جنبش اتاق‌های مطالعه‌ (قرائت‌خانه‌ها)

در تاریخچه کتابخانه‌های عمومی هلند می‌خوانیم: وظیفه سنتی کتابخانه‌های عمومی، فراهم نمودن دسترسی جهانی به اطلاعات و فرهنگ می‌باشد. آگاهی از اهمیت دسترسی آزاد به اطلاعات و محصولات فرهنگی در عصر روشنگری پدید آمد. در طول سده هجدهم میلادی گروه‌های کتابخوان از طبقه‌ی سرمایه‌دار و ثروتمند بودند. در قرن نوزدهم میلادی و در اوایل سده‌ی بیستم، همان گروه‌های سرمایه‌دار و بورژوا، اتاق‌های قرائت عمومی را برای گروه‌های کم‌تر ثروتمند تدارک دیدند (جنبش اتاق‌های قرائت). نخستین کتابخانه‌های عمومی در هلند در آستانه سده بیستم پدید آمد. منبع: هویسمانس، فرانک؛ هیلبرنیگ، کارلین (۱۳۸۹) آینده کتابخانه‌های عمومی هلند: چشم‌انداز ده سال آینده. ترجمه امین زارع. تهران: نهاد کتابخانه‌های عمومی...

خواندن عملی‌ست ضد اجتماعی

خواندن عملی‌است که عموما به تنهایی صورت می‌گیرد، از این روی زمانی که بدان اختصاص داده می‌شود عملا زمانیست که از تعاملات انسانی جلوگیری می‌کند. به این دلیل خواندن عملی غیر اجتماعی anti social  به شمار می‌آید. بحث مخالف: – در ظاهر به نظر می‌رسد که در لحظه خواندن فرد با اطرافیان و خانواده نمی‌تواند تعامل انسانی داشته باشد. اما خواندن در همان حال تعامل انسانی بین نسلی بوجود می‌آورد. خواندن تعامل‌های انسانی را از در محدوده زمان و مکان می‌گسترد و ما می‌توانیم با یک تجربه انسانی در زمان و مکانی متفاوت از آنچه که هستیم تعامل برقرار...

ادبیات جانبدارانه و از نظر سیاسی بی‌خطر

در جایی در معرفی نویسنده‌ای به نام اروین اشتریتمایر درباره داستان کوتاه او به نام ماده گربه و مرد چنین خواندم: این داستان، نمونه‌ای است از ادبیات جانبدارانه و از نظر سیاسی بی‌خطر که حاکمان آلمان دموکراتیک خواهانش بودند و آنرا برای سرگرم کردن مردم ترویج می‌کردند. منبع: مجموعه نامرئی: داستان‌های کوتاه از نویسندگان آلمانی زبان. ترجمه علی‌اصغر حداد. تهران: ماهی،...

بی‌سوادی نوع دوم و جهل مرکب: در ستایش بی‌سوادی

 خانم‌ها و آقایان! اجازه می‌خواهم سپاسگزاری از شما را با پرسشی در خود این مناسبت همراه کنم و آن این که آیا شما، نمایندگان محترم شهر کلن، در پی تجلیل گونه‌ای انسانید که نسلش رو به انقراض می‌رود؟ آیا جایزه‌ی شهرتان را به انسانی اعطا می‌کنید که دوره‌اش سرآمده؟ از روزنامه‌های چند ماه اخیر درمی‌یابم که آنچه به فرهنگ مطالعه یا فرهنگ نوشتار شهرت دارد، نه تنها در کشور ما، بلکه در سراسر کره زمین، با خطر نابودی روبه‌روست. بی‌اعتنایی به این خبر وحشتناک برای مثل منی که از نوشتن و در نتیجه خواندن نام می‌خورد، ممکن نیست. ولی ای بسا شما مردم شهری هم که زادگاه هاینریش بل است و پایگاه رادیو و تلویزیون غرب آلمان، یعنی بزرگترین ایستگاه رسانه‌ای اروپا، از چنین پیش‌بینی نگران باشید. اگر در این گمان خودم به خطا نرفته باشم، پس قطعا در این مطئله علاقه‌ای شخصی با علاقه‌ای همگانی، یا علاقه‌ای محلی با علاقه‌ای عام و فراگیر، همسویی یافته است.  آیا می‌شود از کلام مکتوب چشم پوشید؟ پرسش این است و هر که به طرح آن بپردازد، ناچار باید از بی‌سوادی و بی‌سوادان سخن بگوید. منتها اشکال قضیه این است که هر وقت سخن از انسان بی سواد پیش می‌آید خود او حضور ندارد. بی‌سواد آفتابی نمی‌شود و به حاصل گفتگوی ما هم اعتنایی ندارد و آن را به سکوت برگزار می‌کند. از این رو اجازه می‌خواهم دفاع از او را بر عهده بگیرم، ولو شخص بی‌سواد چنین ماموریتی به من نداده باشد.  از هر سه تن ساکن سیاره ما یک نفر بدون هنر خواندن و نوشتن روزگارش را به سر می‌کند. مجموع این انسان‌ها حدود هشتصد و پنجاه میلیون نفرند و شمارشان مسلما افزایش هم می‌یابد. این آماری حیرت آور و در عین حال گمراه‌کننده است، زیرا نسل انسان فقط شامل زندگان و ناآمدگان نمی‌شود، بلکه مردگان و رفتگان را هم باید جزوی از آن دانست. و او که مردگان را...

