و در آغاز کلمه بود که خوانده شد

و در آغاز کلمه بود که خوانده شد

Share

 … در رهیافت دوران نوزایی، حروف و کلمات منش و خصوصیاتی دارند که آنها رابا امور و پدیده‌ها پیوند می‌دهد و مشابهت آنها را معلوم می‌دارد. بنابراین، می‌توان گفت زبان در این دوره با سایر پدیده‌های طبیعی چون گل و گیاه و جماد و غیره همسنگ بوده است. خداوند در آغاز زبان را آفرید و زبان مزبور به لحاظ دال و مدلول وحدتی آهنگین داشت. اما پس از واقعه بابل این همگونی و وحدت از میان رفت … نام‌هایی که حضرت آدم به حیوانات داد هنوز هم ویژگی اولیه خود را حفظ کرده‌اند. یکی از پیامدهای اصلی این رویکرد به زبان، امتیازی است که به زبان نوشتاری می‌دهد. فوکو این امر را یکی از رویکردهای بزرگ فرهنگ غرب می‌شمارد. خداوند در آغاز کلمات نوشتاری را آفرید و حضرت آدم آنها را خواند و اول چیزی که خواند نام حیوانات بود که در این نام‌ها آیات الهی نفته بود.

این پیوند میان نوشتار و پدیدارها دو خصوصیت متضاد دانایی در قرن شانزدهم را به نمایش می‌گذارد. اول، نبود امتیاز میان آنچه دیدنی است و آنچه خواندنی … و دوم … رواج و گسترش تاویل و تفسیر است. نظر به اینکه طبیعت متشکل از ارکان مکتوب بود، معرفت نیز صرفاٌ متضمن دیدن و اثبات نبود، بلکه گونه‌ای تفسیر به شمار می‌رفت.

منبع: ضیمران، محمد (۱۳۹۳) میشل فوکو: دانش و قدرت. تهران: هرمس. صفحات ۱۰۳-۱۰۵.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*