کتابخانه به مثابه مرکز اجتماعی

کتابخانه به مثابه مرکز اجتماعی

ترجمه: فهیمه صبوری

کتابدار کتابخانه عمومی شهید باهنر مشهد

fahi.saboori@gmail.com

این مقاله سخنرانی افتتاحیه نشست رد وینگ (Red Wing) در انجمن کتابداری مینه‌سوتا(Minnesota) به تاریخ  ۱۲ اکتبر ۱۹۰۵ است که توسط خانم کانتریمن (Gratia Alta Countryman)؛ کتابدار کتابخانه عمومی مینیا‌پولیس (Minneapolis) ارائه شده است.  دوشیزه کانتریمن بر این باور است واژه «عموم» نامشخص و ناملموس نیست؛ عموم یعنی «ما» –«عموم» در یک عبارت کوتاه به معنای اجتماعی کردن کتابخانه است.

گراتیا آلتا کانتریمن در نوامبر ۱۸۶۶ در هاستیگز (Hastings) ایالت مینه‌سوتا متولد شد، تحصیلات خود را در این شهر گذراند و در سال ۱۸۸۹ با مدرک کارشناسی از دانشگاه مینه‌سوتا فارغ‌التحصیل شد.  در همان سال به خدمت کتابخانه عمومی مینیاپولیس درآمد. او تا زمانی که دکتر جیمز ک. هازمر (JamesK. Hosmer) در سال ۱۹۰۴ استعفا داد، کمک کتابدار بود و بعد از استعفای او کتابدار شد.

اخیراً در جریان فعالیت‌های متعدد کتابخانه، ما آگاهانه کارکردهای کتابخانه را بررسی کرده‌ایم و مجموعه روش‌هایی را به کار گرفته‌ایم تا کتابخانه را عمومی‌سازی و تبلیغ کنیم؛ از افراد خارج از مجموعه درخواست کرده‌ایم انتقادهای خود را بیان کنند و به آنها گوش سپرده‌ایم؛ و در پرتو این فعالیت‌ها، عناصر سازنده کارمان را شناسایی کرده‌ایم.

ما در گذشته کتابخانه را به جایگاه آموزش ارتقا ‌دادیم؛ اکنون، با استفاده از سخنان آقای دانا (Mr. Dana)*، کتابخانه را به جایگاه معاشرت، تفریح و آموزشِ افراد رشد داده‌ایم. بنابراین می‌بینید که آرمان‌های ما همیشه ارتقا می‌یابند، افق‌های فکری ما وسعت می‌یابند و کار ما دائماً از نظر وسعت و عمق افزایش می‌یابد. ما در زمینه فعالیت کتابخانه در حوزه یادگیری و آموزش بسیار فعالیت کرده‌ایم، اما مشتاق ارائه خدمات بیشتر در عرصه معاشرت و لذت برای افراد هستیم.

ممکن است برای ما خوب باشد که ببینیم برای هدف «یادگیری» چه کارهایی کرده‌ایم، کتابخانه چه کارهایی برای افزایش خواندن و مطالعه جدی انجام داده است و چگونه عملکرد آموزشی را پیش برده است. این سوالات همیشه با ما بوده‌اند و می‌توانند بخشی از بحث باشند. اما این عرصه معاشرت و لذت است که اکنون در موردش بحث می‌کنیم، کتابخانه نه به عنوان یک مرکز یادگیری بلکه به عنوان یک مرکز اجتماعی.

ما با بخش کوچکی از مردم سروکار داریم که آنها را عموم می‌نامیم. عموم مردم چه کسانی هستند؟ شما، من و خانواده من و دیگر افراد مثل ما. آنها همان چیزهایی می‌خواهند که ما می‌خواهیم و به همان روشی رفتار می‌کنند که ما رفتار می‌کنیم. عموم فردی نامشخص و ناملموس نیست، عموم یعنی ما.

ما در مورد افرادی حرف می‌زنیم که مشتاق کتاب و اطلاعات هستند. آیا شما افراد را مشتاق کتاب و اطلاعات می‌دانید؟ پس چرا کتابخانه‌های رایگان و مدرسه‌های رایگان داریم؟ مردم برای چیزی که مشتاقش هستند حاضر به فداکاری هستند. آیا شما مشتاق خواندن آثار هومر، شکسپیر، امرسون و آرنولد و کتاب‌های تاریخی و ادبی خوب هستید؟ آیا وقتی که خسته از کار روزانه هستید یک اثر علمی یا یک مقاله مدنی را می‌خوانید؟ نه. شما نمونه کوچکی از عموم مردم هستید و معتقد هستید که نیاز به خواندن یک کتاب خوشایند، سرگرم‌کننده و آرامش‌بخش دارید. شما مشتاق اطلاعات نیستید و در واقع، اشخاصی که میل به مطالعه دارند و برای خواندن بهترین های ادبیات ذایقه خوبی دارا هستند، بسیار نادرند. بیشتر ما افرادی اهل عمل هستیم که همه روزه کار می‌کنیم و وقت اندکی برای مطالعه داریم و عموم مردمی که به آنها خدمات ارائه می‌دهیم نیز مثل ما هستند. تعداد کمی از آنها عاشق مطالعه بهترین‌ها هستند و بسیاری از آنها به اطلاعات نیاز همیشگی ندارند. بسیاری از افراد برای تفریح مطالعه می‌کنند و اکثریت آنها هرگز از کتابخانه استفاده نمی‌کنند. بنابراین لازم نیست برای افرادی که کتابخانه را دوست دارند متحمل زحمتی شوید. آنها به طور طبیعی به کتابخانه می‌آیند و از خدمات‌دهی به آنها لذت خواهید برد. اما افرادی که هرگز برای لذت به کتابخانه نمی‌آیند و یا هرگز مراجعه نمی‌کنند، باید از طریق غرایز اجتماعی و نیازشان به لذت بردن به کتابخانه کشانده شده و نگه داشته شوند. هر انسانی باید زندگی اجتماعی داشته باشد. ما به دنبال همراهی و مصاحبت با کسانی هستیم که می‌توانیم با آنها لذت دوجانبه به دست آوریم. این لذت دوجانبه را می‌توانیم در گروه‌های دوستانه، کانون‌های اجتماعی، موسیقی، مکالمه یا مسابقات پیدا کنیم، اما همه ما از کوچک و بزرگسال، این لذت‌های اجتماعی را در شهرستان‌ها و روستاها نیز جستجو می‌کنیم. در شهر فرصت‌های فراوانی برای انتخاب وجود دارد.حتی می‌توان گفت این فرصت‌ها در شهر بیش از اندازه وجود دارد. اما در شهرستان‌ها و دهکده‌ها وضعیت متفاوتی وجود دارد؛ سرگرمی‌های خوب و لذت‌های مفید و امکان فردی اجتماعی بودن همیشه فراهم نیست. بنابراین ولع اجتماعی بودن با هر ابزاری که در دسترس است ارضا می‌شود. به ویژه جوانان نمی‌توانند تنها بمانند یا به تنهایی زندگی کنند. کتابخانه در این مورد چه موضعی می‌تواند داشته باشد؟ آیا چیزی وجود دارد که ما بتوانیم برای ارضای این نیازهای طبیعی انجام دهیم و در زندگی مردم حضوری لازم و ضروری داشته باشیم؟ این سوالی است که باید در مورد آن فکر کنیم.

همه ما به نوبه خود علاقه زیادی به زندگی انسان‌های دیگر داریم. احساس تعهد اجتماعی داریم. می‌دانیم که عدالت شخصی تنها نیاز ما نیست، آنچه باید کمک کنیم تحقق یابد، عدالت اجتماعی است. کتابخانه وظیفه دارد برای همه افراد همه چیز فراهم کند. کتابخانه دیگر انبار کتاب نیست، دقیقا همانطور که آقای کارنِگی (Carnegie) کتابخانه را گهواره دموکراسی می‌خواند. کتابخانه مالامال از ماهیت دموکراتیک (مردم‌سالارانه) است تا به همه نیازهای جامعه را که تا جایی شرایط اجازه می‌دهد، خدمت‌رسانی کند. کتابخانه خواستار پیشرفت است، پیشرفت شهر خود، این پیشرفت به معنای افزایش رفاه مادی مردم نیست، هر چند که ممکن است رفاه مادی را به دنبال داشته باشد، اما پیشرفت عمدتا به معنای بالا رفتن استانداردهای اخلاقی، اجتماعی و فکری تمام مردم، و کمک به مردان و زنان است که بتوانند در همه عرصه‌ها مفیدتر باشند. وجود کتابخانه تنها برای یک جنبه خاص از زندگی مردم نیست، بلکه برای همه جنبه‌هاست. اگر کتابخانه نتواند نیاز کسانی که به دنبال سرگرمی هستند را مرتفع کند، از وظیفه خود شانه خالی کرده و از یک امتیاز چشم‌پوشی کرده است. هر چه زودتر جنبه معاشرت و خوشی در کتابخانه ما آشکار شود بهتر است. هر چه زودتر کتابخانه را به مرکزی برای تمام فعالیت‌های خودمان تبدیل کنیم، برای بهره‌وری اجتماعی بهتر است.

البته محدودیت‌های طبیعی برای نوع کاری که یک کتابخانه می‌تواند انجام دهد، و نیز در کمک به پیشبرد ماهیت معاشرت و ارائه لذت وجود دارد، ما اجبارا در این محدودیت‌ها اسیر هستیم، چون این محدودیت‌ها جز ثابتی از ماهیت کتابخانه هستند. کتابخانه می‌تواند به روش‌های دیگری به جز کتاب با مردم ارتباط داشته باشد، اکنون همانند گذشته، کتاب همچنان هنوز ابزار اصلی ماست، پس طبیعی است که برای ارائه لذت ابتدا به این روش فکر کنیم. یکی از اصلی‌ترین روش‌های ما در سال‌های اخیر استفاده از اتاق‌های مخصوص کودکان است. کودکان از طریق آموزش خواندن و مطالعات تکمیلی به خواندن علاقه‌مند می‌شوند که همه اینها برای پیشرفت کودکان در کلاس درس مورد نیاز است. اتاق کودکان با استفاده از میزهای کوتاه، کتاب‌های تصویری و قفسه‌های کوتاه مملو از داستان‌های جن و پری و کتاب‌های نویسندگان مورد علاقه آنها، تهیه شده است، و کودکان به راحتی سلیقه‌های فردی ویژه خود را ارضا می‌کنند. در این کتابخانه‌ها ساعت داستان وجود دارد که بعدا در موردش خواهیم شنید. خیلی از کودکان یاد نگرفته‌اند از مطالعه لذت ببرند این کودکان متعلق به خانواده‌هایی هستند که فرهنگ کتابخوانی ندارند. بسیاری از آنها داستان و اشعار کودکانه را نشنیده‌اند، و کتاب لذت ناآموخته‌ای برای آنهاست. چنین کودکی چون نهایت اشتیاق و علاقه را به داستان شنیدن و گوش دادن ندارد، دوباره و دوباره به کتابخانه نخواهد آمد. به نظر می‌رسد ما نمی‌توانیم تعهد اجتماعی‌مان را ادا کنیم مگر اینکه از موانع و کوره‌راه ها عبور کنیم و این بخش از جامعه را گرد هم آوریم و به آنها لذت بردن از کتابخوانی را بیاموزیم. در این صورت، اولین باری که کودکان با کتابخانه آشنا می‌شوند همیشه آن را دوست خود محسوب خواهند کرد و کتابخانه همواره به عنوان یک مرکز اجتماعی برایشان باقی می‌ماند.

ما افراد بالغ تفاوت زیادی با کودکان نداریم. ما هم مثل کودکان، داستان دوست داریم و مثل آنها می‌خواهیم چیزهایی بخوانیم که به ما دلخوشی می‌دهد و ما را سرگرم می‌کند. قبلا گفتیم که ما هم مثل عموم مردم، کتاب‌های جدی را برای ساعت مطالعه کوتاهمان کنار می‌گذاریم تا بتوانیم اوقات فراغت‌مان را با  خواندن رمان‌های جذاب بگذرانیم. خب، من برای علاقه‌مند کردن مردم به مطالعه، راه بهتری از اینکه کتاب‌هایی که آنها می‌خواهند را برایشان فراهم کنم، نمی‌شناسم. به این طریق آنها به کتابخانه علاقه‌مند شده و مجذوب آن می‌شوند. نگرانی‌های روزمره با خواندن یک داستان، بهتر از هر روش دیگری خنثی می‌شوند. من فکر می‌کنم نباید نگران باشیم کتابخانه‌ها به این متهم شوند که تنها توزیع‌کننده داستان هستند، چرا که این کارکرد کتابخانه است که هم به افراد آموزش ‌دهد و هم برایشان سرگرم کننده باشد، و اگر مردم در کتابخانه به دنبال سرگرمی باشند، برای آنها بسیار بهتر است. طبیعی است که مردم باید در مورد جدیدترین کتاب‌ها کنجکاو باشند و بخواهند کتاب‌هایی که دیگران در موردش صحبت می‌کنند، بخوانند. این مورد به نزدیکی اجتماعی دلپذیر می‌افزاید و به مردم موضوع مشترکی برای گفتگو می‌دهد. داستان در حد بسیار زیادی تفسیری از زندگی است؛ ما از طریق داستان می‌توانیم به انگیزه‌ها و جریاناتی که در اذهان دیگران وجود دارد، پی ببریم. ما باید بدون نگرانی داستان خوب و سالم فراهم کنیم تا از آن برای ایجاد ارتباط با مردم استفاده کنیم. در این صورت بزرگسالان نیز همانند کودکان از آمدن به کتابخانه لذت واقعی خواهند برد.

اکنون بسیاری از کتابخانه‌های ما در ساختمان‌های زیبا بنا شده‌اند. این ساختمان‌ها هم مانند کتاب‌ها تبدیل به ابزارهای تاثیر اجتماعی می‌شوند. اگر برای مراودات اجتماعی و سرگرمی به فضا نیاز است، کتابخانه می‌تواند بکوشد که چنین فضایی را فراهم کند. اگر که اصناف شغلی یا جوامع مذهبی یا دیگر سازمان ها، باشگاه‌های اجتماعی و مطالعه ایجاد می‌کنند، آنها را ترغیب کنید که در کتابخانه جلسه بگذارند، دریابید به چه چیزی نیاز دارند و اجازه دهید کتابخانه را شریک و همکار خود بدانند. همچنین در مورد مدارس و صنایع و بقیه مواردی که زمان کافی برای صحبت در موردشان نیست. ساختمان کتابخانه همیشه باید با منتهای مهمان‌نوازی اداره شود، جو کتابخانه باید مانند خانه شخصی هر فرد خوشایند، دوستانه و دلسوزانه باشد. بنابراین از هرگونه محدودیت غیرضروری دوری کنید و همه قید و بندها کنار بگذارید و تلاش کنید تا کتاب و مردم را با هم روبرو کنید. آنها را از صمیم قلب معرفی کنید و بعد کنار بایستید و اجازه دهید این آشنایی مبارک ایجاد شود.

برخی کتابخانه‌ها اتاق استعمال دخانیات را ایجاد کرده‌اند و کانون‌های مخصوص پسران و اتاق بازی فراهم کرده‌اند و بسیاری تلاش کرده‌اند این اتاق‌ها شاد و راحت باشند که تجربیات آنها برای ما بسیار ارزشمند است.

ممکن است هیچ یک از برنامه‌های اجرا شده توسط کتابخانه‌های دیگر برای شما مناسب نباشد، چرا که اگر شخصی برنامه‌ای را با موفقیت اجرا کرده است ضرورتا آن برنامه برای شما مناسب نیست. با اجرای هر برنامه، انتظار نتیجه‌گیری سریع نداشته باشید چرا که تقریبا همه برنامه‌های موفقیت‌آمیز، همیشه پیشرفتی کند و تدریجی داشته‌اند. برنامه‌هایی که درخشش آنی و سریع دارند، معمولا به طور ناگهانی رو به زوال می‌گذارند. خواهان آن باشید که برنامه خوبی را اجرا کنید و قبل از شکل‌دهی برنامه‌هایتان روی جامعه‌تان و همه علایق آنها مطالعه کنید.

*جان دانا یک کتابدار آمریکایی در قرن نوزدهم بود که به مدت چهل سال به ترویج مزایای خواندن پرداخت. او پیشگام دسترسی مستقیم افراد به قفسه های کتاب و ایجاد خدمات تخصصی کتابخانه ای برای همه افراد بود. مترجم

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده در «مجله مطالعات خواندن» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که در کنار همکاری علمی شما عزیزان، تداوم کار این سایت به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وابسته است. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *