پژوهش در تاریخ خواندن

پژوهش در تاریخ خواندن

Share

جایگاه معرفتی تاریخ خواندن
اگر این پیش‌فرض برساختگرایانه را بپذیریم که ما موجوداتی تاریخی و فرهنگی هستیم و دیدگاه و شناخت ما نسبت به جهان محصول تعاملات تاریخمند میان آدمیان است، ناگزیریم تاریخ حوزه معرفتی‌ای را که در آن فعالیت می‌کنیم، بشناسیم. بر این مبنا حوزه معرفتی «مطالعات خواندن» نیز بی‌نیاز از شناخت تاریخش نیست. در این نوشته تلاش می‌شود با توجه به رویکردهای موجود در مطالعات تاریخی، نوع و ویژگی‌های تاریخ خواندن مشخص شود و تجربه‌های مهم این حوزه و شیوه‌های اصلی پژوهش و منابع پژوهش در این حوزه معرفی شود.
مقصود از تاریخ نه عشق به گذشته است و نه خلاص کردن خویش از بند گذشته، بلکه همچون کلیدی برای فهم زمان حاضر، فهم و احاطه بر گذشته است. تاریخ‌نگار با تحلیل و سنجش رویدادها و کشف علت‌ها، در پی قیاس موقعیت‌ها و درک نقش و کنش افراد و گروه‌هاست. این وظایف وی را به سوی نظریه‌های تاریخ می‌کشانند و هر نظریه به عنوان کاری فکری و عقلانی، کوششی است در بنیان نهادن چارچوب‌ها و تنظیم داده‌های تجربی (هالت، ۱۹۸۴ به نقل از احمدی، ۱۳۸۶، ص۱۴). این نظریه هم حاصل نتیجه‌گیری‌های منطقی است و هم راهگشای نتیجه‌گیری‌های بعدی.
اما تاریخ‌ چگونه می‌تواند کلید فهم زمان حاضر شود؟ نگاهی به تاریخِ تاریخ‌نگاری می‌تواند راهگشای پاسخ به این پرسش شود. در سده نوزدهم موضوع پژوهش‌های تاریخی مرتبط به موقیعت سیاسی دولت – ملت‌ها بود و تقریباً در تمام کشورهای اروپایی، آمریکا و روسیه مسأله مهم «هویت ملی» بود. در پایان آن سده مسائل دولت مدرن، دموکراسی، حقوق اساسی و مدنی اهمیت یافتند و تاریخ‌نگاران هم متوجه تاریخ‌های سیاسی و حقوقی شدند. با گسترش مبارزات طبقاتی و ظهور احزاب کارگری، تاریخ‌های اجتماعی باب روز بودند، اما با گذشت زمان پیوند تاریخ با مسائل بزرگ و حل‌نشده کم‌رنگ شده است (احمدی، ۱۳۸۶، صص ۳۱-۳۲). تاریخ‌نگاری امروز بیشتر به تشریح پدیده‌های خاص تمایل دارد. ریشه این تمایل در «مکتب آنال Annales School » و شیوه نویی است که آن‌ها در تاریخ‌نگاری اتخاذ کرده‌اند.
پیروان مکتب آنال منتقد واقعه‌نگاری رایج در زمانه خود بودند و معتقد بودند که به جای نگارش تاریخ شاهان و فرماندهان نظامی، پژوهش وسیع در زندگی اجتماعی در تمام سویه‌های آن امر مفیدتر و ارزشمندتری است. آنچه آنان «تاریخ جهانی Histoire globale » می‌نامیدند، تاریخی بود که از بی‌شمار تاریخ‌های جزیی شکل گرفته بود. تاریخی که شیوه‌های گوناگون زیستن آدمیان و گذران زندگی روزمره‌شان را با توجه به نهادهای اجتماعی‌شان دنبال می‌کند (همیلتون و دیگران، ۱۳۸۷). نمونه‌های ایده‌آل چنین نگاهی تاریخ کشاورزی و روستایی از امانوئل لروی لادوره (Emmanuel LeRoy Ladurie) ، کودکی و مرگ از فیلیپ آری (Philippe Ariès) و تاریخ جنون از میشل فوکو بود.
تاریخ خواندن، از آنجا که به مسئله شاهان و قهرمانان نمی‌پردازد و در واقع نوعی تاریخ‌نگاری از زندگی روزمره انسان است، می‌توان آن را بسیار نزدیک به مکتب آنال دانست تا دیگر انواع تاریخ‌ها.
اما مقصود از تاریخ خواندن چیست؟ خواندن عملی است که ما را با تجربۀ گذشتگان پیوند می‌دهد، تجربه‌هایی که هرگز نمی‌تواند دقیقاً شبیه آن چیزی باشند که آن‌ها آزموده‌اند؛ اگرچه ممکن است خیال قدم گذاشتن به بیرون از زمان و تماس با نویسندگانی که قرن‌ها پیش زیسته‌اند لذت‌بخش باشد، اما حتی اگر متن‌های آن‌ها بدون هیچ تغییر به دست ما رسیده باشد – با توجه به تکامل صفحه‌آرایی و مادی بودن کتاب‌ها، امری بالقوه ناممکن – رابطه ما با این متون نمی‌تواند شبیه آن چیزی باشد که خوانندگان در گذشته با آن‌ها داشته‌اند. از این روی، خواندن تاریخی دارد.
افزایش مطالعات دانشگاهی پیرامون عمل خواندن در قالب یک پرکتیس (practice) ، پیشرفتی است که در چند دهه اخیر رخ داده است و در واقع رسیدن به این درک منجر شده است تا بفهمیم خواندن دارای تاریخی منحصر به فرد و پیچیده است که ارزش بازگویی دارد. در واقع اندیشمندان قرن نوزدهم و پیشتر از آن (از زمان سنت آگوستین) عمیقاً علاقه‌مند به چگونگی رخ‌ دادن خواندن و شیوۀ معنی‌بخشی آن بودند و تا اوایل قرن بیستم هیچ کوشش نظام‌مندی برای بررسی خواندن به عنوان پدیده‌ای اجتماعی وجود نداشت. شاید از اولین نمونه‌های چنین مطالعه‌ای بتوان به پژوهش خانم بل (Bell) دربارۀ زندگیِ کارگری در میدلزبورو اشاره کرد. داستان و عامۀ خواننده اثر کیو. دی. لیویس (Q. D. Leavis) که حاصل پایان‌نامۀ دکتری وی از دانشگاه کمبریج است، معمولاً به عنوان اولین کوشش منسجم و نظام‌مند برای طبقه‌بندی و تحلیل پرکتیس‌های خواندن در بریتانیای میان دو جنگ به شمار می‌آمد (Darnton، ۲۰۱۱،).
بلندترین جهش در جهت تکامل تاریخ خواندن در قالب یک حوزۀ مطالعاتی منسجمِ آکادمیک در دو مرحله ویژه اتفاق افتاد که همزمان با طلوع تاریخ کتاب به عنوان موضوع پژوهش است: ۱. اواخر دهۀ ۱۹۵۰ با ظهور مکتب تاریخ‌نگاری فرانسوی آنال و کار آن‌ها بر روی کتابشناسی فرانسه؛ و ۲. اوایل دهۀ ۱۹۸۰ با آثار پژوهشگرانی (عمدتاً تاریخدان‌های اجتماعی) نظیر روژه شارتیه (Roger Chartier) ، رابرت دارنتون، گولیِلمو کاوالّو (Gugliolmo Cavallo) ، آرماندو پتروتچی (Armando Petrucci) ، جیمز رِیون (James Raven) و دیگران که درباره خواندن در اروپای قرن شانزدهم تا اواخر قرن هیجدهم کار می‌کردند (دارنتون، ۲۰۱۱). گرچه لیویس بدون درک روشنی از ظهور یک رشته علمی، پرکتیس خواندن را بررسی می‌کرد، اما هم رابرت دارنتون (۲۰۱۱) و هم روژه شارتیه ادعاهای قاطعی مبنی بر ظهور یک زمینۀ مطالعاتی جدید داشتند. مقالۀ دارنتون خوانندگان خود را به صراحت از تاریخ کتاب به تاریخ خواندن هدایت می‌کند. او اظهار می‌کند که با وجود اینکه تاریخدانان کتاب «اطلاعات زیادی درباره تاریخ ظاهری خواندن» به ما عرضه می‌کنند، اما «چرایی‌ها» و «چگونگی‌های» پرکتیس خواندن (در سطح فردی و جمعی) را نادیده می‌گیرند.
دارنتون توجه ما را به این واقعیت جلب می‌کند که تحلیل‌‌های آماری کمی (تحلیل‌های کلان‌) تولید، نشر و امانت کتاب می‌تواند اطلاعات ارزشمندی درباره روندهای گسترده اجتماعی ارائه دهد، اما او بر این نکته نیز تأکید می‌کند که چگونه بررسی جزیی یک خواننده، متن یا اجتماعِ کتابخوان، (یعنی تحلیل‌های خردتر) می‌تواند شواهدی واقعی از خواندن برای برون‌یابی نظری (Theoretical extrapolation) فراهم می‌کند.
البته رواست که پرسیده شود تاریخ خواندن چه تفاوتی با تاریخ کتاب، تاریخ رسانه و یا حتی نقد ادبی و تاریخ ادبیات دارد؟ در پاسخ به این سؤال می‌توان گفت که تمرکز تاریخ کتاب بر قالب و فیزیک نوشتار است. تاریخ کتاب دنباله تکوین نگارش با شکل‌های مختف بوده است و معمولاً به سؤال‌ها پاسخ می‌دهد: در دوره‌های مختلف زمانی مردم چه می‌نوشتند و چه می‌خواندند؟ و شکل انواع خواندنی‌ها (کتاب) در دوره‌های مختلف چگونه بوده است/ اما تاریخ خواندن در پی‌ پاسخ به این دو پرسش است: چرا مردم می‌خواندند؟ و خواندن برای مردم دوره‌های مختلف چگونه تجربه‌ای بوده است؟ با توجه به این، تمرکز تاریخ خواندن نه بر قالب که بر کنش و پرکتیس خواندن است. از طرفی در تاریخ رسانه، ما با تاریخ همه نوع رسانه‌ای مواجه هستیم و بیشتر جنبۀ رسانه‌ای و انتقال پیام از طریق کتاب و دیگر رسانه‌ها مد نظر است. همچنین نقد ادبی و تاریخ ادبیات مملو از بررسی‌ نگرش منتقدان (خوانندگان خاص آثار) است، اما تاریخ خواندن سعی می‌کند با تمرکز بر خوانندگان عام یک اثر، به بررسی آن بپردازد. در واقع تاریخ خواندن بخشی از تاریخ فرهنگی جامعه به شمار می‌رود.

مسائل اساسی تاریخ خواندن
تاریخ خواندن زمینۀ مطالعاتی نوپایی است و در جدال برای سامان بخشیدن به موضوعات اساسی، نقاط تمرکز، اهداف و رهیافت‌های خود است. با این وجود می‌توان برخی موضوعات و مسائل را به عنوان مسائل اساسی شناخته‌شده در تاریخ خواندن مطرح کرد، گرچه ممکن است با پیشرفت در این زمینه، برخی از این مسائل از دایرۀ بررسی خارج و برخی دیگر وارد گود شوند.
همانطور که پیش‌تر نیز اشاره شد تاریخ خواندن در پی پاسخ به دو پرسش اساسی است: نخست اینکه چرا مردم می‌خواندند؟ پاسخ به این پرسش گاه چنان بدیهی می‌نماید که هر گونه بررسی آن اتلاف وقت به نظر می‌آید، اما همان تحقیقات مختصر در تاریخ خواندن، آشکارا نشان می‌دهد که مردمان روزگار مختلف برای مقاصد مختلفی می‌خواندند.
پرسش دوم این است که خواندن برای مردم چگونه تجربه‌ای بوده است؟ همان مطالعات مختصر در زمینه تاریخ خواندن نشان می‌دهد که خواندن در برخی جوامع در گذشته، تجربه‌ای جمعی بوده ‌است که بر اثر گذر زمان شکلی فردی به خود گرفته است. همچنین در دورانی، خواندن به عنوان امری دینی و در دورانی دیگر به عنوان امری سیاسی تلقی می‌شده است. بدین ترتیب پاسخ به این پرسش که «چه اتقاقی در جوامع به وقوع پیوسته است تا تجربه خواندن از صورتی به صورتی دیگر تغییر شکل دهد»، به دنبال پرسش دوم، در حیطه تاریخ خواندن می‌گنجد.
غیر از این دو پرسش تاریخ خواندن در پی بررسی مسائل دیگری نیز هست. یکی از مسائل تاریخ خواندن تببین تاریخ دریافت (Reception history) یک اثر یا مجموعه‌ای از آثار است. ولفگانگ آیزر (Wolfgang Iser) در کتاب کنش خواندن (the Act of Reading) نظریه خود را در قالب پدیدارشناسی دریافت بیان می‌کند. بر اساس این نظریه یک اثر، موجودی پویاست و خواننده منظرهایی از متن را برمی‌گزیند و آن‌ها را به منظور شکل بخشیدن به دیدگاهی که پیوسته تغییر می‌کند، به هم پیوند می‌زند. در این دیدگاه خواننده از سویی مختار است که از میان الگوهای معنایی بالقوه دست به گزینش بزند، از سوی دیگر محدود و مقید به تفسیرهای ممکنی است که متن به آن تحمیل می‌کند (مکاریک، ۱۳۸۳) بر این اساس، خوانندگان مختلف دریافت‌های مختلفی نسبت به یک اثر دارند. این دریافت از زمانی به زمان دیگر و گروهی به گروه دیگر متفاوت است. تاریخ خواندن با بررسی تغییر دریافت آثار در طول زمان، تاریخ دریافت یک اثر را تببین کند.
هانس رابرت یاس (Hans Robert Jauss) به ما یادآوری می‌کند که تمام متون همراه خود مفروضات ضمنی شیوۀ خوانده‌شدنشان را انتقال می‌دهند؛ و خوانندگان نیز برای خواندن دستورالعملی دارند که شامل پیش‌داشته‌های فرهنگی، زیبایی‌شناسانه و ایدئولوژیک آن‌ها، یعنی «افق انتظار»، است که به عمل خواندن الحاق می‌شود. بنابراین از منظر تاریخ خواندن این پرسش رواست که «افق انتظار اجتماعی خاص در خوانش یک اثر معین چه تأثیر بر فهم آن داشته است؟» همچنین «دستورالعمل ضمنی خوانش یک متن که توسط متن منتقل شده است، چگونه در زمان‌های مختلف با افق انتظار خوانندگان تعدیل شده است؟» و «چرا این تعدیل رخ داده است؟»
تاریخ خواندن می‌تواند به عنوان بخشی از تحلیل‌های تاریخی، اجتماعی و ادبی نیز باشد. به عنوان نمونه، یورگن هابرماس (Jürgen Habermas) (1383) در کتاب مشهور خود دگرگونی ساختاری در حوزه عمومی: کاوشی در باب جامعۀ بورژوازی با تحلیل جامعه قرن هیجدهم آلمان نشان داد که در تمام قلمرو متعلق به ملت آلمان در «امپراطوری روم مقدس» که به لحاظ سیاسی به شدت چندپاره بود، پایگاه اجتماعی و ساختار ارباب و رعیتی تا اواخر قرن بدون تغییر باقی ماند، اما درون طبقۀ بورژوازی که میان آن‌ها قرار گرفته بود فرایند دگردیسی، رهاسازی و تمایزِ مهمی رخ داد که در نهایت منجر به انحلال جامعه فئودالی شد. هابرماس این تغییر در حس آگاهی را با استفاده از نظریه «تحول ساختاری حوزۀ عمومی» نشان داد. بر اساس این نظریه، هویت بورژوازی در یک حوزه عمومی پدیدار شد که مستقل از دربار بود، «حوزه‌ای شخصی و یکپارچه‌‌شده با همگان» که انحصار اطلاعاتی و تفسیری سودمند برای قلمرو کلیسا و دولت را مورد تردید قرار داد و ابتدا با استفاده از ظرفیت ادبیات و سپس با استفاده از سیاست، ساختار مراوداتی و ارتباطاتیِ جدید و ضدّ فئودالی شکل داد و هویت فردی جایگزین موقعیتی شد که همراه با تولد به شخص ارزانی می‌شد. هیچ رسانه‌ای بهتر از «واژۀ چاپ‌شده» نمی‌توانست این کارکرد را داشته باشد. فرهنگ مکتوب و ادبیات، عرصۀ یادگیریِ خودشناسی و استدلال شد و در این حین کتاب‌ها و خواندن موقعیت جدیدی برای آگاهی عمومی ایجاد کردند. برای نخستین بار بورژوازی برای خواندن زمان کافی و قدرت خرید در اختیار داشت. خواندن کارکرد رهایی‌بخشی به خود گرفت و تبدیل به یک نیروی اجتماعی کارآمد شد: خواندن افق‌های معنوی و فکری فرد را گسترش داد. خواننده را به یک عضو سودمند برای اجتماع تبدیل کرد، و به وی اجازه داد محدوده وظایف خود را بهتر کنترل، و حتی کمکی به بهبود نقش اجتماعی وی کند. خواندنِ واژ‌گان چاپ‌شده محمل فرهنگ بورژوازی شد (Wittmann ، ۱۹۹۹).
شاید به عنوان نمونه دیگر استفاده از تاریخ خواندن به عنوان بخشی از بررسی‌های اجتماعی بتوان به کتاب تمایز: نقد اجتماعی قضاوت‌های ذوقی اشاره کرد. در این کتاب بوردیو (۱۳۹۰) با بررسی بسیاری از محصولات فرهنگی، از جمله کتاب و مجله، و شیوه برخورد طبقات مختلف اجتماعی با آن‌ها، یکی از بنیادی‌ترین تابوهای دنیای روشنفکری را زیر پا می‌گذارد و محصولات فکری و تولید‌کنندگان آن‌ها را به شرایط وجودی اجتماعی‌شان ربط می‌دهد.
با بررسی‌های بیشتر می‌توان نمونه‌های دیگری از آثار را نشان داد که تاریخ خواندن به عنوان بخشی از بررسی کلی به کار رفته است، اما در این نوشته به همین دو اثر اکتفا می‌کنیم.

پژوهش در تاریخ خواندن
مشی تاریخ‌نگاریِ خواندن تحت نفوذ رویکردهای متن‌محور و خواننده‌محور است، و نقطه تمرکز هیچکدام از این رویکردها، ناسازگار با دیگری نیست. از یک سو می‌توان متن را به عنوان عنصری مستقل در نظر گرفت و تحلیل چگونگی تغییر متن در اثر زمان را به عنوان تاریخ خواندن ارائه کرد، از سوی دیگر می‌توان تاریخ خواندن را با مطالعه خوانندگان و کنش‌های آن‌ها ترسیم کرد.
از منظری دیگر، در پژوهش‌های تاریخیِ خواندن عمدتاً دو رهیافت پژوهشی وجود دارد: رهیافت کلان (کمّی) و رهیافت خرد (کیفی). مورخان اجتماعی و پژوهشگران سواد، روش‌شناسی تحلیل کلان را برای سنجش سواد در گستره وسیعی از قلمروها و دوره‌های تاریخی، از روستایی در مکزیک تا گرینلند شمالی، از هلندِ اوایل مدرنینته تا عصر آپارتاید در افریقای جنوبی به کار می‌گیرند. با تلفیق و تحلیل نظام‌مند داده‌هایی مانند گزارش‌های سرشماری و آمار ثبت ازدواج‌ (به عنوان ادله‌ای برای توان نوشتن و خواندن)، آن‌ها می‌توانند گستره سواد و توزیع آن در جمعیتی خاص را ترسیم کنند و وجود مراحل میانه‌ای مختلف را بین باسوادی و بی‌سوادی به ما گوشزد کنند (باسوادی و بی‌سوادی دو وضعیت متضاد صفر و یک نیست). مارگارت اسپوفورد (Margaret Spofford) نشان می‌دهد که چگونه سواد به سبب نیازهای حرفه‌ای طبقۀ نوظهور بازرگانان گسترش می‌یابد، از سوی دیگر داده‌های تلفیقی که روژه اسکوفیلد (Roger Schofield) از ازدواج‌های ثبت‌شده در دوره‌ای محدود از انگلستان به دست آورده است، گواه نابرابری گسترده‌ای در کسب این مهار‌‌های اساسی، بر مبنای جایگاه، طبقه، درآمد و جنسیت است. تحلیل‌های کلان کمی به مورخان اجتماعی امکان می‌دهند با اندکی پیچیدگی ابعاد متغیر عامۀ خواننده و در نتیجه ارتباط افراد با قالب متن را ترسیم کنند. به عنوان مثال داوید وینسنت (David Vincent) نشان می‌دهد که علی‌رغم افزایش تعداد بزرگسالان نوسواد، فرهنگ‌های شفاهی و مکتوب (یا شبه‌مکتوب) در بریتانیای قرن نوزدهم همزمان با یکدیگر بسط پیدا می‌کردند. در فرانسه نیز در دوره‌ای که اندکی پیش‌تر آغاز می‌شود و بیشتر طول می‌کشد، الگوی مشابهی توسط فرانسیس فورِت (François Furet) شرح داده شده است.
گرچه تحلیل‌های کلانِ کمی حدود و دامنۀ خواندن را با روشی تجربی ترسیم می‌کنند، اما نمی‌توانند تصویر کاملی از شیوۀ تعامل خوانندگان منفرد با کتابی خاص را ارائه دهند. این رویکرد آماری نه تنها دلیل کافی برای اینکه چرا یک فرد بخش قابل توجهی از سرمایۀ اوقات فراغت خود را صرف خودِ کتاب‌ها می‌کند، ارائه نمی‌کند، بلکه مطالعۀ کلانِ کمّی نمی‌تواند به ما بگوید که وی چند بار این کتاب‌ها را خوانده است و چرا او این‌ها را انتخاب کرده است و یا به معنای دیگر، او در سطح عقلی و عاطفی خاص، چگونه به کتاب‌ها واکنش نشان داده است؟ پژوهش‌هایی که با رویکرد تحلیل‌های خُردِ کیفی انجام می‌شوند قادر هستند اطلاعاتی جریی درباره اینکه خوانندگان منفرد واقعاً چگونه متن را خوانده و واکنش نشان می‌دهند، عرضه کنند؛ اطلاعاتی که دیگر رهیافت‌ها قادر به ارائه آن‌ها نیستند.
علاوه بر این، بخشی از انرژی پژوهش در تاریخ خواندن صرف بررسی نظریه‌های موجود در این زمینه می‌شود. در مقایسه با رهیافت‌های تحلیل کلان کمی و تحلیل‌های خُرد کیفی در تاریخ خواندن، نظریه‌های خواندن پیش‌تر از این دو رهیافت الگوهای متنوعی برای کنش‌های خواندن ارائه کرده‌اند و از روی قرائن، دگرگونی‌های گسترده‌ای را در طول زمان پیش‌بینی کرده‌اند.

منابع
احمدی، بابک (۱۳۸۶). رساله تاریخ: جُستاری در هرمنوتیک تاریخ. تهران: مرکز.
بوردیو، پیر (۱۳۹۰). تمایز: نقد اجتماعی قضاوت‌های ذوقی. ترجمه حسن چاوشیان. تهران: ثالث.
مکاریک، ایرنا ریما (۱۳۸۳). دانش‌نامه نظریه‌های ادبی معاصر. ترجمه مهران مهاجر و محمد نبوی. تهران: آگه.
هابرماس، یورگن (۱۳۸۳). دگرگونی ساختاری در حوزۀ عمومی. ترجمه جمال محمدی. تهران: افکار.
همیلتون، گری جی.، کولینز، رندال (۱۳۸۷). تاریخ‌نگاری و جامعه‌شناسی تاریخی. ترجمه هاشم آقاجری. تهران: کویر.

Darnton, Robert (2011). First Steps Toward A History of Reading. In The History of Reading. Eds. Towhead, Shafquat, Towheed; Corne, Rosalind and Halsey, Katie.New York: Routledge.
Towheed, Shafquat; Crone, Rosalind & Halsey, Katie (2010). The History of Reading .Routledge Literature Readers.
Wittman, R. (1999). Was there a Reading Revolution at the End of the Eighteenth Century? A History of Reading in the West. Eds. Cavallo, Guglielmo and Roger Chartier. Amherst: University of Massachusetts Press, 284-312.

این مقاله پیشتر در مجله کتاب ماه کلیات، با مشخصات زیر منشر شده است:

محبوب، سیامک (۱۳۹۲) پژوهش در تاریخ خواندن. کتاب ماه کلیات ویژه‌نامه مطالعات خواندن. اسفند.

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «مجله مطالعات خواندن» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که در کنار همکاری علمی شما عزیزان، تداوم کار این سایت به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وابسته است. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*