انسان مدرن موجودی روزنامه‌خوان و زناکار

انسان مدرن موجودی روزنامه‌خوان و زناکار

Share

newspaper-reading-man-named-Albert-Camus

پیشتر در مطلبی با عنوان «عمل وقیحانۀ روزنامه خواندن» مطلبی از مارسل پروست نقل کردم که در آن روزنامه‌خوانی عملی ناخوشایند و شهوانی به شمار آمده بود. اخیراً نیز وقتی کتاب «سقوط» کامو را خواندم به مطلبی در برخوردم که همچون پروست روزنامه‌خوانی را در ردیف زنا به شمار آورده است و انسان مدرن را موجود روزنامه‌خوان و زناکار خطاب کرده است:

همیشه این طور به نظرم رسیده است که هموطنان ما به دو چیز ولع دارند: یکی افکار و عقاید و دیگری زنا. و، اگر بتوان گفت، از هر کجا که باشد. البته بهتر است از محکوم کردن آنان خودداری کنیم، تنها آنان نیستند، همه اروپا در این وضع قرار گرفته است. من گاه به اندیشه آنچه مورخان آینده درباره ما خواهند گفت فرو می‌روم. در مورد انسان امروزی یک جمله برای آنها کافی است: او زنا می‌کرده و روزنامه می‌خوانده است (ص. ۳۸).

در جایی دیگر راوی داستان روزنامه‌خوانی را تسکین و جبران مصیبت برای جنایت‌کاران ساده‌دل میداند:

… وانگهی بعضی از جنایت‌کاران ساده دل هنگام آدم کشی دچار همین احساس شده بودند و در وضع محنت باری که داشتند، بدون شک مطالعه روزنامه برایشان نوعی جبران مصیب‌بار بود. آنان مانند بسیاری از مردم، دیگر تحمل گمنامی را نداشتند و این بی‌صبری تا اندازه‌ای موجب شده بود که آنان دست به شدیدترین اعمال بزنند (ص. ۵۶).

با خواندن این مطالب این پرسش به ذهن خطور  می‌کند که  چرا روزنامه‌خواندن با عملی خارج از عرف مقایسه شده است. راوی «سقوط»، جان بابتیست کلمنس، از قضاوت دیگران فرار میکند، بنابراین خود را در جایگاهی قرار می‌هد که در معرض آن قرار نگیرد. از نظر وی یکی از مهم‌ترین معضلات زندگی همین قضاوت است. روزنامه‌ها به راحتی حریم خصوصی افراد را در معرض دیگران قرار می‌دهند هم قضاوت میکنند و هم دیگران را وادار به قضاوت می‌کنند. فضاوت کردن در مورد دیگران و مورد قضاوت دیگران واقع شدن در دنیای امروز گریزناپذیر می‌شود. بنابراین دور از ذهن نیست که روای داستان، این ساکن در اوجها به قول خودش، روزنامه خواندن را مطلوب نشمرد. اما چرا این ناپسند بودن را با زنا مقایسه کرده است؟

شاید یکی از دلایل این باشد که روزنامه‌خواندن که روزگاری غریب بوده همچون عمل زنا در اروپا به امری عادی و در دسترس تبدیل شده است.  یا شاید هم  کامو خواسته است با این مقایسه نشان دهد که در دنیای امروز زنا کردن چقدر دسترس پذیر شده است، و چه چیزی بهتر از روزنامه برای توصیف دسترس پذیر بودن و عادی بودن. شاید شاهد این نتیجه گیری آن باشد که در جایی از متن این گونه می‌خوانیم : امروز ما هر لحظه آمادۀ قضاوتیم  همچنان که آمادۀ زنا. با این تفاوت که بیم ناتوانی و ضعف را هم نداریم (ص. ۸۲).

منبع: سقوط/ آلبر کامو ترجمه شورانگیز فرخ. نشر نیلوفر

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «مجله مطالعات خواندن» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که در کنار همکاری علمی شما عزیزان، تداوم کار این سایت به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وابسته است. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند:

یک پاسخبه “انسان مدرن موجودی روزنامه‌خوان و زناکار”

  1. يكي از دوستان در جي پلاس گفت:

    نظر یکی از دوستان درباره این مطلب در +G:
    از نظر من به زنا تشبیه شده چون زنا لذت بردن از معشوقی است که از نظر شرعی حق اون فرد نیست! خواندن مشاجرات دیگران و بی‏آبرو کردن همدیگه، یک طرفه به قاضی رفتن ها، افشای امور خصوصی‎ و … و در نهایت لذت بردن از خواندن این نوشته‏ها نوعی زناست! لذت از امری که برای تو مشروع نیست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*