دفاع از کتابخانه

دفاع از کتابخانه

مترجم: زهرا جمشیدی

کتابدار کتابخانه عمومی فرهیختگان فراشبند| فارس

zahra.jamshed89@yahoo.com


در سال ۱۹۰۴،آقای فردریک ام. کراندن (Frederick M. Crunden)، این سخنرانی را در بخش مربوط به کتابخانه، در اجلاس بین‌المللی علم وهنر و در حاشیه نمایشگاه لوئیزیانا ایراد کردند. ایشان صحبت­‌هایشان را با بیان خلاصه‌­ای از کارکردهای کتابخانه به پایان بردند، کارکردهایی که امروزه شاهد تحقق، و البته گسترش آنها هستیم.

عنوان اصلی مقاله: The Library: A Plea For its Recognition


نمایشگاه لوئیزیانا جلوه‌ای از زندگی است،  سازوکار جهان و هر چه در او هست. از زن سیاه پوست برهنه‌ای گرفته تا بانوی نجیب زاده‌ای با لباس‌هایی پر زرق و برق از پاریس، از چادر محقر یک سرخپوست گرفته تا مجلل‌ترین کاخ دنیا که پر است از بهترین اسباب و اثاثیه‌ها، بهترین کفپوش‌ها و فرش‌ها، مجسمه‌ها و نقاشی‌ها و وسایل تزئینی تولید شده توسط بهترین سلیقه‌ها و تکنیک‌ها، از صدای قیل و قال ناموزون وحشی‌ها گرفته تا نغمه‌های شورانگیز و دلنشین یک ارکستر سمفونیک  بی‌نظیر، از آتشی که با یک اصطکاک شعله‌ور شده و اولین قدم در راه تمایز انسان و حیوان بوده تا چراغانی‌های باشکوهی که زمین و ساختمان‌ها را به زیباترین منظره هنری، که چشم بشر تا به حال دیده، تبدیل کرده…. اکنون به همه جذابیت‌های فوق‌العاده این ذوق‌های هنری، نمونه‌های شگفتی از علم نوین و کاربردهایش نیز اضافه شده است. تلسکوپ، میکروسکوپ و طیف‌نما، تلگراف (آخرین مدل پیشرفته بی‌سیم آن)، برق و موتور الکتریکی، تلفن و گرامافون، ابزار اندازه‌گیری اشعه ایکس و عنصر تازه کشف شده رادیوم از آن جمله‌اند و اکنون پس از بازسازی این تصویر از شگفتی این زیبایی‌ها، موفقیت هنرهای مهمی همچون معماری، مجسمه‌سازی و منظره‌سازی (البته همه هنرها خوب و مفید هستند) به مدت شش ماه مردم چهار گوشه دنیا را به وجد آورده است. مردان آزموده‌ای از سراسر دنیا اینجا جمع شده‌اند تا اصولی اساسی که مبنای علم را تشکیل  می‌دهند، ارتباط آنها و روش‌های کاربردشان در هنرهای مربوط به زندگی را به پیش ببرند و در مورد آنها بحث و تبادل نظر کنند، پیشرفت‌های گذشته را جمع‌بندی کنند، شرایط  دنیای کنونی را به بحث بگذارند و احتمالا تلاش کنند تا تصویری از آینده پیش روی ما بگذارند. اگر بخواهیم دسته بندی انجام دهیم، موضوع مورد بحث ما (کتابخانه)، در دسته آخرین سازمان قرار می گیرد که صرفا به مسائل معمولی و پیش پا افتاده انسانها می‌پردازد و در همین سازمان هم، موضوع ما آخرین بخشی است که مورد توجه قرار می گیرد. این مبحث (کتابخانه)، به معنای واقعی کلمه یک نقطه اوج و خلاصه‌ای از هنرها  و علوم قابل فهم برای انسان‌های در عصر حاضر است. و اگر تاکنون مشکلات و مسائل زندگی آینده در همین مرحله حل و فصل شده، دانشی که توسط کتابخانه حفظ شده و گسترش یافته، نقطه شروع و الهام بخش این پیشرفت و ترقی بوده است. همانطور که برای تمامی پیشرفت‌های بشری، از همان زمان که زبان نوشتاری اختراع شد، کتابخانه این نقش را ایفا کرده است. کتابخانه گنجینه‌ای از زندگی معمول اجتماعی نوع بشر است و در آن واحد، هم مخزن، و هم ناقل انرژی جامعه است. بدون حضور کتابخانه، دسترسی به سطوح بالای فرهنگ اجتماعی غیرممکن است و معدود افرادی به درجات عالی اعتدال دست پیدا خواهند کرد.

