مطالعه و خواندن در خیابان یک طرفه: عتیقه‌های چینی

این روزها کسی نباید  به صلاحیت خود بیهوده اعتماد کند. قدرت اصلی در بدیهه‌سازی است. همه‌ی ضربه‌های کاری با دست چپ فرود می‌آید. در آغاز سراشیبی بلندی که تا خانه‌ی … – زنی که هر شب به دیدنش می‌روم- امتداد می‌یابد، دووازه‌هایی هست. پس از این که او از آنجا نقل مکان کرد، دهانه‌ی منحنی شکل دروازه همچون لاله‌ی گوشی  که شنوایی‌اش را از دست داده است، جلوی راهم سبز شد. نمی‌توانند کودکی در لباس خوابش را راضی کنند به مهمان تازه وارد سلام کند. اهالی خانه با توسل به دیدگاه  بلندپایه‌ی اخلاقی، بیهوده به او گوشزد می‌کنند تا بر خجالتش غلبه کند. چند دقیقه بعد، کودک پیدایش می‌شود، و لخت و عور جلوی مهمان می‌آید. در این فاصله، او حمام کرده است. قدرت نهفته در یک جاده‌ی روستایی وقتی در آن قدم می‌زنیم متفاوت است با وقتی از رویش با هواپیما می‌گذریم. به همین نحو، قدرت نهفته در یک متن وقتی آن را بخوانیم متفاوت است با وقتی از رویش نسخه‌برداری کنیم. مسافران هواپیما تنها می‌بینند که چگونه جاده در میان دشت می‌گذرد و پیش می‌رود، و چطور مطابق با قوانین حاکم بر زمین‌های اطراف تغییر می‌کند. تنها کسی که روی جاده قدم می‌زند، از قدرتی که در اختیار آن است باخبر می‌شود؛ راه برای کسی که از هواپیما به آن نگاه می‌کند چیزی بیش از پهنه‌یی گسترده نیست، اما کسی که روی آن راه می‌رود، در هر گردشش، همچون ندای فرمانده‌یی که سربازان را به پیش فرا می‌خواند، دوردست‌ها، مناظر زیبا، پهنه‌ها، دورنماها را احضار می‌کند. پس تنها متنی که از رویش نسخه‌بردای شده، مسلط بر روح کسی است که خود را به آن سپرده است؛ در صورتی که خواننده‌ی معمولی هرگز جنبه‌های نو درون خود که متن درصدد گشودن آن است، کشف نمی‌کند: آن جاده را که وارد جنگل درونش می‌شود و برای همیشه پشت آن بسته می‌شود ، نمی‌تواند بشناسد: زیرا خواننده‌ی معمولی به حرکت ذهنی‌اش در پرواز آزاد رویایی روزانه ادامه می‌دهد، در حالیکه خواننده‌ای که نسخه‌بردای می‌کند،...

آندرو وایلز، آخرین قضیه فرما و کتابخانه محله

 در سال ۱۹۹۳ آندرو وایلز، استاد دانشگاه ریاضیات دانشگاه پرینستون، توانست قضیه فرما را که از سال ۱۶۳۷ به مدت ۳۵۶ سال بزرگ‌ترین ریاضی‌دانان را به خود مشغول کرده بود حل کند. یک روز وایلز در سن ۱۰ سالگی، هنگام بازگشت از مدرسه به کتابخانه محله‌شان سری می‌زند. او در آنجا کتابی خواند که در آن به آخرین قضیه فرما اشاره داشت. وی پس از هفت سال کار طاقت‌فرسا توانست آن قضیه را اثبات کند. منبع: وارما، سوندار (۱۳۸۷) قوانین، نظریه‌های علمی و چیزهای دیگر به زبان ساده. ترجمه محمدرضا توکلی صابری، تهران: مازیار. ص....

