سرانه مطالعه در مجلس شورای ملی ایران

سرانه مطالعه در مجلس شورای ملی ایران

گویی در سال ۱۳۵۵ بر اثر حوادثی کتاب‌های درسی مدارس تا آبان‌ماه توزیع نمی‌شوند. یکی از نمایندگان مجلس شورای ملی، دکتر محمد ستاری، نماینده رشت، نطقی ایراد می‌کند که بخشی از آن اشاره به سرانه مطالعه دارد و می‌توان رد سرخوردگی‌های امروزه‌مان را از میزان کم خواندن در این متن نیز مشاهده کرد. اما آن بخش از متن که به ما مربوط می‌شود اینچنین است:

… در این زمینه اگر گفتنى فراوان باشد ولى یکى از آنها هم وضع نابسامان کتابهاى درسى مدارس است که متأسفانه این روزها بدرد سیمان مرغ گوشت و سایر اقلامى که به کمبود آنها عادت کرده ایم دچار است (صحیح است) با این تفاوت که اگر میتوان کمبود سیمان را تحمل کرد و مثلا از ادامه ساختمان صرفنظر کرد و یا بجاى خرید مرغ عکس آنرا تماشا کرد و بهمین اندازه دلخوش داشت ولى از کمبود کتابهاى درسى بهمین سرعت نمیتوان گذشت کرد، زیرا این مسئله ایست که ۸ میلیون خانواده سرگردانى و نگاههاى ملتمسانه فرزندانشان را نادیده انگارند (صحیح است) حدود ۴۲ روز از بهترین ایام و اوقات تدریس در مدارس کشور میگذرد و اگر حساب کنیم که عملا سال تحصیلى دانش آموزان از ۹ ماه به ۷ ماه تقلیل یافته و طى این مدت نیز تعطیلات عید و روزهاى فراغت دیگر را که اکثرا بخاطر کمبود معلم و دبیر حادث میشود بشمار آوریم، در حقیقت روزهاى کار به ۱۶۰ الى ۱۷۰ روز تقلیل میبابد، بطوریکه تا کنون نزدیک به یک چهارم دوره تحصیل از بین رفته و جز به تدریس مسائل غیر اساسى و عمومى و سرگرمیهاى دیگر تلاش کارساز دیگرى صورت نگرفته است. متأسفانه با مراجعات مکرر و سؤالات بیشمارى که میشود هنوز مقصر اصلى درباره بحران حاصله شناخته و معرفى نشده است و تقصیر بسیارى از این گرفتاریها بگردن آتش سوزى در جلفا افتاده است که گویا کتابهاى وارداتى در آنجا از بین رفته و موجبات چنین کمبودى را فراهم ساخته است. اگر تا بحال چنین استدلال میشد که بخاطر ضعف در سیاستهاى کشاورزى و کمبود تولید محصولات کشاورزى و دامپرورى در داخل مملکت بناچار باید مواد غذائى را از خارج وارد مملکت کنیم که رقم مزبور نیز متأسفانه روز بروز افزایش پیدا میکند و اگر براى جبران نیازهاى صنایع داخلى لازمست پاره اى از مواد اساسى آنها از ممالک پیشرفته صنعتى وارد شود تا چرخ کارخانجات داخلى هم چنان در گردش باقى بماند و اعداد رشد هم چنان روبافزایش برود، اگر ضرورت ایجاب مینماید که تعدادى از ماشین آلات و صنایع پیشرفته وارد مملکت شود که همه این حقایق را بنحوى میتوان توجیه و تفسیر کرد ولى این دیگر غیر قابل قبول و هضم است که بگوئیم کتابهاى درسى مدارس ایرانى هم باید مثلا در فنلاند یا سوئیس و یک کشورخارجى زبان بچاپ برسد و وارد مملکت گردد. مگر در مملکت خودمان چاپخانه مجهز به حد کفایت وجود ندارد؟ مگر کارگران چاپ و تکنسین هاى ما سواد چیدن و انتشار حروفهاى فارسى را ندارند؟ مگر صنعت چاپ ایران هنوز بدان مرحله رشد نرسیده است که ما باید حتى چاپ کتب درسى خودمان را هم به ممالک بیگانه سفارش دهیم؟ و در این زمینه هم ارز و پول حاصله را که میباید در داخل کشور و بدست کارگران و افراد ایرانى هزینه و ورد بهره بردارى قرار گیرد به کشورهاى دیگر تقدیم نمائیم. آیا چاپ و انتشار بموقع روزنامه هاى پرتیراژ و جالب صبح و عصر مملکت که حداکثر بفاصله ۲۴ ساعت قادرند جدیدترین مطالب را تهیه و زمانى تا یکصد صفحه منتشر و در اختیار علاقمندان بگذارند مؤید پیشرفت و سرعت و دقت در عمل چاپ و تکثیر و انتشار نیست؟ یکى از مدیران مدارس تعریف میکرد من بجاى اینکه در این مدت که از سال تحصیلى میگذرد بکار خود رد مدرسه برسم مسائل روزمره را سرو سامان دهم هر روز دائما باید باجار و جنجال و دعوا و مرافعه بمراجع تعیین شده بروم و همانند روزهاى گذشته با دست خالى بازگردم و بسؤالات موجه دانش آموزان و اولیاء منتظر آنها جواب یأس بدهم و اگروضع چنین ادامه پیدا کند همان بهتر که مدارس حداکثر هفته اى ۳ روز به فعالیت بپردازند و یا تا اطلاع ثانوى تعطیل شوند. چون فعالیتهاى ورزشى و هنرى فوق برنامه را در منزل هم میتوان انجام داد (احسنت). یادم میآید چند سال قبل از سوى سازمان فرهنگى یونسکو آمارى منتشر شد که در آن حد متوسط اوقات مطالعه افراد ممالک مختلف در سال تعیین گردید. در این جدول‌بندى ساعات سرانه کتابخوانى بسیارى از ممالک تعیین و اعلام گردیده بود که از جمله حداکثر آن از بیست ساعت در سال تجاوز میکرد. متأسفانه رقمى که براى ایران محاسبه شه بود آنقدر تأسف آور و تخفیف کننده مینمود که نتوانستم آنرا باور کنم زیرا حد متوسط زمان کتاب خوانى براى هر ایرانى در سال را فقط ۳۰ ثانیه گزارش میداد. بعدها نظیر چنین ارقامى را که توسط مطلعین ایرانى هم آماده و منتشر شده بود خواندم که ثابت شده بود هر ایرانى در طول یک سال بطور متوسط فقط ۲۰ تا ۳۰ ثانیه از وقت خود را به مطالعه کتاب میگذراند و این ادعا هم مستند برآمارى بودکه مؤسسه کتابشناسى ملى ایران منتشر کرده و عنوان میداشت طول ۶ ماه از سال تنها ۱۲۳۲ جلد کتاب در سراسر ایران منتشر شده که اگر فرض شود این کتابها بطور متوسط در دو هزار نسخه بچاپ رسیده باشد که غالبا تیراژ کتاب ها از این رقم نیز کمتر است، تقریبا به هر ۲۲۰۰ ایرانى در این مدت فقط یک نسخه کتاب میرسد و هر ایرانى در طول سال حداکثر ۲۰ تا ۳۰ ثانیه از وقت خود را به مطالعه سهمى که از کتابهاى منتشر شده درایران دارد اختصاص میدهد. بعدها ضمن انتشار چنین ارقامى عده اى اعتراض کردند که چنین محاسباتى نمیتواند حقیقت داشته باشد و مهمترین استدلال هم این بود که اگر تنها به کتب درسى که دانش آموزان مطالعه میکنند بپردازیم و اوقات مربوط را باین ارقام اضافه کنیم مدت مطالعه چندین برابر مقدار فعلى خواهد بود گواینکه در اینگونه آمارگیریها موضوع ارتباطى به مطالعه کتب درسى و کلاسیک ندارد ولى در هر حال شاید آنزمان این چنین استدلالى براى افزایش مدت مطالعه هر ایرانى در طول مدت یکسال قانع کننده بنظر میرسید ولى اکنون چگونه میتوان این دلیل را پذیرفت مضافا باینکه آن هنگام تنها مدت مطالعه مردم مطرح بود ولى اینک آموزش و سرنوشت نزدیک به ۸ میلیون دانش آموز به تنگنا و نارسائى دچار شده و سالهاى سال از اوقات آنها در خطر هرز رفتن میباشد. امیدواریم اولیاء محترم آموزش و پرورش پاسخ قانع کننده اى در این زمینه در اختیار داشته باشند …

منبع: مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره ۲۴، جلسه ۶۰، سه شنبه ۱۸ آبان ۲۵۳۵ شاهنشاهی (۱۳۵۵ خورشیدی) صفحه ۶۱.

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «مجله مطالعات خواندن» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که در کنار همکاری علمی شما عزیزان، تداوم کار این سایت به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وابسته است. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*