بر اساس تقسسیم‌بندی کلی فرهنگ اجتماعی، کتابخانه یکی از پنج بخش وزارت آموزش و پرورش است. در تعلیم و تربیت تمامی دستاوردهای گذشته و احتمالات آینده جمع‌بندی شده است. طبق گفته‌های «وندل فیلیپس»، تحصیل و تعلیم و تربیت چیزی ارزشمند و عمیق است که تشویش و بی‌قراری انسان متفکر را کنترل می‌کند. «مازینی» نیز به صراحت ادعا می‌کند که تحصیلات و تمام آموزه‌های من بخشی ازاین کلمه اصلی است و در آن خلاصه شده است. این مسئله در واقع یک امر بدیهی است که «جولیس سایمون» به آن اشاره دارد، جایی که می گوید ملتی که بهترین مدارس را دارند پیشگامان هستند و اگر امروز چنین نباشد فردا اینگونه خواهد بود.

در وزارت آموزش و پرورش وگروه‌بندی‌های آن (مدرسه، دانشکده، دانشگاه) کتابخانه، آخرین گروه محسوب می‌شود و به عنوان عاملی فعال در آموزش عمومی و روشنگری، از نظر ترتیب زمانی پیشرفت هم، به همان جایگاه (رده ی آخر) تعلق دارد. بنابراین مطالبات و کارکردهای کتابخانه طبیعتا بعد از مطالبات و کارکردهای دیگر عوامل دخیل درتعلیم و تربیت قرار می‌گیرد. به این دلیل که کتابخانه مکملی ضروری برای تک تک و البته همه آن دیگر عوامل است و نقطه اوج و یک چکیده به حساب می‌آید. کتابخانه‌ها همیشه وجود داشته‌اند و همیشه نیز به عنوان یک عامل در بحث تعلیم و تربیت بوده‌اند. اما از عمر کتابخانه عمومی، رایگان و با حمایت دولتی تنها نیم قرن می‌گذرد و به سختی می‌توان ادعا کرد که کتابخانه ازسال ۱۸۷۶ از دوران طولانی طفولیت خود خارج شده است، این در حالی است که پذیرش عمومی کتابخانه، به عنوان یک مکمل ضروری برای مدارس عمومی، و یک عامل هم‌پایه و هماهنگ برای دانشکده‌ها و دانشگاه‌ها را می توان دستاورد دهه قبل به شمار آورد. با این وجود هنوز هم معلمانی هستند که مطالعه عمومی (غیر درسی) را متناقض با تکالیف مدرسه می‌دانند و آن را باری اضافه بر دوش خود می‌پندارند.

