنگی دولت را پیاده می‌کردند. به همین دلیل عبارت سیاست فرهنگی در بین کتابداران عکس‌العمل شدیدی ایجاد می‌کند. عده‌ای آن را مترادف با انحصار فرهنگی و سانسور تولیدات فکری و هنری می‌دانند و عقیده دارند که هیچ‌گونه ساست فرهنگی دولتی نیاید وجود داشته باشد و هنر و ادبیات باید به رقایت بازار آزاد واگذار شود.

عده‌ای دیگر علی‌رغم محدودیت سانسور و انحصار ایدئولوژیکی دروه‌ی کمونیسم، برای از دست دادن بودجه تضمین شده‌ی آن دوره و ساعات کار بیشتر کتابخانه‌ها و نیز سطح حرفه‌ای بالایی که وجود داشت، افسوس می‌خوردند.

گروه دیگری نیز بین این دو گروه افراطی وجود داشت. آنها در عین حمایت از ضرورت آزادی مطلق تولیدات ادبی و هنری، مایل نیستند از دولت مرکزی در مورد وظیفه‌ی تامی شرایط دسترسی به فرهنگ سلب مسئولیت کنند.

منبع: کلودزیسکا، جاویگا (۱۳۷۷) مطالعه و کتابخانه‌ها در لهستان امروز: سنت‌گرایی رمانتیک تا بازار آزاد. ترجمه نجلا حریری. فصلنامه پیام کتابخانه سال هستم، شماره سوم، پاییز ۱۳۷۷ ص.۱۷-۲۲.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*