فرهنگ سرگرمی‌خواهی و مطالعه

یکی از دلایل پایین بودن تحقیرآمیز مطالعه در میان ما این است که هرچند مطالعه برخوردار از وجهی سرگرمی است اما کتاب، در مجموع، از قابلیت تبدیل شدن به یک ابزار سرگرم‌کننده‌ی مطلوب را برخوردار نیست (ص ۱۶۹). —————————————————————- سرگرمی‌خواهی فارغ از هر گونه فعالیت مولدی است. از این رو، فرد سرگرمی‌خواه حتی اگر روزنامه‌ای دست بگیرد بیشتر آن را تماشا می‌کند و ورق می‌زند تا بخواند. چرا که خواندن مستلزم سعی است، و از آن بالاتر، اگر خواندن واقعی باشد اصلا تولید کردن است؛ تولید اندیشه(ص ۱۶۱). —————————————————————- قاضی مرادی در بخش دوم اثرش کار و فراغت ایرانیان به بحث بیگانگی فراغت و فرهنگ سرگرمی‌خواهی در میان ایرانیان می‌پردازد. او با بحث‌هایی که در بخش اول کتاب خود انجام می‌دهد نشان می‌دهد که فرهنگ کار/ فراغت در ایران به فرهنگ زحمت یا اشتغال/سرگرمی‌خواهی تبدیل شده است. مفهوم کار در نزد قاضی مرادی فعالیتی غایتمند و اجتماعی است که به تولید کالای مادی یا غیر مادی می‌انجامد. اما ااشتغال شکل بیگانه‌شده‌ی کار است که معرف تلاش معاش است به این معنا که شخص کار می‌کند تا امکان مصرف به دست بیاورد و مصرف می‌کند تا زنده بماند. وی همچنان که کار را فعالیتی خلاق و مولد به شمار می‌آورد، فراغت را نیر در کنار کار فعالیتی خلاقانه می‌داند. فعالیت‌های زمان فراغت خودانگیخته و آزادانه در راستای بازآفرینی فرد، خودبیانگری و بازیابی خویشتن است. در مقابل در فرهنگی که کار به شکل زحمت درآمده است فراغت نیز به سرگرمی‌خواهی تغییر شکل می‌دهد. سرگرمی‌خواهی عملی است منفعلانه که در جهت رفع رنج حاصل از اشتغال و زحمت است. منبع: قاضی‌مرادی، حسن (۱۳۸۶) کار و فراغت ایرانیان. تهران:...

