واکنشی به دیدگاه کرن دالی: «کتابدار برای مهم‌تر جلوه دادن کارش نباید آن را کتاب‌درمانی جا بزند!»

واکنشی به دیدگاه کرن دالی: «کتابدار برای مهم‌تر جلوه دادن کارش نباید آن را کتاب‌درمانی جا بزند!»

مهری پریرخ۱استاد علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه فردوسی مشهد

فصلنامه مطالعات خواندن، دوره ۱، شماره ۴، تابستان ۱۳۹۹


کرن دالی، دکترای علوم  کتابداری و اطلاع‌رسانی و مدرس دانشگاه آلبرتا  در مقاله‌ای که ترجمه آن در همین نشریه با عنوان «در باب کتاب‌درمانی» منتشر شده است به نکاتی اشاره کرده است که ضروری است به برخی  از آن‌ها توسط کتابداران توجه شود. نگاهی اجمالی به آثار دکتر دالی نشان می‌دهد ایشان چند مقاله اندک در مورد مشاوره خوانندگان دارند ولی آثاری از ایشان در مورد کتاب‌درمانی به دست نیامد.  

دیدگاه نویسنده محترم در مورد اینکه کتابداران به‌تنهایی نمی‌توانند در کتاب‌درمانی بالینی وارد شوند و توصیه‌ای داشته باشند بجا و موردپذیرش است. من نیز در مقاله‌های مرتبط با کتاب‌درمانی و نیز کتاب‌های مجموعه «بخوانیم، بیندیشیم، بهتر زندگی کنیم» نیز به همین نکته اشاره‌کرده‌ام.  در شرایطی که درد وجود دارد، درمانگر کسی است که از تخصص مرتبط برخوردار است، یعنی روانشناس، مشاور و یا روان‌پزشک. ولی کتابدار می‌تواند یکی از اعضاء گروه باشد و کتاب مناسب و مرتبط را به این متخصصان معرفی کند تا آن‌ها تصمیم بگیرند که متناسب با درد یا مشکل روان‌شناختی و ویژگی‌های مُراجع می‌توان آن را توصیه کرد یا خیر. این امر در مقاله «نقش کتابداران در کتاب‌درمانی» (طاهرزاده موسویان و بیگدلی، ۱۳۹۳) نیز مورد تأکید قرارگرفته است.  نویسنده محترم، کرن دالی، افزون بر کتاب‌درمانی بالینی، به کتاب‌درمانی رشدی نیز اشاره دارد. ولی دیدگاه خود را به‌روشنی در مورد اینکه کتابدار می‌تواند به کتاب‌درمانی رشدی بپردازد یا خیر بیان نمی‌کند. ولی در اواخر مقاله که می‌نویسند کتابداران نباید کار خود را کتاب‌درمانی جا بزنند. این نظر قابل‌بحث است و این نوشته به آن می‌پردازد.  