مرور کتاب: فقط روزهایی که می‌نویسم

مرور کتاب: فقط روزهایی که می‌نویسم

Share

مشخصات کتاب: فقط روزهایی که می‌نویسم: پنج جستار روایی درباره نوشتن و خواندن/ آرتور کریستال / ترجمه احسان لطفی/ نشر اطراف/ ۱۳۹۶

 

این کتاب همان‌گونه که از عنوان فرعی آن برمی‌آید، پنج قطعۀ نوشتاری درباره نوشتن و خواندن است و البته بیشتر درباره نوشتن. این قطعات را که در زبان انگلیسی essay نامیده می‌شوند، ناشر به جستار ترجمه کرده است. جستار روایت شخصی نویسنده از واقعیت‌ها است و برخلاف مقاله که تمایل دارد فقط اطلاعات منتقل کند، این نوع نوشته تمایل دارد در کنار اطلاعات، تجربه را نیز منتقل کند.

جستار نخست تلاش می‌کند توضیح دهد که چرا تنبل‌ها دوست دارند نویسنده شوند. کریستال بدون اینکه خود را از جرگه تنبل‌ها بیرون بکشد، با استدلال‌هایی تاریخی-فلسفی از تنبلی و تن‌آسایی دفاع می‌کند.

جستار دوم درباره خواندن ادبیاتِ ژانر، یا داستان‌هایی است که آن‌ها را عامه‌پسند و غیرادبی می‌نامند. در این جستار نیز کریستال بدون آنکه لذت خواندن این‌ ‌گونه آثار را انکار کند، تلاش می‌کند نشان دهد که چگونه مرز رمان ادبی و ژانر به مرور زمان محوشده است و لذت گناه‌آلود خواندن آن‌ها یکی شده است.

جستار سوم می‌خواهد بگوید از نویسنده انتظار نوشته خوب داشتن معقول است، اما انتظار اینکه همه‌چیزتمام باشد، تصور نادرستی است و ممکن است باعث شود اگر با نویسنده روبه‌رو شوید، تصورتان از او و آثارش خراب شود. علاوه بر این یک تمایل طبیعی وجود دارد که نویسنده و اثرش را یکی در نظر بگیریم، این جستار تلاش می کند این میل طبیعی را به نقد بکشد.

در جستار چهارم نویسنده می‌خواهد حرفه نویسندگی و ویژگی‌های آن را برشمارد و نشان دهد که این حرفه از انگشت‌شمار حرفه‌هایی است که در آن حرفه و زندگی از هم جدا نیست و یکی به شمار می‌آید. این جستار برایم کمترین جذابیت و کشش را داشت.

جستار پنجم، شجاعانه است. یک کتاب‌خوار می‌خواهد اعتراف کند که دیگر علاقه‌ای به کتاب خواندن ندارد. البته فقط یک اعتراف نیست، بلکه می‌خواهد نشان دهد، این حس درست، برحق و طبیعی است.

اگر بخواهم جمع‌بندی کنم، این کتاب یک کتاب کوچک، خوش‌دست و خوش‌خوان است و لحن طنزآمیز نوشتار در کنار نکته‌پردازی نویسنده باعث می‌شود با اشتیاق بخوانیم و پیش برویم. جستار دوم و پنجم، به این دلیل که به مطالعات خواندن مربوط می‌شود، برایم جذاب‌تر از سایر جستارها بود. البته جستار نخست نیز، مانند هر نوشتۀ دیگری که در ستایش تنبلی و بطالت باشد، برایم گیرا بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*