کار، فراغت و مطالعه

کار و فراغت، به عنوان دو نیاز اساسی بشر در پی انقلات صنعتی و بسط مناسبات سرمایه‌داری از یکدیگر منفک شدند. همچنان که کار عمل خلاق مولد و تغییر دهنده است، فراغت نیز فعالیت نسبتا خودانگیخته و آزادانه‌ی فرد در بازآفرینی خود، خود-بیانگری و بازیابی خویشتن دانسته می‌شود. … برای درک دقیق‌تر زمان فراغت باید آن را از وقت آزاد متمایز کرد. وقت آزاد مجموعه‌ی زمانی است که فرد به کار یا اشتغال موظف و به طور کلی به فعالیت برای کسب درآمد، مشغول نیست. در عین حال، این زمان از دو بخش فعالیت اجباری و انتخابی تشکیل می‌شود.فعالیت‌های اجباری… جزء زمان فراغت نیست. بنابراین زمان فراغت بخشی از وقت آزاد است و فعالیت‌هایی را در بر می‌گیرد که فرد نسبتا بدون اجبار، به طور خود-انگیخته و به طور عمده بر طبق دلخواست‌های فردی‌اش انتخاب می‌کند. … با فرض اینکه در زمان فراغت دلخواست‌های واقعی فرد مورد توجه قرار می‌گیرد می‌توان، دست‌کم سه حوزه فعالیت را برای زمان فراغت برشمرد: الف- مجموعه فعالیت‌هایی که فرد برای رهایی از خستگی جسمانی، عملی، یا ذهنی ناشی از کار موظف روزانه انجام می‌دهد. این اقدامات فقط شامل حد افراطی استراحت- یعنی بی‌عملی- نیست. در این حوزه، بازیابی سرزندگی قوای جسمانی و ذهنی خود یا کسب آمادگی جسمانی، عملی و فکری برای کار مجدد مورد نظر است. این هدف با گوش دادن به قطعه‌ای موسیقی، نوشیدن آنچه مطلوب فرد است، دوش گرفتن، روزنامه خوانی و … حاصل می‌آید. ب- فعالیت‌هایی که در ورای کار موظف و اجباری و نیز یکنواخت و تکراری روزمره، نیروهای خلاقه فرد را مطابق با دلخواست‌هایش جامه عمل می پوشاند و در تبدیل نیروها و امکانات بالقوه‌اش به بالفعل، یعنی رشد و تعالی فردی‌اش، به او یاری می‌رساند. اینها فعالیت‌های  خود-بیانگرانه‌ی فردی‌اند. آموزش زبان‌های خارجی برای گسترش حوزه مطالعات، یادگیری موسیقی یا نقاشی، ورزش ، مطالعه  و … از جلمه این فعالیت‌ها هستند. پ- فعالیت‌هایی که سرگرمی و تفریح خوانده می‌شوند. این فعالیت‌ها...

مطالعه برای تفریح، تفنن و سرگرمی

در متون فارسی به واسطه ترجمه واژه Leisure دچار گمگشتگی معنایی شده است. به روابط معنایی زیر دقت شود: Leisure: time when you are not working or studying and can relax and do things you enjoy. syn FREE TIME enjoy: ۱. to get pleasure from something, 2. to have something good such as success or particular ability or advantage. pleasure: the felling of happiness, satisfaction or enjoyment that you can get from and experiment. در متون فارسی کلمه Leisure در ابتدا به معنای اوقات فراغت ترجمه شده است که به مرور مفهوم تفریح، تفنن و سرگرمی از آن استنباط شده است. در حالی که این مفهوم از لغت انگلیسی آن برنمی‌آید. چنین تلقی از این لغت باعث شده است که عده‌ای مفهوم مطالعه برای سرگرمی یا مطالعه برای تفریح و تفنن را ترویج کنند که به نظر اشتباه می‌آید و Reading in leisure به معنای مطالعه در اوقات بیکاری یا مطالعه آزاد  و Reading for pleasure به معنای خواندن به قصد لذت  معنایدقیق‌تری به نظر...

سیکل بازتولید روابط نابرابر اجتماعی از طریق مطالعه

۰۰۱ کسانی که ثروت بیشتری دارند، اوقات فراغت بیشتری دارند. ۰۰۲ کسانی بیشتر مطالعه می‌کنند که فراغت بیشتری دارند. ۰۰۳ کسانی که بیشتر مطالعه می‌کنند از وجهه خوبی برای کسب موقعیت‌های اجتماعی و ثروت برخوردارند. ۰۰۴ بازگشت به ۰۰۱  با الهام از: خندان، محمد (۱۳۸۸)  مطالعه و سرمایه نمادین: تاملی درباره اقتصاد کنش‌های مطالعه در فضای اجتماعی مدرن. کتاب ماه کلیات. ۱۴۳...

کمونیسم و سانسور

برخی از غربی‌ها به خصوص کلوزدیترلهمن ادعا می‌کنند که سانسور ایدئولوژیکی که در کشورهای کمونیستی اروپای شرقی و در اتحاد جهاهیر شوروی جریان داست، جای خود را به سانسور بازار آزاد داده است که از نشر آنچه بازاری برای فروش ندارد ممانعت می‌کند. به عقیده این نویسنده اضمحلال فرهنگی که از سانسور در رژیم‌های کمونیستی ناشی‌ شده است، بسیار وحشناک‌تر از آن است که با اثرات بازار آزاد مقایسه گردد. علاوه بر این دامنه سانسور در رژیم کمونیستی بسیار فراتر از تصمیم‌گیری در مورد محتوای منابع انتشاراتی بود. سانسور، یک نظام حاضر در همه‌جا بود که دستیابی به کلیه انواع اطلاعات فرهنگی، اقتصادی، علمی و فنی را کنترل می‌کرد. رژیم کمونیستی با نظام متمرکز مدیریت اقتصادی، اطلاعات را به عنوان یک جزء اساسی از حکومت تلقی نمی‌کرد و زمانی هم که اطلاعات دقیقی گردآوری می‌نمود اجباری به انتقال این اطلاعات به مردم احساس نمی‌کرد. در دهه‌ی ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ زمانی که کشورهای دیگر نظام ملی اطلاع‌رسانی خود را تاسیس کردند، سردمداران کمونیست لهستان نیز به کتابخانه‌های پژوهشی و متخصصین اطلاع‌رسانی مجوز طراحی شبکه مشابهی را دادند که البته با در نظر گرفتن شرایط لهستان آن روز با خدمات پستی ناکارآمد، خطوط مخابراتی فرسوده و آمارهای غیرقابل اعتماد چنین اقدامی بیهوده بود و ایجاد یک نظام اطلاع‌رسانی کارآمد امکان نداشت… کنترل سیاسی کمونیست‌های لهستان بر انتشارات،‌ پس از سال ۱۹۴۴ با الگو قرار دادن شورروی شامل موارد ذیل بود: الف- مالکیت دولتی موسسات انتشاراتی، چاپخانه‌ها، کانالهای توزیع، کتابفروشی‌ها و کتابخانه‌های عمومی ب- طراحی متمرکز برنامه‌های انتشاراتی ج- کنترل انتشارات، صنعت چاپ و نمایشگاهها توسط یک دفتر مرکزی (GUKPPIW) د- اعمال کنترل مرکزی بر انجمن‌های هنری این گونه سازمان‌ها خوانندگان لهستانی را از دسترسی به ادبیات جهانی، آثار نویسندگان مهاجر لهستان و آثار نویسندگان توده محروم می‌کردند. دولت با ترویج آثار از پیش گزینش شده نویسندگان گذشته و معاصر که از نظر ایدئولوژیکیمسئله‌ای نداشتند، خوانندگان را از سایر آثار محروم می‌کردند‌،‌ در عین حال این تصور را خلق می‌نمود که...

یک چرخش تاریخی: جایگزینی موسیقی با کتاب

در نیمه دوم دهه ۱۹۶۰ لندن به عنوان شهر مد جایگزین پاریس شد … موسیقی، به ویژه بعد از به شهرت رسیدن بیتل‌ها، به جای کتاب و ایده‌ها محور جذب جوانان گردید… از آن پس بحث‌های موتوالیته (یکی از تالارهای مشهور محله پنجم پاریس)، رمان نو، خواننده- آهنگسازان ظریف و موشکافی مانند لئو فره یا ژرژ براستر یا سینمای فرانسه نقاط عطف جوانان سرکش نبودند. منبع: ماریو بارگاس یوسا- دختری از پرو– صفحات...

سانسور و ممیزی کتاب در ۴۰۰ سال پیش از این

پاپ‌های رم که علاقمند بودند فرمانروایی سیاسی را در دست خود متمرکز کنند،‌ دامنه فرمانروایی خود را بر چشم های مردم بسط دادند،‌چنان که پیش تر  بر قوه تمیز آنها بسط داده بودند. آنچه را که گمان می‌کردند نباید خوانده شود ممنوع ساختند و سوزاندند… تا این که شورای شهر ترانت و تفتیش عقاید اسپانیا هم دست به کار شدند و این کاتالوگ‌ها و فهرستهای سانسور را به وجود آوردندکه اندرون بسیاری از مولفان خوب قدیمی را با چنان بی جرمتی زیر و رو می‌کنند،‌ که بدتر از هرگونه بی‌حرمتی است که می‌توان نسبت به گور آنها انجام داد. آنها در محدوده مطالب بدعتگذارانه نیز باقی نمی‌مانند،‌ بلکه هر موضوعی که خوشایند ذائقه‌شان نیست یا محکوم به منع انتشار می‌کنند یا یکراست در برزخ یک فهرست جدید،‌ کتب ضاله،‌ می‌گنجانند. برای پر کردن کامل پیمانه این دست اندازی و تجاوز،‌ آخرین اختراعشان این بود که مقرر کنند که هیچ کتاب،‌جزوه،‌ یا روزنامه‌ای نباید چاپ شود (انگار که پطرس قدیس کلید مطبوعات را هم از بهشت برای آنها فرستاده است) مگر از طرف دو یا سه راهب شکمباره تصویب و اجازه آن صادر شود.   نقل از جان میلتون (۱۶۷۴- ۱۶۰۸) شاعر انگلیسی در اثر مشهورش آرئوپاگیتیکا (دادگاه عالی) منبع: بکرک،‌دبورا (۱۳۸۳). تفتیش عقاید. ترجمه مهدی حقیقت خواه. تهران: ققنوس. ص....
صفحه 2 از 212