پایان پایان جهان: یک آخرالزمان کتابی

نوشته خولیو کورتاسار (۱۹۱۴-     )- آرژانتین  از آنجا که کار نوینسدگان را پایانی نیست، آن چند خواننده محدودی که روی زمین وجود داشتند ، شغل عوض خواهند کرد و به هر روی خواهند نوشت. سال به سال بر شمار قلم به دستان و کارخانه های کااغذ و مرکب سازی در اقصا نقاط جهان افزوده خواهد شد، روز از آن نویسندگان و شب از آن ماشینهایی می‌شود که کار نویسندگان را چاپ می‌کنند. اول از همه کتابخانه‌های شخصی سرریز می‌شوند بعد ادارات شهر تصمیم می گیرند (تا آنجایی که مائیم) میدانهای بازی بچه‌ها را از میان ببرند، تا کتابخانه‌ها گسترش پیدا کنند، پس  از آن نوبت زایشگاهها، کشتارگاهها، سربازخانه‌ها و بیمارستانها می شود. فقیرها از کتاب به  جای آجر استفاده می‌کنند، با آهک و ساروج رنگشان می‌زنند، دیوارهایی بنا می کنند از کتاب و در خانه‌هایی از کتاب سکنی می گزینند. پس از آن کتابها محدوده شهرها را در می‌نوردند و به مزرعه‌ها هجوم می برند، و مزارع غلات و آفتابگردان‌ها را لگدمال می‌کنند، میان دو دیوار خیلی بلند از کتاب باریکه راهی برای عبور- در صورتی که راه اصلا بسته نباشد- به اسم خیابان بوجود می آید. هر از گاهی دیواری وا می رود و باعث تصادفات فجیعی می شود. اما نویسندگان بی وقفه می‌نویسند، زیرا انسانیت برای رسالت خود احترام قائل است و آثار چاپی بالاخره سر به ساحل دریاها می زنند. رئیس جمهور یک جمهوری به رئیسان جمهوری‌های دیگر تلفن می‌زند و پیشنهاد خردمندانه‌ای مطرح می‌کند، از این قرار که مازاد کتابها را به دریا بریزند، البته این کا رهمزمان در ساحل همه سرزمینها رخ می دهد بدین ترتیب کاتبان سیبریایی خیره به ریخته شدن محصولات فرهنگی‌شان به دریای یخی می‌نگرند، کاتبان اندونزیایی و غیره نیز همینطور. این کار به نویسندگان اجازه می‌دهد تولیدات خود را افزایش دهند- زیرا که با این کار از نو در خشکی‌ها جایی باز می شود که کتابهاشان را در آن انبار کنند. نگران این نیستند...

دی. اچ. لارنس و کتابخانه عمومی

… مردان ایست‌وود همه معدنکار بودند و زن‌ها همه خانه‌دار. لارنس معدن‌کار نبود، می‌ماند خانه‌داری. او در همین ایام (احتمالا ۱۹۰۰ تا ۱۹۰۵) خواندن را شروع کرد. کتابخانه محلی ناحیه شده بود پناهگاهش؛ دیکنز، شکسپیر، تولستوی، ایپسن و اروین و شوپنهاور. تبدیل به کرم کتاب شده بود و سیری نداشت. در این بین ارتباط عمیقی هم با خواهر دوستش برقرار شد که نامش جسی بود … جسی و لارنس ساعتها درباره کتاب، دنیا و مافیا گپ‌های روشنفکری می‌زدند و کم‌کم لارنس شورع کرد به شعر گفتن کرد … منبع: مثل یک مرد نیمه محترم! (۱۳۸۸) در همشهری جوان. سال پنجم. شماره ۲۵۲، ۸ اسفند ۱۳۸۸. صفحه ۵۷. *دیوید هربرت لارنس(۱۸۸۵-۱۹۳۰)   David Herbert Lawrance رمان نویس و شاعر انگلیسی نکات قابل تامل: ۱- در اوایل دهه اول ۱۹۰۰ (یعنی صد سال پیش و حتی شاید قبل‌تر) کتابخانه‌های محلی در انگلستان معنا و جایگاه خود را داشتند. ۲- مجموعه کتابهای آن کتابخانه‌ها به گونه‌ای بود که ذهنی جوینده را پاسخگو باشند و همچنین تنوع موضوعی آن از نامهای موجود مشخص است. ۳- اگر بدانیم که پدر لارنس کارگر معدن بوده است، می‌توانیم بگوییم که استفاده از کتابخانه‌ها برای همه قشرها یکسان بوده است: برای لارنس پسر یک معدنچی همانند جسی دختر یک زمین‌دار این امکان وجود داشته است. تصور کنید که اگر یک کتابخانه در یک قرن تنها یک نویسنده یا شاعر بپرورد چه اتفاقی برای آن سرزمین...

نیچه، کتاب و نخواندن

… چشمانم سبب شد که دیگر به خواندن موشکافانه آثار آلمانی در باب زبانشناسی نپردازم و از «کتاب» رهایی یابم، سال ها دیگر هیچ نخواندم و این بزرگترین نیکی در حق خودم بود! آن پست ترین خویشتن مدفون و خموش در زیر بار دائمی اجبار به شنیدن سخن دیگران (این که همان مطالعه است!) آرام، شرمگین و با تردید از خواب برخواست و سرانجام دوباره لب به سخن گشود! هیچ گاه چون آن بیمارترین و دردناک ترین دوره ی زندگی خویش نیکبخت نبوده ام. …   منبع: نیچه، فردریش- این است انسان: چگونه آن می شویم که هستیم. ترجمه سعید فیروزآبادی. تهران: جامی، ۱۳۸۴. صفحه...

بدخوانی و بدانجامی

اولین رمان مدرن اروپایی، دن کیشوت نوشته سروانتس، رمانی است که خطر بدخوانی رمان را یادآوری می‌کند و خود رمانی‌است علیه رمان‌خوانی. دن کیشون شخصیت اصلی داستان، علاقه‌ی وافری به آثار شوالیه‌گری دارد. او این کتاب‌ها را می‌خواند تا زندگی روانه را به فراموشی بسپارد، اما این خواندن سرانجام او را به دیوانگی می‌کشاند. دن کیشوت اثری است در باب کلیشه‌ی بدخوانی. دن کیشوت اهل لامانچا خواننده‌ی بدی است که نمی‌تواند ادبیات را از زندگی جد کند. او آنقدر این دو را در هم می‌آمیزد که خوانندگان اثر نیز بین داستان و زندگی واقعی او نمی‌توانند تمایز ایجاد کنند. رمان دیگری که به بدخوانی رمان متکی است، مادام بواری اثر گوستاو فلوبر است. مادام بواری خواننده دائمی رمان‌های عشقی است اما نمی‌تواند تمایز زندگی واقعی و زندگی در رمان‌ها را تشخیص دهد. از این روی از زندگی روزمره‌ی بی‌عشق و از همسر کسالت‌آورش رنج بسیار می‌برد و این رنج او را به سوی جستجوی رمانس در زندگی اش هدایت می‌کند. او را در در نقش‌هایی که از رمان‌ها اقتباس کرده‌است غرق می‌کند و در نهایت کارش به یک خودکشی...

مریم مقدس در حال خواندن

کتاب ساعت‌ها – book of hours- کتابی  مذهبی مصور محبوب قرون وسطی است. در بسیاری از تصاویر این کتاب، مریم مقدس در حال خواندن دیده‌می‌شود. مشهورترین این صحنه‌ها زمانی است که جبرئیل بر مریم ظاهر می‌شود و او در حالی که زانو زده است، در حال خواندن است. عمل خواندن را می‌توان در صحنه‌های پرواز به مصر، مصلوب شدن و حتی در تولد حضرت عیسی مسیح نیز مشاهده کرد. نظرات مختلفی درباره کتابی که مریم در حال خواندن آن است وجود دارد. برخی آن را کتاب مقدس، برخی دیگر  کتاب ساعت‌ها می‌دانند و برخی می‌گویند که این نشانه‌ای از کلام خداست. از طرفی برخی این تصاویر را نشانه‌ای از شکل ایده‌آل زن مومن در قرون وسطی می‌دانند و خواندن را گونه‌ای تمرین معنوی برای زنان به حساب می‌آورند. خواندن برای زنان یک تمرین معنوی به شمار می‌رود که باعث می‌شود آنها به خدا نزدیک‌تر شوند و ذهن آنها آماده تجارب الهامی...

ماتیلدا دخترک کتابخوان

ماتیلدا عنوان داستانی است از رولد دال که در آن کتابخوانیِ ماتیلدا او را به فردی شگفت‌انگیز و جالب توجه تبدیل می‌کند. این داستان برای گروه‌های سنی ج و د نوشته شده است. در این داستان از خواندن به عنوان عملی رهایی‌بخش یاد شده است که ماتیلدا به واسطه آن از آسیب و گزند خانواده‌‌اش که با او بسیار  نامهربان هستند، آسوده می‌شود. بخشی از فصل اول این اثر را  با عنوان کتابخوان در زیر می خوانیم: کتابخوان هنگامی که ماتیلدا سه ساله شد، خودش یاد گرفت که روزنامه و مجله‌هایی را که در همه جای خانه پخش و پلا بود بخواند. در چهار سالگی می‌توانست با سرعت و به راحتی بخواند و طبیعتاً در آرزوی خواندن کتاب بود … ماتیلدا گفت: پدر فکر میکنی بتوانی برایم کتاب بخری؟ پدر گفت: کتاب؟ این کتاب کوفتی را برای چه می‌خواهی؟ – می‌خواهم بخوانم پدر. – مگر تلویزیون چه اشکالی دارد؟ یک تلویزیون قشنگ دوازده اینچی داریم، آن وقت از من کتاب می‌خواهی! داری لوس می‌شوی دختر! … همان بعداظهری که پدر ماتیلدا با خریدن کتاب برای او مخالفت کرد، او تنهایی به طرف کتابخانه عمومی دهکده (۱) به راه افتاد. وقتی به آنجا رسید، خود را به خانم فلپس، مسئول کتابخانه، معرفی کرد. ماتیلدا از او پرسید که آیا اجازه دارد مدتی در آنجا بنشیند و کتاب بخواند. خانم فلپس، از ورود دختر کوچولویی که بزرگتری همراهش نبود کمی جا خورد، با این همه به او خوش آمد گفت (۲). ماتیلدا پرسید: ممکن است قسمت کتاب‌های کودکان را نشانم دهید؟ خانم فلپس به او گفت: آنجا، روی ردیفهای پایین(۳)، می خواهی کمکت کنم و کتابی برایت پیدا کنم که عکس‌های زیادی داشته باشد. ماتیلدا گفت: نه متشکرم، فکر کنم از عهده‌اش بتوانم بربیایم (۴). … از خانه تا کتابخانه ده دقیقه راه بود (۵) و به این ترتیب می‌توانست دو ساعت تمام به تنهایی در گوشه‌ای خلوت و ساکت بنشیند و...

دیوار چین و کتاب‌ها

خورخه لوئیس بورخس در ایام اخیر خواندم که مردی دستور ساختن آن دیوار تقریبا بی‌انتهای چین را داد، که همان شی هوانگ‌تی نخستین امپراتوری بود که نیز مقرر داشت تا همه کتابهای پیش از او سوخته شوند. اینکه این عملیات دوگانه‌ی عظیم- نصب پانصد تا ششصد فرسخ سنگ در برابر وحشیان و نسخ بی‌چون و چرای تاریخ، یعنی نسخ گذشته- از یک تن واحد ناشی شده و بر روی‌هم جزو صفات او باشد، بی‌دلیل مرا خرسند کرد و در حین حال نگران. جستجوی علل بروز این احساس، هدف یادداشت فعلی است. از نظر تاریخی هیچ رازی این در این اقدام دوگانه نیست. شی هوانگ‌تی پادشاه تسینگ که معاصر با جنگ‌های هانیبال است شش حکومت را به زیر سلطه‌ی خود درآورد و دستگاه خانخانی را برانداخت؛ دیوار بزرگ چین را برافراشت زیر دیوار در آن زمان از وسایل دفاعی بود؛ کتاب‌ها را سوخت زیرا مخالفان با استناد به آنها امپراطوران گذشته را می‌ستوند. ساختن قلاع و سوختن کتاب کار مشترک همه سلاطین است؛ تنها خصوصیت ویژه‌ی شی هوانگ‌تو عمل کردن در مقیاسی چنین وسیع است. این نکته را برخی از چین شناسان نیز تلویحا تذکر داده‌اند، اما احساس من این است که در شواهدی که آوردم چیزی هست بیش از افراط یا غلو در اقدامی متداول. محصور کردن جالیز یا باغ امری است عادی و عام، اما نه محصور کردن یک امپراطوری. و نیز اراده کردن که سنت‌پرست‌ترین نژاده‌ها از خاطره‌ی گذشته‌اش، چه اساطیری و چه تاریخی  دست بردارد، مزاح و تفنن نیست. چینیان آن زمان سه هزار تاریخ مدون را پشت سر داشتند ( و نیز در آن زمان امپراطور زرد و چوانگ تسو و کنفسیوس و لائوتسو را داشتند) که آنگاه شی هوانگ‌تی دستور داد تا تاریخ  از زمان او آغاز شود. شی هوانگ‌تی مادرش را به گناه فسق و فجور تبعید کرده بود؛ در عدالت سخت او علمای مذهبی چیز جز کفر ندیدند؛ شی هوانگ‌تی شاید از...
صفحه 2 از 212