انقلاب کتاب

انقلاب کتاب نویسنده: ربر اسکارپیت ترجمه: محمدرضا مظهری و علی کیاهاشمی ناشر: کمیسیون ملی یونسکو- ایران سال نشر: ۱۳۴۷؟ (۱۹۶۸) تعداد صفحات: ۲۰۶ فهرست مطالب قسمت اول: کتاب و دنیای کنونی تاریخچه موارد استفاده کتاب   قسمت دوم: سیمای جدید چاپ ۱- تولید کتاب در جهان ۲- جریان‌های بزرگ مبادله   قسمت سوم: دورنمای آینده ۱- دوگانگی انتشار ۲- کتابفروشی و چاپ کثیر الانتشار ۳- راه تازه‌ای برای مکالمه   چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «مجله مطالعات خواندن» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که در کنار همکاری علمی شما عزیزان، تداوم کار این سایت به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وابسته است. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما...

تاملی معنی شناختی در پرسش «چرا مردم کتاب نمی خوانند؟»

تاملی معنی شناختی در پرسش «چرا مردم کتاب نمی خوانند؟» (A Semantic Consideration on the Question “Why Iranians don’t read enough?”) یوسف عابدی دبیر شورای برنامه ریزی نهاد کتابخانه های عمومی کشور yabedi@ut.ac.ir چرا کتاب نمی‌خوانیم؟ چرا سرانه مطالعه ایرانیان پایین است؟ چرا ایرانی‌ها کمتر کتاب می‌خوانند؟ چرا مردم ایران اهل مطالعه نیستند؟ چرا ما کتابخوان نمی‌شویم؟ چرا مردم ایران مثل ژاپنی‌ها برای کتاب صف نمی‌کشند؟ دلیل اصلی کتاب نخواندن ایرانی‌ها چیست؟ و… چنین سوالاتی بسیار مطرح شده‌اند تا علل کتاب نخواندن ما ایرانیان را کاوش و واکاوی کنند. این پرسش‌ها با پاسخ‌هایی از این دست مواجه شده‌اند: تنبلی و فرهنگ تن‌پرور شهروندان، گرانی کتاب، بی‌علاقه بودن مردم، نداشتن وقت کافی برای مطالعه، احساس عدم نیاز به مطالعه، جذابیت تلویزیون و اینترنت، ممیزی کتاب، غلبه فرهنگ شفاهی بر مکتوب و … و سرانجام راهکارهایی چون تبلیغات و فرهنگ‌سازی و حمایت از نشر و تلاش برای برطرف کردن دغدغه‌های اقتصادی جامعه را پیش نهاده‌اند. این پرسش‌ها، در قالب‌های مختلفی مطرح شده‌اند. گاهی به مناسبت یک رویداد در اخبار ظاهر شده‌اند، گاهی در مصاحبه‌ها از اهالی فرهنگ پرسیده شده است، گاهی مسئولین را به پاسخگویی واداشته، گاهی متخصصین طرحی پژوهشی تنظیم کرده‌اند و به بررسی آن پرداخته‌اند، گاهی پایه پیمایش‌ها شده و گاهی مایه مقاله‌ها و همایش‌ها. من نمی‌خواهم پاسخی به این پرسش‌ها بدهم. در این نوشته، با رویکردی معنی‌شناختی به بررسی کانون توجه (Focus) این پرسش‌ها می‌پردازم و تنها نشان می‌دهم که می‌توان کانون توجه این پرسش‌ها را تغییر داد. در این صورت نگرشی جامع‌تر به مسئله حاصل می‌شود و ابعاد گسترده‌تری از موضوع را درمی‌یابیم. هر زاویه نگرش به مسئله، در عین این که بینش‌هایی به‌وجود می‌آورد، کاستی‌هایی نیز دارد. از هر زاویه نگرش وجوه خاصی از مسئله بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرند، و این یعنی وجود دیگری از نظر غافل می‌مانند. نگرش منشوری (Perspective View) ما را به سبکی از تفکر در حال تکامل رهنمون می‌کند که در آن بینش‌های...

تلویزیونِ کتاب، مُسکّنِ کتاب‌نخوانی!

تبلیغ و قدرت تبلیغ آن چیزی است که  ما را سخت در افسون خود شناور کرده است. معلوم نیست از چه زمانی و بر مبنای چه اندیشه‌ای این ایده صریحاً در افکار مدیران ریشه دوانده است که همه مسائل (یا لااقل بخش عمده آنها) در عرصه رسانه، بویژه رسانه قدرتمند! تلویزیون و رادیو قابل حل است. آیا وقعاً تلویزیون و رادیو مسائل را حل می‌کنند یا بر مسائل سرپوش می گذارند؟ بالطبع از شیوه پرسش من مشخص است که می‌خواهم بگویم مسائل در رسانه‌ها حل نمی‌شوند، بلکه صورت آنها دیگرگونه می‌شود و یا حتی وارونه می‌شوند. با توجه به این مقدمه بایستی توضیح دهم که چرا طرح مسئله (در اینجا مسئله کتاب و کتابخوانی) در فضای رسانه‌هایی چون تلویزیون و رادیو نه تنهاد حل آن مسئله نیست، بلکه وارونه‌سازی آن نیز است. بگذارید کمی عقب‌تر برویم، به زمانی که تلویزویون پا به عرصه وجود گذاشت، رشد کرد و به سرعت تمام عرصه‌ها را درنوردید، آن زمان که به شهادت پژوهش‌ها و گواه عینی، تلویزیون مهم‌ترین همدم اوقات فراغت شد. آن زمان بود که کتاب که سال‌ها رسانه غالب بود و انقلابی بوجود آورده بود، کم کم داشت به حاشیه رانده می‌شد و گزارش‌های پیاپی‌ای از گوشه و کنار جهان می‌رسید که تلویزیون عرصه را بر کتاب تنگ کرده است و دور نیست که دیگر کتاب‌ها از یاد بروند. برخی از اندیشمندان نیز دست به قلم شدند و در باب کتاب و تلویزیون نظریه‌پردازی کردند. جدال بین کتاب و تلویزیون به موضوع روز تبدیل شد (لااقل برای اهل کتاب). اما در ایران این بحث‌ها، همانند خود تلویزیون، با اندکی! تاخیر وارد شد (اِصرار دارم که این بحث وارداتی است و در جایی از این نوشته آن را توضیح خواهم داد). به عنوان مثال کتاب نِیِل پستمن با عنوان «زندگی در عیش و مردن در خوشی» که به این بحث می‌پردازد، در سال ۱۹۸۵/۱۳۶۴ به زبان اصلی نوشته شد و در...

کاربرد رویکرد پژوهش آمیخته در ارزیابی طرح‌های پیچیده

برنامه ملی خواندن (National Reading Plan=NRP) ابتکاری است در حوزه سیاست‌گذاری عمومی و هدف آن افزایش سطح سواد و عادت به خواندن در میان مردم پرتغال است. این مقاله در صدد است با استفاده از رویکرد آمیخته مدلی برای ارزیابی برنامه‌های پیچیده نظیر برنامه ملی خواندن را ارائه می‌کند. برنامه‌ی ارزیابی این طرح در طول پنج سال (۲۰۰۶-۲۰۱۱) به طول انجامیده است. در این ارزیابی روشی مدنظر بوده است که بتوان از آن طریق نظارت و تحلیل مداوم و نظام‌مند را امکان‌پذیر کنند.