در این بخش ما موضوع را با این مسئله بدیهی شروع می‌کنیم که تمامی پیشرفت‌های بشری به آموزش و تعلیم و تربیت بستگی دارد وبرای نشان دادن نقش کتابخانه به عنوان یک عامل ضروری در تمامی سطوح آموزش، به استدلال محکمی نیاز نیست. پر واضح است که آموزش عالی بدون کتابخانه قابل ارائه نیست. جمله مشهور کارلایل، آنجا که می‌گوید«دانشگاه واقعی در عصر جدید در واقع مجموعه‌ای از کتابهاست» به عنوان جمله‌ای در خور توجه ازطرف فردی که همیشه بلاغت چاشنی صحبت‌هایش بوده، پذیرفته شده، اما شاید به اهمیت آن زیاد توجه نشده است. این جمله اخیرا به نماد بارز اهمیت کتابخانه در آموزش دانشگاهی تبدیل شده است. جناب «هارپر» در یک سخنرانی در سنت لوئیس که بعدها در مجله «نورث امریکن ریویو» نیز به چاپ رسید، اذعان داشت: جایگاهی که امروزه کتابخانه‌ها و آزمایشگاه‌ها در آموزش و تعلیم و تربیت، در مقایسه با گذشته به خودشان اختصاص داده‌اند،ازاهمیت زیادی برخوردار است و از این منظر، پیشرو به حساب می‌آیند. در واقع کتابخانه و آزمایشگاه درعمل، انقلابی در سبک آموزش عالی ایجاد کرده‌اند. در یک موسسه واقعا مدرن، کتابخانه مهمترین و اصلی‌ترین ساختمان و مرکز فعالیت‌های آموزشی است. پنجاه سال پیش، کتابخانه تقریبا ناشناخته بود، اما امروزه یک عنصر در فعالیت‌های دانشگاهی و مرکز فعالیت‌های روشنفکری یک موسسه محسوب می‌شود. از این رو نیم قرن بعد، کتابخانه با خواهرخوانده خود -آزمایشگاه- که تقریبا پنجاه سال پیش آن هم همان قدر ناشناخته بود، دیگر مراکز را در خود جای دادند (در واقع وظایف آنها را انجام دادند) و خودشان به نهاد تبدیل شدند. «دکترهریس» در رابطه با نقش کتابخانه در آموزش ابتدایی می‌گوید: آنچه که در سیستم آموزشی آمریکا در خور ستایش است، آمادگی خود دانش‌آموز برای انجام مطالعه آزاد کتاب است و این سیستم به سمتی پیش می‌رود که به کمک کتابخانه، توانایی آموزش شخصی (انفرادی) رابه دست می‌آورد. ممکن است من جملات مشابهی از بسیاری دبیران و آموزگاران سرشناس دیگر در رابطه با ارزش، اهمیت و ضرورت کتابخانه در آموزش ابتدایی نقل کنم، اما اظهاراتی قوی‌تر و موجزتر از بیان «پریزیدنت الیوت» (حتی در میان صاحب‌نظران عالی رتبه) در رابطه با این موضوع نمی‌توان یافت: «تمامی آموزش‌های دوران کودکی باید به این منجر شوند که در کودک تمایلی برای مطالعه تکمیلی و دلچسب به وجود بیاورند تا هدایت‌گر و الهام‌بخش زندگی روشنگرایانه بعدی او باشد. این نوع تحصیلات که منجر به ایجاد میل و رغبت برای مطالعه مناسب می‌شود، اگرچه نامنظم و نامتعارف باشد، اما به هدف آموزش ابتدایی دست پیدا کرده است و تحصیلاتی که منجر به ایجاد این تمایل همیشگی نشده، از رسیدن به هدف باز مانده است. بهتر شدن وضعیت ملت‌های دموکرات به ایجاد میل به خواندن، در مدارس بستگی دارد.»

برای کسانی که به مسائل آموزشی، کمتر فکر کرده‌اند، این اظهارات ممکن است به اندازه اظهارات بلند پایه‌ترین صاحب نظر، ثقیل و معتبر باشد، اما ما برای پذیرش این واقعیت‌ها، نیازی به بیان آنها از طرف یک رئیس دانشگاه یا مقام عالی رتبه ملی نداریم. ما آنها را بر اساس تجربه خودمان یاد گرفته‌ایم و از آنجا که امروزه در مورد این مسائل آگاه هستیم، پرسیدن در مورد نقش ضروری کتابخانه در آموزش ابتدایی، به نظرمان عجیب است. با این وجود، من مطمئن هستم که تعدادی از ما پیامدهای دردناک کاربردی کردن یک تئوری آموزشی، که توسط دبیران دوران کودکی ما به طور کلی پذیرفته نشده بود، را به یاد می آوریم. همگی می‌دانیم که آموزش عالی بدون وجود کتابخانه امکان‌پذیر نیست. به این دلیل که کتابخانه مخزن و گنجینه دانش جهانی است. کتابخانه سند موفقیت‌های بشری و شرح حال گرفتاری‌ها، غم‌ها و رنج‌های بشری در پیروزی‌ها، شکست‌ها، و در حین حرکت تدریجی‌اش به سمت پیشرفت با وجود تمام ناهمواری‌های مداوم است. در این شرح حال گذشته، درس‌هایی برای عصر حاضر و دوران آتی نهفته است. زندگی قهرمانان گذشته منبع الهامی است که آدمی را به جلو و رو به بالا هدایت می کند. یک دانشگاه بدون کتابخانه، گروه آموزشی بسیار کوچک و ضعیفی خواهد داشت. به این دلیل که تنها تعداد معدودی از اساتید حاضرند به جایی بروند که فاقد مهمترین ابزار کارشان (یعنی کتابخانه) است. دانشگاهی با کتابخانه مناسب، مطمئنا در گروه آموزشی خود اساتیدی از دانشگاه‌های دیگر و معلمان نمونه‌ای از سایر کشورها و از همه گروه¬های سنی خواهد داشت. اما مگر می‌شود دانشگاهی را بدون کتابخانه تصور کرد؟ آیا می‌توان این مکان را یک نهاد به شمار آورد؟ کتابخانه در آموزش عالی یک ضرورت است.اگر قرار باشد که از سال‌های محدودی که هر کودک به طور میانگین در مدرسه سپری می کند، بیشترین بهره حاصل شود، و اگرکودک در آغاز راه شناخت ظرفیت‌های خویش است، ضرورت و اهمیت کتابخانه در آموزش ابتدایی و متوسطه نیز، کمتر از آموزش عالی نخواهد بود. «استنلی جوانس» می گوید: «در رابطه با حذف هزینه ناچیز یک سیستم فراگیر کتابخانه‌ای، که زنان و مردان جوان را قادر می‌سازد به تحصیل ادامه بدهند …، ما ۹۷ پوند خرج می‌کنیم و از روی خساست از پرداخت ۳ پوند دیگرامتناع می ورزیم، در حالی که این ۳ پوند برای اثربخشی بقیه آن ۱۰۰ پوند واقعا نیاز است.”

در کنفرانس بین‌المللی کتابخانه در شهر لندن در سال ۱۸۹۷، یکی از شناخته‌شده‌ترین کتابدارهای آمریکا که بیرون از کتابخانه  رئیس یک بخش آموزشی بزرگ نیز بود، نظر خودش را درباره اهمیت زیاد کتابخانه در آموزش عمومی بیان کرد. او گفت اگر بین مدرسه عمومی و کتابخانه عمومی مجبور به انتخاب می‌شد و فقط می‌توانست یکی را داشته باشد (و اگر شرایط به گونه‌ای بود که گزینه دوم به هیچ وجه نمی توانست وجود داشته باشد)، کتابخانه را انتخاب و مدرسه را رها می کرد. چرا که به عقیده او هر کودکی به هر حال، به نحوی خواندن را یاد می گیرد، اما او با داشتن یک کتابخانه رایگان که فعالانه در پی اوست فرد بهتری خواهد شد، در مقایسه با زمانی که اگر مدرسه‌ای داشت که خواندن را به او می‌آموخت اما بعد از یادگیری مهارت خواندن، کتابی برای مطالعه در اختیارش گذاشته نمی‌شد. اگرچه نظرات در مورد انتخاب غیرممکن بین این گزینه‌ها متفاوت است، شکی نیست که کتابخانه عمومی با فعالیت‌ها و کارکردهای وسیعی که دارد، میزان توانایی‌های باالقوه‌اش حداقل با مدرسه برابری می‌کند. اینکه آموزش رسمی مدرسه یا تعلیم و تربیت گسترده کتابخانه، کدام یک از ارزش بیشتری برخوردار است، به این بستگی دارد که مهمترین هدف چیست؟ اگر صرفا هدف این باشد که نان‌آورانی تربیت شوند، مدرسه در این زمینه کارآمدتر است، و در این راه کتابخانه هم مکمل مدرسه است. اما اگر هدف ما تربیت مردان و زنان، شهروندان یک امت مترقی، و اعضای فعال یک جامعه پویا باشد، منصفانه است که کتابخانه ادعای رده حداقل برابر با مدرسه را داشته باشد. به این دلیل که تاثیر مستقیم بر بچه‌ها برای سال‌هایی محدود، در انحصار مدرسه است، اما تاثیر کتابخانه مداوم و همیشگی است.

باز یادآور می‌شوم که از هر صد کودک، بیش از نود و پنج تن، قبل از اینکه  به اندازه کافی برای درک آموزه‌هایی که چشم آنها را به روی جهان می‌گشاید، بالغ شده باشند، مدرسه را ترک می‌کنند. آموزه‌‎هایی که بر روابط آنها با دیگر هم‌نوعانشان و وظایف آنها به عنوان یک شهروند و عضو یک جامعه سازمان یافته، تاثیر می‌گذارد. آموزه‌هایی وجود دارند که با مهمترین مسائل و مشکلاتی که بشر باید به دنبال پاسخی برای آنها باشد، در ارتباط هستند که نمی‌توانند به کودکان آموزش داده شوند. این آموزه‌ها شامل توجه به سوالات تند و آتشین، و موضوع مشاجرات تلخ، که همان نبردی به قدمت تاریخ مابین محافظه کاری و نوآوری است، می‌شوند که بر اساس گفته‌های «امرسون»، موضوع تاریخ تمدن است. آنها با متن و معلم و یک کتاب قابل آموزش دادن نیستند. توجه مناسب به این مسائل، مطالعه کتاب‌های بی‌شماری از دوران گذشته، حال و آینده را می‌طلبد. برق‌کاری که از کتاب‌های بیست سال پیش راهنمایی می‌گیرد موفقیتی به دست نمی‌آورد. از سوی دیگر، این مطلب شامل حال اقتصاددان یا جامعه‌شناسی که کتاب‌های سی سال یا سه سال پیش را نزد خود نگه نمی‌دارد نیز می‌شود. اینکه همه‌ی ما برق‌کار باشیم مزیت خاصی به حساب نمی‌آید، ما می‌توانیم با اطمینان خاطر کارها را به متخصص برق بسپاریم، اما بسیار مطلوب است که هرشخص مسائل مهم اقتصادی و سیاسی را درک کند. مدرسه حتی از بیان مشکلات جامعه‌شناسی عاجز است و دانشگاه هم، بدون کمک کتابخانه قادر به انجام درست این کار نیست. «متییو آرنولد» مطالعه‌ وسیع روی هیچ موضوع دیگری را به این اندازه ضروری نمی‌داند و از نظر او هیچ موضوع دیگری از چنین اهمیت حیاتی برای بشریت برخوردار نیست. به این دلیل که بهبود و اصلاح وضعیت جامعه، مقدمه و اساس لازم برای پیشرفت اخلاقی و مذهبی است، و آن مذهب که به سوی اصلاح جامعه رهنمون نمی‌کند، نمی‌تواند مذهب حقیقی و راستین باشد. …

علاقه و اشتیاق بشر به کشف علم فیزیک، احتمالا در گذر زمان کمتر نمی‌شود. زیرا شور وشوق دانشمندان، با محرکی به نام تجارت و سودآوری برانگیخته می‌شود. با این وجود، غیر ممکن به نظر می‌رسد که در قرن بیستم هم، به اندازه قرن نوزده، شاهد اکتشافات و اختراعات فوق‌العاده‌ای باشیم. اما برای به دست آوردن پیشرفتی که در حال حاضر همه به دنبالش هستند، آیا هرکسی می تواند این سوال را بپرسد که منفعت بیشتر سنت لوئیس در چه خواهد بود؟ در رسیدن به شیگاکو با یک کشتی فضایی در یک ساعت یا رسیدن به آنجا یا هر جای دیگری با یک سفر شش یا ده ساعته، یا در جسم سالم کارگرانی که ضرورت‌های زندگی را برای ما فراهم می‌کنند و مدیرانی که به دنبال پیشرفت سیستم حمل و نقلی هستند که هم اکنون به طور یکسان در دسترس همگان است؟ بیشترین چیزی که پیشرفت دنیا به آن نیاز دارد، بیداری و آگاهی است. در مسیر جاده پیشرفت و ترقی، ناهمگونی‌هایی وجود دارد، مسیری که در آن علم فیزیک و کاربردهایش بسیار جلوتر قرار دارند، به طوری که دیدشان به علوم اجتماعی که عقب‌تر هستند را از دست داده‌اند. اگر تعداد کثیر علوم کاربردی که با سرعت بالایی در حال  پیشرفت هستند، برای یک دوره زمانی منتظر بمانند (متوقف شوند) تا به سازماندهی بهتر جمعیت بی‌شمار نوع  بشر توجه شود، ضرر بزرگی برای جهان و پیشرفت جهانی در پی نخواهد داشت. جامعه‌ای که مثل یک قطار ریلی است، خیلی زود به هدف دست پیدا می‌کند، چون این قطار به هر حال نمی‌تواند از عقب‌ترین واگن خود سریعتر حرکت کند. اما این اتفاق احتمالا درعصر کنونی نمی‌افتد. علوم کاربردی همه نوع محرک درونی و بیرونی  و امتیازات داخلی و خارجی را دارند، در حالی که علوم سیاسی و اجتماعی، در مسیر پیشرفت، باید سنگینی جسم بیجان «محافظه کاری» را نیز به دوش بکشند و درعین حال با علایق سرسختانه و مخالف زیادی هم رو به رو  شوند که هدفشان حفظ  وضعیت موجود است، بدون توجه به اینکه این وضعیت چقدر غیرمنصفانه و زیان‌بار است. راه حل این مشکلات مهم را نمی‌توان در مدرسه یافت، جایی که ذهن‌های نابالغ و بی‌تجربه، تنها یاد گرفته‌اند که چطور از علم، استفاده‌ی ابزاری کنند. این مسائل به دست تعداد معدودی از دانشجویان و دانشگاهیان هم حل‌وفصل نمی‌شود. باید با آموزش عموم و ایجاد علاقه به علم‌اندوزی و مطالعه در مردم، در سال‌های ابتدایی رفتن آنها به مدرسه، این مشکلات را حل کرد. ایجاد علاقه به مطالعه در مردم، بعدها آنان را به سمت آموزش و تعلیم و تربیت از طریق کتابخانه سوق می‌دهد. تصمیم‌گیری در مورد آموزش و تعلیم و تربیت رای‌دهندگانی که خط‌مشی یک دولت دموکرات را تعیین می‌کنند، نباید به جلسات حزبی و سخنرانی‌های انتخاباتی واگذار شود. مسائل ومشکلات مهم سیاسی و اجتماعی، باید در محیطی آرام مورد بررسی و توجه قرار بگیرند و نباید بدون فکر و تامل قبلی در بحبوبه هیاهوهای مباررزات انتخاباتی در مورد آنها تصمیم گرفته شود.