او کتاب‌درمانی رشدی را استفاده از کتاب برای کمک به حل مشکلات افرادی که دارای زمینه پزشکی نیستند می‌داند. اگر هر مشکلی که فرد با آن درگیر است حل نشود می‌تواند مقدمه‌ای باشد برای بروز مشکلاتی که زمینه پزشکی دارند. این مشکلات هرروز و گاه روزی چند بار او را به خود مشغول می‌کنند. برای این مشکلات فرد نمی‌تواند هرروز به پزشک، روان‌پزشک و مشاور مراجعه کند. اگر مایل باشد به مشاور مراجعه کند، نسبت بین مشاوران و جمعیت، نسبتی نیست که به‌راحتی و بدون انتظار بتواند وقت بگیرد. از طرف دیگر، بیشتر افراد امکان پرداخت مداوم هزینه‌های کلان آن‌ها را ندارند. مشکلاتی مانند برخورد نامناسب نانوا، ماشینی که بوق ممتدی می‌کشد و رد می‌شود که به او بفهماند «من عجله دارم در خط کنار رانندگی کن!»، مادری که در دنیای پرمشغله به دنبال یک سرگرمی و فعالیت مفید است تا عزت‌نفس خود را بازیابد. هر یک از این افراد اگر نتوانند آگاهی لازم را نسبت به حل مشکل خود به دست آورند، در اسارت آن مشکل و نوعی سرگردانی به سر خواهند برد و آرامش آن‌ها برهم خواهد خورد.  با این نظر دالی موافقم که پیش‌شرط‌های ارائه خدمت کتاب‌درمانی باید توسط کتابدار رعایت شود. یعنی، ابتدا کتابدار باید با محتوای کتاب‌ها آشنا باشد، کتاب‌ها را خوانده و تحلیل کرده باشد تا اشراف کامل بر محتوا به دست آورده و سپس بتواند متناسب با مشکلات افراد کتاب معرفی کند. در سراسر جهان، سال‌ها کتابدارانی که کتاب‌شناس بودند چنین خدماتی را ارائه کرده‌اند، ولی نام آن را کتاب‌درمانی نگذاشته‌اند. اگر نگرانی، ناآگاهی، سرگردانی را نوعی درد بدانیم، پس کتاب‌درمانی تنها به دردهای فیزیکی و روان‌شناختی مرتبط نیست. درواقع روشی برای پیشگیری از آن دردها است. بنابراین، همان‌طور که در سخنرانی‌ها و نوشته‌های مرتبط با کتاب‌درمانی اشاره‌کرده‌ام، کتابدار دو نقش در این خدمت دارد: الف. معرفی کتاب برای حل مشکل و نیز پیشگیری از آن، ب. کمک به متخصصان برای معرفی کتاب برای درمان.  در نقش اول او، کتاب‌درمانی رشدی رخ می‌دهد و در نقش دوم مشاورِ کتاب‌درمانی و دستیار درمانگران بشمار می‌آید. به نظر می‌رسد در این رابطه اشتراک عقیده در بین کسانی که در رابطه با کتاب‌درمانی دست‌به‌قلم برده‌اند دیده می‌شود (مانند، طاهرزاده موسویان و بیگدلی، ‌۱۳۹۳؛ پریرخ ، رفاهی و قادری، ۱۳۹۷ و دالی، ۱۳۹۹).

با وجود این اتفاق‌نظر،‌ نقدهایی نیز بر نظرات  ایشان  وارد است. در میانه مقاله می‌خوانیم «این واقعیت که کتابداران تصادفاً دریافته‌اند که برخی از کتاب‌ها برای آن‌ها التیام‌بخش است…». به نظر می‌رسد عمومیت دادن این نظر به همه کتابداران برخورد علمی نباشد.  اگرچه برخی از کتابداران  برای سرگرمی و یا فقط با دیدن عنوان جذاب مطالعه کتابی را شروع کرده‌اند و آن را تصادفاً برای مشکل خود مفید یافته‌اند،‌ ولی همه حرفه‌مندان، ازجمله دالی که خود نیز متخصص رشته علم اطلاعات و دانش شناسی است به‌خوبی می‌دانند که یکی از وظایف کتابداران بررسی کتاب، خواندن آن و سپس ارزیابی آن برای حل مشکل است. ایشان این وظیفه کتابداران را که خدمت‌رسانی مستقیم به مراجعه‌کننده بر پایه محتوای آثار است، نادیده گرفته‌اند. در بسیاری از کتابخانه‌های جهان چنین کتابدارانی وجود دارند. برای  بنده بسیار پیش‌آمده که به‌عنوان یک معلم و کتابدار، کتابی را که خوانده و تحلیل کرده‌ام، برای کاهش احساس بیهودگی دانشجویان و یا احساس بدی که نسبت به رشته و آینده خود داشتند، توصیه کنم. به گفته آن‌ها کتاب اثر خوبی در آن‌ها داشته است. مشاهده تلاش بیشتر آن‌ها در امور تحصیلی، کسب نتایج رضایت‌بخش در انتهای سال تحصیلی و نیز مشارکت در فعالیت‌های علمی در دانشکده، گواه این ادعاست. دیگر نمونه‌ای که می‌توانم اشاره کنم، مجموعه کتاب‌های «بخوانیم، بیندیشیم، بهتر زندگی کنیم» است. این کتاب‌ها با نام‌های  «آیا کودک شما می‌ترسد؟…»، آیا کودک شما از مرگ عزیزان اندوهگین است»، «آیا کودک شما اعتمادبه‌نفس ضعیفی دارد؟» و «آیا کودک شما پرخاشگر است؟» (پریرخ و همکاران، ۱۳۹۷ آ-ج) منتشر شده‌اند. بخش‌های مقدماتی  هر کتاب به طرح مشکلی که در عنوان کتاب آمده  است می‌پردازد و سپس به کتاب‌درمانی می‌پردازد. بخش اصلی این کتاب‌ها چکیده‌ داستان‌هایی هستند که بررسی و تحلیل شده و برای مشکل روان‌شناختی موضوع کتاب، مناسب تشخیص داده شده‌اند.  یعنی، تک‌تک داستان‌ها چند بار توسط کارگروه کتاب‌درمانی خوانده و تحلیل شده‌اند. بنابراین، انتخاب تصادفی نبوده است. درستی این تشخیص توسط متخصصان روانشناسی نیز تأیید شده است. این کتاب‌ها از طرف معلم‌ها و دانش آموزان نیز استقبال خوبی شده است. . گفتگو با معلم‌هایی که علاقه‌مند بودند این کتاب‌ها را در کلاس معرفی کنند و نیز برخی از آن‌ها را برای دانش آموزان بخوانند، نشان داد که دانش‌آموزان این کتاب‌ها  را دوست دارند و از آنها استفاده  می‌کنند. این شواهد برخلاف گفته دیگر  ادعای دالی است که می‌گوید«تهیه فهرست‌های درمانی اساساً گمراه‌کننده است». این عبارت از طرف ایشان عقیده ایست که به‌صورت «غیرعلمی» بیان شده است. کتاب‌های یادشده که قسمت اصلی آن فهرستی از کتاب‌های داستان متناسب با آن مشکل است، خیلی مورد استفاده قرار گرفت. نه‌تنها خود دانش آموزان آن‌ها را می‌خواندند، بلکه والدین و معلم‌ها هم برای دانش آموزان داستان‌ها را می‌خواندند. سیاهه‌ای نیز از داستان‌های مرتبط با سوگ به درخواست روانشناسان تهیه شد و برای کودکان زلزله‌زده فرستاده شد. به گفته گروهی از روانشناسان که به منطقه رفته بودند، از این سیاهه نیز استفاده خوبی شد. اگر جستجویی در اینترنت به زبان انگلیسی با واژه‌های کتاب‌درمانی و سیاهه داستان‌ها و یا با هر یک از مشکلات روان‌شناختی و ترکیب آن با کتاب‌درمانی انجام شود، سیاهه‌های بسیاری از داستان‌های مناسب برای کتاب‌درمانی به زبان‌های دیگر می‌توان به دست آورد. این‌همه تلاش برای این نیست که به نظر ایشان فهرست‌های «اساساً گمراه‌کننده» در اختیار استفاده‌کنندگان قرار گیرد.

پرواضح است که در تأیید نظر دالی و همچنان که در بخش مرتبط با کتاب‌درمانی در کتاب‌های  یادشده آمده است ( پریرخ و همکاران، ۱۴۹۷، ۳۵) درصورتی‌که خواندن همراه با گفتگو و با همراهی یک تسهیلگر آگاه باشد، کتاب‌درمانی اثربخشی لازم را دارد. گرچه خوب است همواره یک تسهیلگر، به‌ویژه برای کودکان و نوجوانان در فرایند خواندن حضور داشته باشد، ولی نمی‌توان منکر اثربخشی یک داستان برای برخی از افراد شد  که به‌تنهایی مطالعه می‌کنند.

به نظر می‌رسد برخی از مسائل مرتبط با کتاب‌درمانی برای خود دالی نیز حل‌نشده است. درجایی به اثربخشی یک اثر که کتابدار  تصادفی با آن برخورد کرده اشاره می‌شود و در جای دیگر معتقد است که توصیه آنچه برای یک نفر مفید بوده می‌تواند برای دیگری خطرناک باشد. به مثالی در مورد دارو نیز اشاره‌شده است. درست است که ما اجازه نداریم دارویی که برای ما اثر خوبی داشته برای دیگری تجویز کنیم. ولی پزشکان، به‌عنوان متخصصان سلامت، یک داروی خاص را برای چند بیمار که یک بیماری مشترک دارند توصیه می‌کنند که اثرش در بیماران مختلف، متفاوت است و  یا از نظر عوارض جانبی برای یک نفر خطرناک محسوب ‌شود و برای بسیاری دیگر اثر جانبی نداشته باشد. بنابراین ممکن است که به علت تجربه‌های متفاوت و شخصیت‌های منحصربه‌فرد، یک کتاب، حتی داستان کلاسیک، برای افراد مختلف  تأثیر متفاوتی داشته باشد. به‌عنوان شاهدی برای این دیدگاه می‌توانم به تجربه‌های شخصی‌ام اشاره‌کنم. در دوران تحصیل در رشته روانشناسی خانواده، بارها استادان از کتاب‌هایی نام می‌بردند که برای مراجعان مختلف با مشکل مشابه توصیه می‌کردند. یا اینکه اگر از من، کتاب‌هایی را که به‌عنوان دانش‌آموخته علم اطلاعات و دانش شناسی معرفی می‌کردم به دانشجویانشان توصیه می‌کردند بدون اینکه نگران «خطرناک» بودن آن برای مُراجع و دانشجویان باشند که  شخصیت‌ و تجربه‌های متفاوتی داشتند. بازهم تأکید می‌کنم عمومیت دادن برخی از نظرات با واژه‌های احساسی مانند «خطرناک»، رفتاری علمی در یک بحث علمی نیست. چنین ادبیاتی به‌احتمال نگرانی نسبت به کتاب‌های نامناسب را نشان می‌دهد که وظیفه کتابدار نیست کتاب نامناسب ارائه دهد. البته نمی‌توان منکر وجود این کتاب‌ها  شد و ناآگاهی کتابدارانی را که به کتاب‌درمانی می‌پردازند،  نادیده گرفت.  بااین‌حال نمی‌توان برای مواردی که تعداد آنها اندک است  اصل وظیفه را نادیده گرفت. همان‌طور که نویسنده محترم معتقد هستند و در مجموعه کتاب‌های یادشده مرتبط با کتاب‌درمانی نیز آمده است، گفتگو بعد از داستان می‌تواند بر اثربخشی آن کمک کند. ولی همان‌طور که اشاره شد، برخی از خواننده‌ها امکان این گفتگو را ندارند. کتابدار، روانشناس و یا والدین به گفتگو بعد از خواندن نمی‌پردازند. اگر کتاب‌ها متناسب با مشکل و ویژگی‌های شخصیتی خواننده باشند، امکان گفتگوی درونی را برای برخی از خوانندگان به وجود می‌آورند. در این کتاب‌ها خواننده با همانندسازی، مرور تجربه‌ها، ارزیابی خود، برای تغییر تصمیم می‌گیرد. این روند در بسیاری از دانشجویانی که به آن‌ها کتاب متناسب با مشکل آن‌ها معرفی کردم به‌خوبی دیده‌شده است. نمونه دیگر در دانش‌آموزی بود که پدر خود را به‌تازگی ازدست‌داده بود و بی‌تابی زیادی می‌کرد. کتاب «آیا کودک شما از مرگ عزیزان اندوهگین است؟» به او معرفی شد. به مادر گفته شد که هر شب یک داستان را بخواند و روز بعد دانش‌آموز نظر خود را در مورد داستان به معلم خود بگوید. بعد از خواندن چند داستان، آن دانش‌آموز گفت که «من از داستان‌ها آموختم که باید با مشکل کنار بیایم» و بی‌تابی او خیلی کاهش یافت. کتابی که جذاب باشد یعنی هنر نویسندگی و تصویرگری در آن استفاده‌ شده باشد و متناسب با مشکل باشد، می‌تواند اثربخشی داشته باشد.  

در انتهای متن دالی نمونه‌ای آورده است که به نظر بنده برخی از عقاید خود را در این نوشته نقض می‌کند. ایشان توصیه کتاب توسط کتابداران را «خطرناک» می‌داند،‌ همان‌طور که اشاره شد، از کتابداران می‌خواهد که «خود را کتاب درمان جا نزنند» فقط به مشاوره کتاب بپردازند. از طرف دیگر می‌نویسد که ما این مخاطره را می‌پذیریم که فردی که دوچرخه‌سوار می‌شود ممکن است تصادف کند و یا غذایی که به فردی می‌دهیم ممکن است او را مسموم کند. آیا این آسیب‌های اتفاقی و نادر «خطرناک» نیستند. چرا باوجود خطرها هنوز مردم سوار دوچرخه می‌شوند و هرروز غذا مصرف می‌کنند؟

در خدمات مشاوره‌ای، کتابدار افزون بر اینکه باید اشراف به مجموعه داشته باشد باید، در مورد آن موضوعی که در آن زمینه مراجع نیاز به خواندن دارد نیز اطلاعاتی به دست آورد و آگاهی لازم را کسب کند. برای نمونه، برای توصیه کتابی در مورد مشکل حقوقی، باید تا حدی به مسائل حقوقی وارد باشد؛ در مورد مسئله آب‌وهوا، باید نسبت به شرایط آب و هوایی اطلاع داشته باشد؛ در مورد اطلاعاتی که مادران جوان نیاز دارند، باید در مورد وظایف مادران و فرزندان آگاه باشد. پس در خلأ نمی‌توانند وظیفه مشاوره را انجام داد. در هر یک از توصیه‌ها، به قول دالی، ممکن است خطاهایی به وجود آید. این واقعیت در مورد کتاب‌درمانی و پیشنهاد کتاب برای حل مشکل نیز می‌تواند وجود داشته باشد. پس از خطری که برای تعداد اندکی ممکن است پیش آید نباید ترسید و کل فعالیت را حذف کرد.

پرواضح است که ارائه این خدمت باید با آمادگی لازم باشد. کتاب‌درمانی نیاز به آشنایی با روانشناسی و انواع اختلال‌های روانی، شناخت شخصیت‌ها و ویژگی‌های کتاب‌های مناسب دارد. در جامعه کنونی که مردم با مشکلات زیاد اجتماعی، شغلی و خانوادگی و اقتصادی روبرو هستند، باید کتابخانه‌ها بتوانند تا حد ممکن با مشاوره خوانندگان و نیز کتاب‌درمانی به کاهش این مشکلات کمک کنند. بنابراین همان‌طور که دالی هم پیشنهاد می‌دهد، ضروری است که دوره‌های آموزشی لازم برای کسب مهارت‌ها و دانش لازم برای ارائه این خدمت طراحی و اجرا شود.  اگر این وظیفه را ازجمله وظایف کتابداران ندانیم، چنین دوره‌هایی طراحی نمی‌شود. بدیهی است با چند واحد دانشگاهی نمی‌توان اطمینان داشت که کتابداران همواره می‌توانند به این خدمت ادامه دهند. دوره‌های بازآموزی باید مرتب برگزار شود و بر کار کتابداران نیز نظارت شود تا از درستی انجام کار اطمینان به دست آید.


منابع

پریرخ، مهری، رفاهی، زینب و قادری، بهار. (۱۳۹۷آ). آیا کودک شما از مرگ عزیزان اندوهگین است؟ رهنمودهایی برای کاهش اندوه سوگ در کودک و نوجوانان با کمک داستان. تهران: نشر توت.

پریرخ، مهری، رفاهی، زینب و قادری، بهار. (۱۳۹۷ب). آیا کودک شما اعتمادبه‌نفس ضعیفی دارد؟ رهنمودهایی برای افزایش اعتمادبه‌نفس با کمک داستان. تهران: نشر توت.

پریرخ، مهری، رفاهی، زینب و قادری، بهار. ( ۱۳۹۷ج). آیا کودک شما پرخاشگر است؟ رهنمودهایی برای کاهش پرخاشگری با کمک داستان. از مجموعه کتاب‌های بخوانیم، بیندیشیم، بهتر زندگی کنیم. تهران: نشر توت.

پریرخ، مهری، رفاهی، زینب و قادری، بهار. (۱۳۹۷د). آیا کودک شما می‌ترسد؟ رهنمودهایی برای کاهش ترس با کمک داستان. از مجموعه کتاب‌های بخوانیم، بیندیشیم، بهتر زندگی کنیم. تهران: نشر توت.

دالی،  کرن. (۱۳۹۹). در باب کتاب‌درمانی. عزتی چهارقلعه، میترا (مترجم). فصلنامه خواندن، ۱ (۳) بازیابی شده در ۳۰/۰۲/ ۱۳۹۹از http://readingandreaders.com/?p=1569

طاهرزاه موسویان ‌و بیگدلی، زاهد (۱۳۹۳). آیا کتابداران می‌توانند نقشی در کتاب‌درمانی ایفا کنند؟‌ مدیریت سلامت، ۲(۱۱)، ۲۷۰-۲۸۱.

Share

یک پاسخبه “واکنشی به دیدگاه کرن دالی: «کتابدار برای مهم‌تر جلوه دادن کارش نباید آن را کتاب‌درمانی جا بزند!»”

  1. کتابدار گفت:

    بسیار مفید بود سپاس
    در هر حال کتابدار باید خود اهل مطالعه باشد وکتابخوان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*