ایدئولوژی‌ها و پرکتیس‌های خواندن

ایدئولوژی‌ها و پرکتیس‌های خواندن

Share

باربارا سیکرمن (Barbara Sicherman) در مقاله‌ای با عنوان «ایدئولوژی‌ها و پرکتیس‌های خواندن» (Ideologies and Practices of Reading) با بررسی اسناد به جا مانده از قرن نوزدهمِ آمریکا چهار نوع گفتمان رسمی و یک گفتمان غیررسمی با محوریت خواندن معرفی می‌کند:

– خواندن تبشیری (انجیلی) (evangelical)

– خواندن مدنی (civic)

– خواندن برای اصلاح خود (self-improving)

– خواندن فرهنگی یا جهان‌شهری (cosmopolitan)

– خواندن برای آرامش و لذت

 

در الگوی تبشیری هدف از خواندن تحول درونی و زیستن با آداب زندگی مسیحی بود. خواندن در این الگو باید با وقار و توام با تعمق و تامل باشد تا هدف حاصل شود. پیش‌فرض الگو این است که خواندن به طور مستقیم بر رفتار تاثیر می‌گذارد. اوانجلیست‌ها باور داشتند که خود کتاب‌ها می‌توانند فرایند تحول را تسریع کنند. به همین دلیل بود که خطای ناشی از اشتباه خواندن مورد توجه رهبران اوانجلیست قرار گرفت و گروهی از خواندنی‌ها را «مطبوعات شیطانی» نامیدند. این مطبوعات شامل آثار کافران، داستان‌های عاشقانه، داستان‌های ماجرایی و بسیاری از آثار داستانی را در بر می‌گرفت. این نگرش، نوع خاصی از نوشته‌ها را رقم زد که «ژانر تبشیری» نامیده می‌شود. مدارس یکشنبه یکی از نهادهای مرتبط با این گفتمان بود.

 

در کنار این گفتمان، الگوی مدنی قرار داشت. الگویی که حول مدارس عمومی شکل گرفت. این دیدگاه در پی گسترش آموزش عمومی برای همه کودکان بود. این الگو با این پیش‌فرض کار می‌کرد که با خواندن متون اخلاقی، انگیزه گناه از بین می‌رود، در نتیجه جنایت، افراطی‌گری و حتی فقر که همگی بیماری‌های اجتماعی هستند، از بین می‌روند. همچنین آموزش ارزش اقتصادی دارد، افراد باسواد دستارودهای اقتصادی بهتری دارند و می‌توانند به ثروت عمومی جامعه یاری برسانند. از این منظر، آموزش فراگیر تنها راه دست یافتن به جامعه‌ای مدنی بود و می‌توانست با تربیت شهروندانی منظم، به هویت ملی مشترکی دست پیدا کند. «ژانر کتاب درسی» محصول این ایده محسوب می‌شود.

 

الگوی سوم، الگوی خواندن برای اصلاح خود است. این الگو بر مبنای ایده فرهنگ‌آموزی توسط خود فرد، و خودآموزی شکل گرفته است و بهترین چیز برای خواندن، متنی است که دانش فرد را نسبت به خود و زندگی‌اش ارتقاء دهد. بنابراین نشر دانش در محور این الگو قرار می‌گیرد. و ژانر «چگونه …» (how to)، متن‌های محوری این گفتمان را شکل می‌دهند.  در این رویکرد، خواندن بخشی از فرایند فرهنگ‌سازی بود. از منظر این الگو، کتاب‌های خوب را نباید سرسری خواند، بلکه باید با تمرکز و به خاطر عشق به حقیقت خواند.

 

در الگوی فرهنگی یا جهان‌شهری، شباهت‌های به الگوی اصلاح خود وجود دارد. در این الگو جنبه‌های روشنفکری با زیبایی‌شناسی درهم می‌آمیزد تا اخلاقیات سنتی را پشتیانی کند. فرهنگ و خواندن بیش از اینکه برای شخصیت‌سازی یا گردآوری دانش باشد، برای تهذیب است. از منظر این گفتمان، کتاب‌ها مظهر ملموس فرهنگ بودند. خود کتاب و خواندنش ارزش اخلاقی محسوب می‌شد بنابراین باید مراقبت می‌شد که کتاب درستی به روش درستی خواندن شود. محصول این نگرش، ژانر توصیه‌های ادبی بود که درباره اینکه هر چیزی را چگونه بخوانیم صحبت می‌کرد. ایده «صد کتاب خوب یا برتر» نیز محصول این نگرش به خواندن است.

 

چارچوب پنجمِ خواندن که از طرف نهادهای رسمی، کمتر به رسمیت شناخته ‌می‌شد، خواندن برای آرامش و لذت بود. در جامعه‌ای که کارکردن ارزش اجتماعی زیادی داشت، هدر دادن وقت برای خواندن چالش‌برانگیز بود. خواندن به این شکل، غیرمولد بود. خواندن برای لذت، از جنبه‌های مختلفی مورد نقد اجتماعی آن زمان بود. محور این شیوه خواندن، داستان بود. ژانر رمان، مجلات، پانویس‌ها و جزوه‌های داستانی جلد کاغذی و ارزان محصول این پرکتیس‌های خواندن بود. بسیاری از متون تولید شده در این ژانر، احساسی‌گری افراطی را ترویج می‌کردند. این گفتمان، بحث بر سر کتاب خوب و بد؛ کتاب‌های مفید و آسیب‌زا و مرزهای ان را داغ‌تر کرد و سیستم طرد و شمول خاصی بنا نهاد و بعضا لقب «ادبیات سخیف» را از گفتمان‌های رقیب دریافت کرد.

 

متن کامل انگلیسی این مقاله را می‌توانید از لینک زیر دریافت کنید:

متن کامل مقاله

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*