کتابخانه‌ی عمومی برای دستیابی به درک درستی از امکانات بالقوه خود، به عنوان دانشگاهی مردمی، فرصت‌ها و موقعیت‌هایی بیش از آنچه که در حال حاضر در اختیار دارد را می طلبد. به این منظور، نیاز است تلاشی مداوم صورت گیرد تا با همکاری حداکثری مدرسه، مردم به کتابخانه‌ها آورده شوند. برگزاری دوره‌ها و سخنرانی‌هایی جذاب که مردم را به  مطالعه کردن ترغیب  و در مسیری مناسب هدایت می‌کنند نیز، کمک می‌کند تا مردم به کتابخانه‌ها بیایند. اما اولین قدم در این راه، یعنی ایجاد تمایل و رغبت به خواندن، به عهده مدرسه است. این کار با همکاری کتابخانه باید بین شش تا ده یا دوازده سالگی دانش آموزان صورت پذیرد، زیرا در این سال‌هاست که همه‌ی بچه‌ها تحت تاثیر مدرسه هستند و عادت به خواندن، در این سالها به راحتی شکل می‌گیرد.

اگر کسی مرا متهم کند که بیش از حد برای کتابخانه ارزش قائل شده‌ام، من در پاسخ، نوظهور بودن کتابخانه در مقایسه با مدرسه و عواقب نادیده گرفتن کتابخانه را گوشزد می کنم. نمایشگاه «میسوری استیت بیلدینگ» شاهدی بر ادعای نادیده گرفته شدن کتابخانه است. در این نمایشگاه بزرگ آموزشی، در حالی که امارتی بزرگ به مدرسه اختصاص داده شده بود، کتابخانه تنها بخشی از یک اتاق را در اختیار داشت تا فعالیت‌هایش در حوزه‌ی آموزش را به نمایش بگذارد، همانطور که من در اینجا تلاش می‌کنم نشان دهم که توانایی‌های بالقوه‌ی کتابخانه هم، به اندازه‌ی توانایی‌های مدرسه است. هیئت مدیره‌ی ما، درخواست خود از مسوولان نمایشگاه مبنی بر داشتن ساختمانی جداگانه برای کتابخانه را اینطور بیان کرد: کتابخانه علاوه بر اینکه تاثیرگذارترین و اقتصادی‌ترین مرکز آموزش عمومی است، تمام آنچه که ما باید در نمایشگاه به نمایش بگذاریم را به تنهایی نمایش می‌دهد. کتابخانه از مجموع دانش بشری برمی‌آید و ابزاری است که به کمک آن دانش بشری حفظ ، و بر آن افزوده شده است. تنها به وسیله کتابخانه است که تمدن و فرهنگ به پیشرفت خود ادامه می‌دهد و کتاب، مهمترین عامل در این پیشرفت و شکوفایی است. بدون کتاب، نه لوکوموتیو قدرتمندی برای نمایش دادن داشتیم نه تلگراف بی‌سیم، نه ماشین‌آلات جالب و نه ساختمان‌های زیبا … بدون کتاب، نه مجسمه‌سازی‌های تاثیرگذاری داشتیم نه نقاشی‌هایی که ما را به وجد بیاورند و حس خوبی در ما ایجاد کنند، و در آخر بدون کتاب، نمایشگاهی جهانی هم وجود نداشت تا دانشمندان و مدیران را از سراسر دنیا به اینجا بکشاند.

با گفتن مقدمه‌ای از اظهارات جامع دو تن از افراد شناخته شده، که چهار یا پنج هزار مایل سفر کرده‌اند تا بخش مربوط به کتابخانه را آماده کنند و تاریخ گذشته و مشکلات کنونی کتابخانه را نیز منتشر کرده‌اند، به نظرم می‌بایست در اینجا به عنوان رئیس هیئت مدیره، درخواست کوچکی ارائه دهم، و آن این است که کتابخانه به عنوان یکی از بزرگترین عوامل پیشرفت، باید مورد توجه قرار گیرد. کتابخانه از زمانی که تمدن بشری ثبت شده، وجود داشته است، البته نه به شکل کنونی و با کاربردهای امروزی. خود کتابخانه در واقع سند تمدن بشری است و بدون آن، نه تمدن و نه سند و گزارشی از این تمدن می‌توانست وجود داشته باشد. کتابخانه گنجینه، نگهبان و حافظ تمام هنرها و علوم می‌باشد و مهمترین ابزار گسترش و اشاعه‌ی دانش است و با کمک و همراهی مدرسه و کلیسا، سه پایه‌ای را تشکیل می‌دهند که برای حفظ توازن و تعادل جامعه نیاز است. اجازه دهید در اینجا به طور مختصر کارکردهای کتابخانه را بیان کنم:

  1. کتابخانه ارزش آموزش مدارس عمومی را دو برابر می‌کند، آموزش از طریق این مدارس بیش از ده برابر کتابخانه هزینه بر است.
  2. کتابخانه، کودکانی را که در سال‌های ابتدایی، مدرسه را ترک کرده‌اند (اکثریت غالب) قادر می‌سازد زمانی که زندگی پویای خود را به دست می‌آورند، به تحصیل خود نیز ادامه دهند و برای بزرگسالانی که امکان تحصیل یا فرصت آن را نداشته‌اند، فرصتی دوباره مهیا می‌کند. این موضوع در کشوری مثل ایالات متحده از اهمیت ویژه ای برخوردار است، زیرا یکی از بزرگترین مشکلات سیاسی این کشور، همگون‌سازی خیل مهاجران بی‌سوادی است که از نژادهای گوناگون با زبان‌های متفاوت به این کشور وارد شده‌اند.
  3. کتابخانه کتب و نشریات لازم برای آموزش صنعتگران، مکانیک‌ها، تولیدکنندگان، مهندسین و تمام کسانی که برای انجام کار خود به دانش فنی و تخصصی نیاز دارند را فراهم می‌کند. پیشرفت صنعتی جامعه به وجود تمام این افراد وابسته است.
  4. کتابخانه منابع و اطلاعات لازم برای کارداران و وزیران، معلمان، روزنامه‌نگاران، نویسندگان، پزشکان و قانون‌گذاران را فراهم می‌کند. سعادت و پیشرفت فکری، اخلاقی، بهداشتی، سیاسی و مذهبی مردم به عملکرد این افراد بستگی دارد.
  5. کتابخانه محرک و انگیزه‌ای برای گروه‌های مطالعاتی و ادبی است، و به ویژه در بین بانوان، کارهای زیادی در جهت پرورش نفس تک تک افراد و همچنین آگاهی مدنی و اصلاح جامعه انجام داده است. این کارکرد کتابخانه، دوره‌های آموزشی بعد از فارغ التحصیلی را شامل می‌شود. افراد زیادی که تعدادشان پیوسته رو به افزایش است، در این دوره‌ها شرکت می‌کنند.
  6. در کتابخانه اساتید و سخنورانی هستند که مسائل را شرح می‌دهند، به تفسیرآنها می‌پردازند و آن دسته از افراد را که آماده شنیدن هستند و گوش شنوایی دارند، توصیه می‌کنند. قسمت بهتر این کارکرد کتابخانه این است که در کتابخانه شاعران، نمایش‌نامه‌نویسان و داستان‌پردازانی هستند که مردم را به شنیدن ترغیب می‌کنند وبا گفتن حقایق بنیادی درباره اخلاق و مذهب، بر ذهن و دل آنان تاثیر می‌گذارند.
  7. کتابخانه همچنین مدرسه آداب و عادات است، که به درستی به عنوان مسائل اخلاقی فرعی تعریف شده‌اند. یک کودک از نمونه‌های رفتاری و تاثیرات بی‌کلام محیط اطراف خود، الگو می‌گیرد و هر بار آمدن به کتابخانه، درسی از اخلاق و رفتار به او می‌آموزد. حتی گستاخ‌ترین پسر بچه‌ها و بی‌ادب‌ترین افراد هم نمی‌توانند تحت تاثیر فضای کتابخانه و ادب و نزاکتی که عنصر اصلی روح کتابخانه است، قرار نگیرند.
  8. کتابخانه برخلاف مدرسه که قادر به انجام این کار نیست، دانش را از یک نفر و نزدیکانش به دوستان او انتقال می‌دهد. بنابراین کتابخانه افراد را برای شهروندی و دوستی در یک جامعه سازمان‌یافته آماده و آنها را به نیرویی فعال در پیشرفت جامعه تبدیل می‌کند.
  9. کتابخانه سطح استاندارد آگاهی و روشنفکری کل جامعه را ارتقاء می‌بخشد. سعادت و پیشرفت مادی، اخلاقی وسیاسی جامعه به میزان این آگاهی بستگی دارد. اطلاعاتی که در یک کتاب در کتابخانه عمومی شهر سینسیناتی وجود داشت، باعث شد این شهر بتواند دویست و پنجاه هزار دلار را ذخیره کند. این اتفاق از میان نمونه‌های زیادی از این قبیل اما در مقیاس کوچکتر، گوشه ‌ای از کارهایی است که کتابخانه همه روزه انجام می‌دهد.
  10. اگر قرار بر ارائه لیست کاملی از کارکرد‌های کتابخانه باشد، این مورد اگرچه در  انتها آمده است، اما آخرین و کم اهمیت‌ترین مورد نیست. کتابخانه با فراهم آوردن سرگرمی‌های ناب و سطح بالا، به نیازهای ضروری و عمومی طبیعت انسانی پاسخ می‌دهد و اگر این سرگرمی‌ها نبودند افراد به دنبال سرگرمی‌های بی‌ارزش، پیش پا افتاده و مایوس کننده‌ی دیگری می‌بودند و به آنها مشغول می‌شدند. علاوه بر این، کتابخانه برای جسم‌های رنجور، قدرت و آرامش و برای دل‌های غمگین، شادی و تسلی خاطر به ارمغان می‌آورد. کتابخانه راهنما و منبع الهامی برای جوانان، مایه آرامش و تسلی خاطری برای سالمندان  و سرگرمی و هم صحبتی برای تمام رده‌های سنی درهر شرایطی است.

همانطور که صحبت‌هایم را شروع کردم، آن را به پایان می برم:

آموزش و تعلیم و تربیت، بزرگترین دل مشغولی انسان و پایه و اساس پیشرفت‌های بشری است وکتابخانه یک عامل ضروری در تمام سطوح و مراحل آموزشی است. کتابخانه نماینده تام‌الاختیار پیشرفت جامعه و فرهنگ، و شادی بخش روح انسان است. مهمترین دستاورد آموزش، برتری و سلطه علم نیست، بلکه زندگی شرافتمندانه، شکل‌گیری شخصیت بخشنده ودستیابی به لذت‌های معنوی است که از شناخت آرمانهای رفیع ذهن انسان برمی‌آیند، و دستیابی به قدرتی معنوی که هر نسل را از مغرور شدن به موفقیت هایشان باز می‌دارد

اینستاگرام من

کانال تلگرام مطالعات خواندن

یک پاسخبه “دفاع از کتابخانه”

  1. وحید صادقلو می‌گه:

    سلام وعرض تبریک به حسن انتخاب به خانم جمشیدی بابت ترجمه مقاله بسیار پرمحتوا و درود بر دکتر محبوب که در زمان بسیار خوبی آن در مجله منتشر کردند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *