ایدئولوژی‌ها و پرکتیس‌های خواندن

اربارا سیکرمن (Barbara Sicherman) در مقاله‌ای با عنوان «ایدئولوژی‌ها و پرکتیس‌های خواندن» (Ideologies and Practices of Reading) با بررسی اسناد به جا مانده از قرن نوزدهمِ آمریکا چهار نوع گفتمان رسمی و یک گفتمان غیررسمی با محوریت خواندن معرفی می‌کند:
– خواندن تبشیری (انجیلی) (evangelical)| – خواندن مدنی (civic)| – خواندن برای اصلاح خود (self-improving)| – خواندن فرهنگی یا جهان‌شهری (cosmopolitan)| – خواندن برای آرامش و لذت

خطر بالقوه خواندن: خوانندگان و چانه‌زنی قدرت در روایت‌های قرن نوزدهم

عنوان: خطر بالقوه خواندن: خوانندگان و چانه‌زنی قدرت در روایت‌های قرون نوزدهم THE “DANGEROUS” POTENTIAL OF READING: Readers and the Negotiation of Power in Nineteenth-Century Narratives نویسنده:  Ana-Isabel Aliaga-Buchenau ناشر: راتلج سال نشر: ۲۰۰۴   فهرست خواندن و قدرت در قرن نوزدهم جاده‌ای از بردگی تا آزادی گذرگاه دست یافتن به احترام طبقه متوسط معبری برای طغیان زنان، خواندن و قدرت زنان کوچکِ فرشته‌خویی در دام شیطان: زنان کوچک اثر لوئیزا می آلکوت زن کوچک گمراه می‌شود: مادام بواری اثر گوستاو فلوبر   متن کامل را از لینک زیر دانلود کنید. دانلود...

زنانگی خواننده و مردانگی نویسنده

گلی ترقی داستانی دارد با عنوان «درخت گلابی» که شاید خوانده باشید یا فیلمی را که داریوش مهرجویی بر اساس آن ساخته است دیده باشید. هنگامی که این داستان را میخواندم جایی رسیدم که راوی داستان اولین بار «میم» را توصیف می‌کند: «پشت درختانی سبز پسربچه‌ای لاغر ایستاده و نزدیک به او، روی پتویی چهارخانه، دختری جوان نشسته و کتاب می‌خواند» راوی که یک نویسنده است، در سن دوازده سالگی عاشق دخترک کتابخوانی می‌شود که چندسالی از او بزرگتر است. یکی از دو تصمیم بزرگ عاشق جوان این است که می‌خواهد نویسنده شود. بگذارید چند قسمت دیگر از داستان را که نشانه‌های کتابخوانی دخترک دیده می‌شود، با هم بخوانیم  و سپس به اصل مطلب بپردازیم . «هر بار که چیزی برایش می‌آورم (دراز کشیده روی پتو، زیر درخت‌ها، کتاب می‌خواند)» «من و دختری که انتخاب کرده‌ام از قماشی دیگر هستیم … میم روزی یک کتاب می‌خواند… می‌خواهد برود فرنگ و هنرپیشه تئاتر شود. می‌داند که من می‌خواهم شاعر یا نویسنده شوم و بو برده که عاشقش هستم. کتاب‌هایش را بِهِم قرض می‌دهد…»  این نشانه‌ها را که در جابجای متن دیدم، یادم آمد که در جاهای دیگر نیز به زن (دختر) کتابخوان برخورده‌ام. کمی که بیشتر فکر کردم به این نتیجه رسیدم که به همان نسبت در داستان‌های مختلف به مرد نویسنده برخورده‌ام. آیا می‌توانم به این نتیجه برسم که هر جا حرف از خواندن است زنان نماینده این عمل هستند و هرجا نوشتن مردان؟ بگذارید یک آزمایش سریع هم انجام دهیم. در جستجوی گوگل این عبارتها را وارد می‌کنم: reading painting، Writing Painting، Reader painting و writer painting همچنین Author painting. دلیل اینکه خواستم میان نقاشی‌ها جستجو کنم این است که در نقاشی نوعی بازنمایی رخ داده بود. نتایج فرض اولیه مرا تایید می‌کنند. در تصاویر مربوط به خواندن و خواننده، زن جنس غالب بود و در تصاویر مربوط به نوشتن و نویسنده، مرد غالب بود. به عنوان یک...

و در آغاز کلمه بود که خوانده شد

 … در رهیافت دوران نوزایی، حروف و کلمات منش و خصوصیاتی دارند که آنها رابا امور و پدیده‌ها پیوند می‌دهد و مشابهت آنها را معلوم می‌دارد. بنابراین، می‌توان گفت زبان در این دوره با سایر پدیده‌های طبیعی چون گل و گیاه و جماد و غیره همسنگ بوده است. خداوند در آغاز زبان را آفرید و زبان مزبور به لحاظ دال و مدلول وحدتی آهنگین داشت. اما پس از واقعه بابل این همگونی و وحدت از میان رفت … نام‌هایی که حضرت آدم به حیوانات داد هنوز هم ویژگی اولیه خود را حفظ کرده‌اند. یکی از پیامدهای اصلی این رویکرد به زبان، امتیازی است که به زبان نوشتاری می‌دهد. فوکو این امر را یکی از رویکردهای بزرگ فرهنگ غرب می‌شمارد. خداوند در آغاز کلمات نوشتاری را آفرید و حضرت آدم آنها را خواند و اول چیزی که خواند نام حیوانات بود که در این نام‌ها آیات الهی نفته بود. این پیوند میان نوشتار و پدیدارها دو خصوصیت متضاد دانایی در قرن شانزدهم را به نمایش می‌گذارد. اول، نبود امتیاز میان آنچه دیدنی است و آنچه خواندنی … و دوم … رواج و گسترش تاویل و تفسیر است. نظر به اینکه طبیعت متشکل از ارکان مکتوب بود، معرفت نیز صرفاٌ متضمن دیدن و اثبات نبود، بلکه گونه‌ای تفسیر به شمار می‌رفت. منبع: ضیمران، محمد (۱۳۹۳) میشل فوکو: دانش و قدرت. تهران: هرمس. صفحات...

نظریه‌های خواندن: کتاب‌ها، پیکرها و کتاب‌شیدایی

نظریه‌های خواندن: کتاب‌ها، پیکرها و کتاب‌شیدایی Theories of Reading: Books, Bodies and Bibliomania نویسنده: کارین لیتاو (Karin Littau) ناشر: وایلی (Wiley) سال نشر: ۲۰۰۶ تعداد صفحات: ۲۰۸ فهرست مطالب ۱. تاریخ خواندن از بلند خواندن تا خواندن در سکوت از خواندن رُهبانی (monastic) تا خواندن مَدرَسی (scholastic) خواندن در تنهایی از خواندن متمرکز تا خواندن بسیط   ۲. شرایط مادی خواندن کارکرد بیانی چاپ بی‌ثباتی شیء متنی تاریخ‌های انتقال متنی از دست‌نویس به فرهنگ چاپی از چاپ تا فرهنگ اَبَررسانه   ۳. روانشناسی مصرف عوارض جانبی خواندن تب خواندن اعتیاد خواندن مدرنیته و یورش به حواس خستگی چشم و ولعِ دیدن (Eye-Hunger) تب فیلم خیره کردن مخاطب سرگیجه در اَبَرفضا جسمیت‌یافتن (یا جسمیت‌زدایی) در فضای مجازی مصرف‌کنندگان منفعل   ۴. خواننده در داستان مخاطرات خواندن خواننده گریان خواننده وحشت‌زده خواننده سودایی آسیب‌شناسی خواندن بازی‌های خواندن خطر آینده بدون کتاب رسانه چندحسی   ۵. نقش تاثیر در نقد ادبی خواندن با/بدون ترحم آموزش دادن، لذت بخشیدن، به حرکت واداشتن از خواننده به نویسنده به متن خواندنِ بی‌غرض و با تعمق قرائت تنگاتنگ (Close Reading) خواندن برای معنی‌دادن به جای حس‌کردن   ۶. خواننده در نظریه خوانایی/ ناخوانانی (Readability) شرایط اولیه خواندن کنترل واکنش خوانندگان انتظارات خوانندگان قراردهای خواندن جوامع تفسیری شکست در خواندن بدخوانی (misreading) خواننده به مثاله نویسنده جنبه‌های سیاسی تفاوت   ۷. سیاستِ جنسی خواندن مقاومت‌ کردن خواننده خوانندگان زن سیاهپوست مخاطبان تجربی مصرف‌کنندگان کنشگر خواندنِ پایین/متوسط/ روشنفکرانه خواندن جسمیت‌یافته خواندن مانند/به مثابه یک زن زنانه‌شدنِ خواننده   نتیجه‌گیری: مطالعات ماتریالیستی.   چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «مجله مطالعات خواندن» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که در کنار همکاری علمی شما عزیزان، تداوم کار این سایت به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وابسته است. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما...

تا روشنایی بنویس

عنوان: تا روشنایی بنویس! نویسنده: احمد اخوت ناشر: موسسه فرهنگی-هنری جهان کتاب تعداد صفحات: ۲۸۳ فهرست مطالب پیش از آغاز روشنایی و تاریکی نویسندگی خط‌خوردگی‌های شازده احتجاب نقد ژنتیکی وحشت از صفحه سفید سندرم کتاب دوم نوشته‌هایم را بسوزان کتابهای ناخوانده باز کردن کتابهایم چمدان گمشده والتر بنیامین خوانشِ کشویِ میز بلندخوانی کتابخوانی برای بورخس چشم ضعیف خواندن با عینک چشم نقاش چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «مجله مطالعات خواندن» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که در کنار همکاری علمی شما عزیزان، تداوم کار این سایت به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وابسته است. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما...

کارکرد ابهام در فرایند خوانش متن

کارکرد ابهام در فرآیند خوانش متن نویسنده: فروغ صهبا ناشر: آگه سال نشر: ۱۳۹۱ تعداد صفحات: ۳۳۶ فهرست مطالب فصل یکم: هرمنوتیک و خوانش متن مقدمه هرمنوتیک زبان زبان، ادبیات و ادبیت زبان و ضرورت تکثر معنا جایگاه متغیر تاویل و نیاز به آن مرگ مولف مولف و پست مدرنیسم خواننده در نقد نوین خواننده-منتقد خواننده-معنا-نویسنده نظریه‌های خواننده محور از فهم متون کلاسیک تا خوانش متون مدرن خواننده و ادبیات عمودی خوانش متن خوانش، خلاقیت هنری رولان بارت و خوانش متن عمق خوانش تا رسیدن به زیر متن وحدت متن در مقصد آن، یعنی خوانش متن تجسم کلیت مطب در فضا و گشودن معما ارجاع بازتابی در دریافت هم‌زمانی متن چند لایه متن در نقد نوین نظریه متن تبدیل خواندن متن به بازی متن چندمعنایی و بی‌معنایی متن نوشتنی و متن خواندنی ساخت‌شکنی دریدا و رد تک‌معنایی بینامتنیت بینامتنیت از دیدگاه بارت بینامتنیت و چند معنایی فصل دوم: ابهام و خوانش متن ابهام ابهام، اهرم ارتباط نویسنده-خواننده ابهام هنری و خوانش متن سه اهرم قدرت خواننده در رفع ابهام هنری ترس از مخاطب و ضرورت ابهام در داستان ضرورت ابهام در داستان امروزی ابهام و معنا عدم اعتماد نویسنده به نوشته‌اش روایت چندصدایی متن تکثر معنا در متن شیوه جدید ابهام آفرینی در ادبیات داستانی امروز ابهام و زبان فرم داستان و ابهام دوری از ابهام‌پردازی سنتی ابهام، جانشین تعلیق ابهام در شیوه روایت ابهام و قرائت فضایی ابهام و مدرنیسم رمان مدرن در مقابل رمان مدرنیستی ابهام، ویژگی بارز رمان مدرن ابهام و نفی عمدی پیرنگ در داستان نو زمان در رمان مدرن ابهام و پست مدرنیسم عدم انسجام و عدم قطعیت در رمان پسامدرن زمان‌پریشی در پست مدرنیسم ابهام و بحران معرفتی ابهام و گره‌افکنی در مسیر شناخت ابهام و آشفتگی روایی پریشانی نویسنده و ابهام‌آفرینی ابهام در شیوه شخصیت‌پردازی ابهام در متون استعاره‌گونانه ادبیات سمبولیک ابهام و اسطوره‌پردازی ابهام در زمان و مکان زمان و تغییر...

تاملی معنی شناختی در پرسش «چرا مردم کتاب نمی خوانند؟»

تاملی معنی شناختی در پرسش «چرا مردم کتاب نمی خوانند؟» (A Semantic Consideration on the Question “Why Iranians don’t read enough?”) یوسف عابدی دبیر شورای برنامه ریزی نهاد کتابخانه های عمومی کشور yabedi@ut.ac.ir چرا کتاب نمی‌خوانیم؟ چرا سرانه مطالعه ایرانیان پایین است؟ چرا ایرانی‌ها کمتر کتاب می‌خوانند؟ چرا مردم ایران اهل مطالعه نیستند؟ چرا ما کتابخوان نمی‌شویم؟ چرا مردم ایران مثل ژاپنی‌ها برای کتاب صف نمی‌کشند؟ دلیل اصلی کتاب نخواندن ایرانی‌ها چیست؟ و… چنین سوالاتی بسیار مطرح شده‌اند تا علل کتاب نخواندن ما ایرانیان را کاوش و واکاوی کنند. این پرسش‌ها با پاسخ‌هایی از این دست مواجه شده‌اند: تنبلی و فرهنگ تن‌پرور شهروندان، گرانی کتاب، بی‌علاقه بودن مردم، نداشتن وقت کافی برای مطالعه، احساس عدم نیاز به مطالعه، جذابیت تلویزیون و اینترنت، ممیزی کتاب، غلبه فرهنگ شفاهی بر مکتوب و … و سرانجام راهکارهایی چون تبلیغات و فرهنگ‌سازی و حمایت از نشر و تلاش برای برطرف کردن دغدغه‌های اقتصادی جامعه را پیش نهاده‌اند. این پرسش‌ها، در قالب‌های مختلفی مطرح شده‌اند. گاهی به مناسبت یک رویداد در اخبار ظاهر شده‌اند، گاهی در مصاحبه‌ها از اهالی فرهنگ پرسیده شده است، گاهی مسئولین را به پاسخگویی واداشته، گاهی متخصصین طرحی پژوهشی تنظیم کرده‌اند و به بررسی آن پرداخته‌اند، گاهی پایه پیمایش‌ها شده و گاهی مایه مقاله‌ها و همایش‌ها. من نمی‌خواهم پاسخی به این پرسش‌ها بدهم. در این نوشته، با رویکردی معنی‌شناختی به بررسی کانون توجه (Focus) این پرسش‌ها می‌پردازم و تنها نشان می‌دهم که می‌توان کانون توجه این پرسش‌ها را تغییر داد. در این صورت نگرشی جامع‌تر به مسئله حاصل می‌شود و ابعاد گسترده‌تری از موضوع را درمی‌یابیم. هر زاویه نگرش به مسئله، در عین این که بینش‌هایی به‌وجود می‌آورد، کاستی‌هایی نیز دارد. از هر زاویه نگرش وجوه خاصی از مسئله بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرند، و این یعنی وجود دیگری از نظر غافل می‌مانند. نگرش منشوری (Perspective View) ما را به سبکی از تفکر در حال تکامل رهنمون می‌کند که در آن بینش‌های...

مطالعات خواندن خرد، مطالعات خواندن کلان

مطالعات خواندن خرد، مطالعات خواندن کلان (Micro-Reading Studies, Macro-Reading Studies) یوسف عابدی دبیر شورای برنامه ریزی نهاد کتابخانه های عمومی کشور yabedi@ut.ac.ir مطالعات خواندن به عنوان یک حوزه پژوهشی به بررسی ابعاد مختلف فرایند خواندن و احتمال موفقیت خوانندگان متون در خوانش و فهم آنها می پردازد، و برای این منظور، عناصر اصلی فرایند خواندن و عوامل مؤثر در موفقیت خوانده شدن و فهمیده شدن متن توسط خواننده را بررسی می‌کند. عناصر اصلی دخیل در فرایند خواندن عبارتند از خواننده، متن، پدیدآور و زمینه. خواندن توسط کاربری انجام می‌شود که او را خواننده می نامیم. خواننده با متن مواجه می شود. متن توسط پدیدآورنده یا پدیدآورنده‌هایی به وجود آمده است که در نقش ها و سطوح مختلفی تعریف شده اند، از نویسنده و مترجم و تصویرگر و ویراستار تا ناشر و مراکز اطلاعات. البته این عناصر را باید در ارتباط با مولفه گسترده محیط در نظر بگیریم. محیط یا بافت می تواند شامل خواننده های دیگر، متون دیگر، پدیدآورندگان دیگر و همچنین عناصر دیگری باشد که در فرایند خواندن نوشته‌های پدیدآورندگان توسط خوانندگان دخیل هستند. روابط متقابل میان این عناصر به شکل زیر قابل نمایش است: نظریه‌های خواندن، مدل های مختلفی از شیوه تعامل میان این قبیل عناصر و سازوکار روابط فیمابین را ارائه و بررسی کرده‌اند. در پارادایمی که با استعاره های ریشه ای «رژه پدیدآورندگان» شناخته می شود، نویسندگان صاحب نام مرکز توجه هستند و آثار جدید عصاره آثار ایشان تلقی می شود. در سنتی دیگر که با استعاره «مجلس متون» معرفی شده است، آثار یک دوره زمانی خاص در حال بحث و جدل با یکدیگر در نظر گرفته می‌شوند و این تعاملات در فضایی باز صورت می‌گیرد. در دیگر نظریه‌ها کانون توجه را از نویسندگان و متون، به سوی خوانندگان معطوف شده و نقش فعالی برای خواننده قائل شده اند. به فراخور این زمینه ها، الگوهای وابسته به متن، خواننده محور، استنباطی، تعاملی و… در حوزه...

بیانیه آزادی خواندن

بیانیه آزادی خواندن اولین بار در ماه می ۱۹۵۳  در کنفرانس وستچستر توسط انجمن کتابخانه های آمریکا و شورای ناشران آمریکا منتشر شد.  این بیانیه از ۷ بند تشکیل شده است ترجمه آن به شرح زیر است: ۱- از نظر کتابداران و ناشران دسترس‌پذیرکردن هرچه گسترده‌تر عقاید و آرا، حتی آنها که  غیر متعارف (unorthodox)، منفور (unpopular) و از نظر اکثریت خطر آفرین به شمار می‌روند، امری است که نفع عمومی را تامین می‌کند.   ۲- کتابداران و ناشران ضرورتا با هر آنچه که دسترس‌پذیر می‌کنند، موافق و هم‌عقیده نیستند. تحمیل‌ اعتقاد سیاسی، اخلاقی و زیبایی‌شناسانه به عنوان معیار نشر  و امانت، در تعارض با نفع عمومی است.  ۳- ممانعت از دسترسی به آثار و نوشته‌های یک فرد بر اساس پیشینه‌ی فردی و وابستگی سیاسی وی توسط کتابداران و ناشران مغایر با منافع عمومی است. ۴- کوشش برای تحمیل ذائقه به دیگران، ممانعت از دسترسی بزرگسالان به مواد خواندنی که برای  افراد بالغ نوشته شده‌اند و یا مانع‌تراشی برای نویسندگان در کسب بیان هنری خود، در جامعه جایگاهی ندارد. ۵- اجبار خواننده به  پذیرش این پیش‌داوری‌ که یک ایده یا نویسنده‌ی آن توطئه‌گر و خطرناک  است، مغایر با منافع عمومی است. ۶- ناشران و کتابداران به عنوان پاسبان آزادی خواندن برای مردم، باید با افراد و گروه‌هایی که با تجاوز به این آزادی در صدد تحمیل عقاید و دائقه‌ی خود به جامعه هستند، و با دولتمردانی که به دنبال کاهش یا انکار حق دسترسی عموم به اطلاعات همگانی (public information)هستند، مبارزه کنند. ۷- این مسئولیت بر دوش ناشران و کتابداران است که با فراهم کردن کتابهایی که به اندیشه و بیان، کیفیت و تنوع می‌بخشند معنای کاملی به آزادی خواندن بدهند. با ممارست در این مسئولیت شایسته، آنها می‌توانند نشان دهند که پاسخ به یک کتاب «بد» یک کتاب خوب است و پاسخ به یک ایده‌ «بد» یک ایده‌ی خوب. متن بیانیه آزادی خواندن (انگلیسی) چنانکه از مطالب و مقالات منتشر...

خواندن: رفتار یا کنش

عمل خواندن را می‌توان یک رفتار (behavior) یا یک کنش (action) در نظر گرفت. واژگان رفتار و کنش در زبان فارسی آن‌گونه که باید مفاهیم نظری پشت خود را منتقل نمی‌کنند اما اینکه ما خواندن را یک رفتار یا کنش در نظر بگیریم می‌تواند ما را به نتایج متفاوتی در پژوهش‌ها و برنامه‌ریزی‌ها برساند.

چکیده مقاله: جُستاری در رویکرد دیالکتیکی به «خواندن»

از مقایسۀ عمل خواندن در دورۀ پیشامدرن و دورۀ مدرن، چنین برمیآید که خواندن در دنیای امروز امری دوگانه‌انگار (مبتنی بر تقابل سوژه/ابژه)، تصویرگرا و تکگو است. این در حالی است که نوشته در دوران باستان و قرون وسطی چنین شأنی نداشته و بیشتر به آن بهعنوان سخن مولف غایب نگریسته میشد که در غیاب وی باید با گفتههای وی به همسخنی پرداخت و کتاب را هضم نمود.

خوانش کودکانه و خوانش نقادانه: لذت ادبی و راززدایی از متن

جوزف هیلیس میلر (Joseph Hillis Miller:۱۹۲۸-to now) در کتابی تحت عنوان «درباب ادبیات» به دو گونه خواندن متن ادبی اشاره می‌کند. گونه‌ی اول خوانش کودکانه است که از آن به عنوان کنشی پرشور (Schwärmerei) نام می برد و خوانش انتقادی را به عنوان گونه‌ی دوم در مقابل این نوع خواندن قرار می‌دهد. خوانش کودکانه نوعی خواندن متن است که در آن پیش داوری ها کنار گذاشته می شود و خواننده از شک و تردید و حزم اندیشی و تحقیق و تفحص رها می شود. این نوع خواندن مستلزم سرعت معینی است که میلر با تشبیه آن به ضرباهنگ موسیقی می گوید که ضرباهنگ این نوع خواندن allegro* است. برای رسیدن به لذت ادبی خواننده باید این نوع خواندن را برگزیند. از طرفی خوانش انتقادی آن نوع خواندنی است که در آن ضرباهنگ خواندن به lento* تغییر می یابد: کاملا آهسته و با دقت. چنین خواندنی پرسش و تفحص در مورد چگونگی القای باورهای گوناگون در  ادبیات است که نمونه های آن را می توان در «مطالعات فرهنگی» و «مطالعات پسااستعماری» یافت. میلر از نیچه به عنوان الگویی از چنین خواندن انتقادی یاد می کند. این نوع خواندن  به راز زدایی از ادبیات و به نوعی به مرگ ادبیات منجر می شود. در این نوع خواندن مکانیسم کارکرد ادبی اثر فاش می شود و جادو دیگر نه جادو، بلکه کلک و حقه بازی خواهد بود. * ضرباهنگ تعداد نت‌های نواخته شده در زمانی معین است که به نوعی نشانگر سرعت موسیقی است. ضرباهنگ آلگرو به معنای ضرباهنگ تند و با نشاط است و لنتو ضرباهنگ آهسته است. برای خواندن متن کامل نوشته مراجعه کنید به کتاب زیر:  در باب ادبیات نوشته جوزف هیلیس میلر ترجمه سهیل سمی. نشر ققنوس. به این نوشته اینگونه استناد دهید: محبوب، سیامک (۱۳۹۱) خوانش کودکانه و خوانش نقادانه: لذت ادبی و راززدایی از متن. مجله مطالعات خواندن. دی. http://readingandreaders.com/?p=607 چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «مجله...

لایه‌های خواندنِ دن کیشوت از چشم فوئنتس

این نوشته نگاهی کوتاه به مقاله‌ی سروانتس یا نقد خواندن (Cervantes o la critica de la lectura) نوشته کارلوس فوئنتس (Carlos Fuentes Macías: ۱۹۲۸-۲۰۱۲) است. فوئنتس در این مقاله سعی دارد تا لایه های مختلف خواندن و نیز وضعیت خواننده نسبت به متن را در رمان دن کیشوت (Don Quixote) بررسی کند. دن کیشوت (عنوان کامل: نجیب زاده هوشمند، دن کیشوت دلامانچا) رمانی است که سروانتس (Miguel de Cervantes Saavedra: ۱۵۴۷-۱۶۱۶) آن را در دو بخش در سالهای ۱۶۰۵ و ۱۶۱۵ منتشر کرد.  دن کیشوت دلامانچا دهکده خود را ترک می کند و به میان دنیا می رود و کشف کند که جهان به آنچه درباره اش خوانده شباهی ندارد. او نومیدوار در جستجوی انطباقی جدید است، تشابهی جدید در جهانی که هیچ چیز شبیه آنچه زمانی به آن شباهت داشته نمی نماید. دن کیشوت شهسوار ایمان است و این ایمان از خواندن او سرچشمه گرفته است و خواندن او جنونی است… او هم به گونه ای عینی و هم به گونه ای نمادین خود را وثیقه خواندن تک معنای متون کرده است و می کوشد این خواندن را به جامه‌ی واقعیتی درآورد که کثیر، چند پهلو  و مبهم شده است.  فوئنتس اولین لایه خواندن را سطح بلافصل خواندن می نامند. در این لایه دن کیشوت خداوندگار خوانده‌های پیشین است که مغز او را خشک کرده است. در سطح دوم خواندن، او بدل به خداوندگار کلماتی می شود که در دنیای لفظی کتابی با عنوان دن کیشوت جای گرفته است. در این سطح از خواندن او خواننده داستان نیست بلکه خود بازیگر ماجرای حماسی خود است. وقتی رویارویی واقعیت با خوانده‌های دن کیشوت اتفاق می افتد، سطح سوم خواندن پدید می آید. او می‌خواهد تمامی جهان را در خوانده هایش جای دهد. اما هر بار دن کیشوت شکست می خورد و در هر شکستی به خوانده های خود پناه می برد. در سطح بعدی خواندن، رفته رفته این توهم فرو می ریزد....