چرا سرانه مطالعه شاخص مناسبی برای جامعه ایران نیست؟

همه ما کمابیش با کاربرد میانگین یا معدل آشنا هستیم. میانگینی که با آن یک ترم یا یک دوره تحصیلی را ارزشگذاری می‌کنند و  در واقع با یک عدد همه آن سعی کردن ها و نکردن ها را نشان می دهند. سرانۀ یک  مفهوم  نیز به معنای میانگین آن مفهوم در جمعیتی خاص است. آما آیا به راستی همه جا می توانیم از میانگین استفاده کنیم. قطعا کسانی که آشنایی ابتدایی با آمار و کاربرد آن دارند می‌دانند که استفاده از میانگین بسیار دلفریب است، از آن رو که می‌توانی به راحتی یک مفهوم را با یک عدد نشان دهی و به راحتی با آن عدد مقایسه‌هایی ترتیب دهی. اما همان آشنایان به آمار می‌دانند گرچه ممکن است استفاده از میانگین برای عامه ایرادی محسوب نشود اما استفاده از آن برای مدیران ممکن است باعث آسیب جدی و چه بسا نادرست تشخیص دادن مسیر شود. بگذارید با یک مثال (با وجود اکسترممی و  سفسطه وار بودن) قضیه را بیشتر بررسی کنیم. ابتدا دو گروه از مردم را تصور میکنیم که ساعات مطالعه آنها به شرح ذیل است (زمانها به دقیقه است): گروه ۱: ۲۰، ۲۰، ۱۹، ۱۹، ۱۹، ۱۸، ۱۸، ۱۶، ۱۶، ۱۶، ۱۴، ۱۳، ۱۲، ۱۰، ۱۰، ۱۰، ۹، ۸، ۷، ۰، ۰ گروه ۲: ۷۰، ۵۰، ۵۰، ۴۰، ۳۰، ۲۰، ۱۰، ۵، ۰، ۰، ۰، ۰، ۰، ۰، ۰، ۰، ۰، ۰، ۰، ۰، ۰، میانگین گروه ۱: ۱۳.۰۴ میانگین گروه ۲: ۱۳.۰۹ مشخصا میانگین این دو گروه تفاوت معناداری با هم ندارند و با  استفاده از میانگین می توان شیوه یکسانی برای سیاستگذاری مطالعه در بین این دو گروه اتخاذ کرد. اما واقعیت این است که ما با دو گروه کاملا متفاوت مواجه هستیم. گروه اول گروهی است  که در آن همه اعضا کمابیش با مطالعه سر و کار دارند اما گروه دوم  گروهی است که تنها عده اندکی با مطالعه سر و کار دارند و عده زیادی اصلا مطالعه...

“کالای جدید”؛ دربارۀ خلاصه‌نویسی و خلاصی از رنج خواندن

در کتاب “قصه‌های یک دقیقه‌ای” که مجموعه داستان‌های کوتاه از ایشتوان ارکنی (Istvan Orkeny)، نویسندۀ مجارستانی است و توسط کمال ظاهری و نشر چشمه ترجمه و منتشر شده است، داستانی آمده با عنوان “کالای جدید”. حال و هوای متن، تبلیغ یک کالای جدید را به ذهن متبادر می‌کند؛ در واقع داستان چیزی جز یک متن تبلیغاتی یا پیام بازرگانی فرضی نیست. اما ورای این پوستۀ ظاهری، متن هجو یک نوع نگاه به “خواندن” (مطالعه) است…

نقدمقاله مقدمه‌ای بر آسیب‌شناسی مطالعه در کشورهای جنوب

در جستجویی که میان مقاله‌های  سال‌های گذشته  داشتم، به مقاله‌ای از آقای دکتر فریبرز خسروی برخوردم که مرا به خود فراخواند تا آن را مطالعه کنم: مقدمه‌ای بر آسیب‌شناسی مطالعه در کشورهای جنوب. دریافتم که این مقاله یکی از سرچشمه‌های باورهای کلیشه‌ی ما درباره این است که چرا مردم مطالعه نمی‌کنند. همچنین نکاتی بود که به نظر، نگارنده مقاله به درستی یا نادرستی آنها کاری نداشت بلکه بیشتر از آنها استفاده کرده بود تا به مقصود ذهنی خود برسد. در زیر به برخی از این باورهای کلیشه و آن نکات نادرست اشاره می‌کنم: ۱- در همان مقدمه نگارنده اشاره کرده است که «از سوی دیگر واقعیات موجود وضعیت اسفناکی را در این باره در حوزه جهان سوم ترسیم می‌کند. با توجه به اینکه برای کشور خودمان ارقام اعلام شده برای سرانه مطالعه از یک دقیقه (ارجاع به همشهری) تا دو و نیم دقیقه در روز (ارجاع به روزنامه اطلاعات) متغیر است و پژوهش‌های روشمند مطالعه‌ای حدود ۴۱ دقیقه در شبانه‌روز را برای دانش‌آموزان ایرانی بیان کرده (استناد به پایان‌نامه علی زرافشان)… اما این واقعیت کاستی فراوان در مقایسه با کشورهای شمال است، به راستی علت این نقصان را کجا باید جستجو کرد؟» گرچه خود نگارنده به تلویح اشاره کرده‌اند که استناد به همشهری و روزنامه اطلاعات به لحاظ علمی (در این مورد) ارزشی ندارد اما آن اعداد را پایه‌ی استدلال خود قرار داده تا ایران را با کشورهای شمال مقایسه کند. همچنین بعد از بیان ۴۱ دقیقه در روز نیز همچنان به آن کاستی تاکید می‌کند بدون آنکه مشخص کند کشورهای (و در مقایسه دانش‌آموزان آنها) به چه اندازه در روز مطالعه می‌کنند. یکی از کلیشه‌های ذهنی ایرانی‌ها  «مطالعه دو دقیقه در روز (یا سال)» است که مردم و منتقدین سعی می‌کنند آن را به بی‌کفایتی مسئولان فرهنگی نسبت دهند و مسئولان فرهنگی هم تلاش می‌کنند بگویند که این دو دقیقه مال زمان پیش از انقلاب است و بعد...

کتابخانه‌های عمومی و سرانه مطالعه

نوشته حاضر که پژوهشی کاربردی است، آمار مرتبط با ۲۱ کشور جهان در ۸ متغیر شامل میزان مطالعه‌ در راستای حرفه، میزان مطالعه آزاد، سرانه مطالعه، امانت، عضو، مجموعه، فضا و مراجعه گردآوری گردید. در این مقاله سعی شده تا نشان داده شود که هر یک از شاخص‌های امانت، عضو، مجموعه، فضا، و مراجعه چه مقدار از متغیر مطالعه (آزاد و در راستای حرفه) را پیش‌بینی می‌کنند.

خواندن: رفتار یا کنش

عمل خواندن را می‌توان یک رفتار (behavior) یا یک کنش (action) در نظر گرفت. واژگان رفتار و کنش در زبان فارسی آن‌گونه که باید مفاهیم نظری پشت خود را منتقل نمی‌کنند اما اینکه ما خواندن را یک رفتار یا کنش در نظر بگیریم می‌تواند ما را به نتایج متفاوتی در پژوهش‌ها و برنامه‌ریزی‌ها برساند.

خوانش کودکانه و خوانش نقادانه: لذت ادبی و راززدایی از متن

جوزف هیلیس میلر (Joseph Hillis Miller:۱۹۲۸-to now) در کتابی تحت عنوان «درباب ادبیات» به دو گونه خواندن متن ادبی اشاره می‌کند. گونه‌ی اول خوانش کودکانه است که از آن به عنوان کنشی پرشور (Schwärmerei) نام می برد و خوانش انتقادی را به عنوان گونه‌ی دوم در مقابل این نوع خواندن قرار می‌دهد. خوانش کودکانه نوعی خواندن متن است که در آن پیش داوری ها کنار گذاشته می شود و خواننده از شک و تردید و حزم اندیشی و تحقیق و تفحص رها می شود. این نوع خواندن مستلزم سرعت معینی است که میلر با تشبیه آن به ضرباهنگ موسیقی می گوید که ضرباهنگ این نوع خواندن allegro* است. برای رسیدن به لذت ادبی خواننده باید این نوع خواندن را برگزیند. از طرفی خوانش انتقادی آن نوع خواندنی است که در آن ضرباهنگ خواندن به lento* تغییر می یابد: کاملا آهسته و با دقت. چنین خواندنی پرسش و تفحص در مورد چگونگی القای باورهای گوناگون در  ادبیات است که نمونه های آن را می توان در «مطالعات فرهنگی» و «مطالعات پسااستعماری» یافت. میلر از نیچه به عنوان الگویی از چنین خواندن انتقادی یاد می کند. این نوع خواندن  به راز زدایی از ادبیات و به نوعی به مرگ ادبیات منجر می شود. در این نوع خواندن مکانیسم کارکرد ادبی اثر فاش می شود و جادو دیگر نه جادو، بلکه کلک و حقه بازی خواهد بود. * ضرباهنگ تعداد نت‌های نواخته شده در زمانی معین است که به نوعی نشانگر سرعت موسیقی است. ضرباهنگ آلگرو به معنای ضرباهنگ تند و با نشاط است و لنتو ضرباهنگ آهسته است. برای خواندن متن کامل نوشته مراجعه کنید به کتاب زیر:  در باب ادبیات نوشته جوزف هیلیس میلر ترجمه سهیل سمی. نشر ققنوس. به این نوشته اینگونه استناد دهید: محبوب، سیامک (۱۳۹۱) خوانش کودکانه و خوانش نقادانه: لذت ادبی و راززدایی از متن. مجله مطالعات خواندن. دی. http://readingandreaders.com/?p=607 چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «مجله...

لایه‌های خواندنِ دن کیشوت از چشم فوئنتس

این نوشته نگاهی کوتاه به مقاله‌ی سروانتس یا نقد خواندن (Cervantes o la critica de la lectura) نوشته کارلوس فوئنتس (Carlos Fuentes Macías: ۱۹۲۸-۲۰۱۲) است. فوئنتس در این مقاله سعی دارد تا لایه های مختلف خواندن و نیز وضعیت خواننده نسبت به متن را در رمان دن کیشوت (Don Quixote) بررسی کند. دن کیشوت (عنوان کامل: نجیب زاده هوشمند، دن کیشوت دلامانچا) رمانی است که سروانتس (Miguel de Cervantes Saavedra: ۱۵۴۷-۱۶۱۶) آن را در دو بخش در سالهای ۱۶۰۵ و ۱۶۱۵ منتشر کرد.  دن کیشوت دلامانچا دهکده خود را ترک می کند و به میان دنیا می رود و کشف کند که جهان به آنچه درباره اش خوانده شباهی ندارد. او نومیدوار در جستجوی انطباقی جدید است، تشابهی جدید در جهانی که هیچ چیز شبیه آنچه زمانی به آن شباهت داشته نمی نماید. دن کیشوت شهسوار ایمان است و این ایمان از خواندن او سرچشمه گرفته است و خواندن او جنونی است… او هم به گونه ای عینی و هم به گونه ای نمادین خود را وثیقه خواندن تک معنای متون کرده است و می کوشد این خواندن را به جامه‌ی واقعیتی درآورد که کثیر، چند پهلو  و مبهم شده است.  فوئنتس اولین لایه خواندن را سطح بلافصل خواندن می نامند. در این لایه دن کیشوت خداوندگار خوانده‌های پیشین است که مغز او را خشک کرده است. در سطح دوم خواندن، او بدل به خداوندگار کلماتی می شود که در دنیای لفظی کتابی با عنوان دن کیشوت جای گرفته است. در این سطح از خواندن او خواننده داستان نیست بلکه خود بازیگر ماجرای حماسی خود است. وقتی رویارویی واقعیت با خوانده‌های دن کیشوت اتفاق می افتد، سطح سوم خواندن پدید می آید. او می‌خواهد تمامی جهان را در خوانده هایش جای دهد. اما هر بار دن کیشوت شکست می خورد و در هر شکستی به خوانده های خود پناه می برد. در سطح بعدی خواندن، رفته رفته این توهم فرو می ریزد....

بازنمایی خواندن در «کتاب دزد» اثر مارکوس زوساک

«کتاب دزد» رمانی است درباره‌ی دختر ۹ ساله ای به نام لیزل که کتاب‌دزدی پیشه‌ی اوست و خواندن کار هر روزه‌اش. او برای خواندن هر کاری می‌کند و البته در کنار پدر خوانده‌اش آقای هامیل. آنها برای به دست آوردن کتاب آن را می‌دزدند یا سیگار می‌فرشند و با پول آن کتاب می‌خرند و البته گاهی کتابی را که به دردشان نمی‌خورد، تبدیل به کتابی می‌کنند که نوشته خودشان است و به دردشان می‌خورد. در این نوشته سعی شده است که جنبه‌های مختلف خواندن که در رمان وجود داشته است استخراج شود: جنبه‌هایی نظیر تفاوت موضوع کتاب با مفهوم کتاب، آرامبخشی خواندن، خواندن به عنوان کنش اعتراض، خواندن و فراموشی.

مطالعات خواندن و ضرورت پرداختن به آن

کمابیش همه باور داریم که خواندن عمل مهمی است، عملی که در عالم شناخته شده تنها انسان به آن اشتغال دارد. ویژگی همه‌جاحاضری خواندن آن را به وضعیتی در آورده است که یک برنامه پژوهشی مستقل با تمرکز بر تمامی گستره‌های خواندن تا کنون وحود نداشته است. این بدان معنا نیست که تا کنون هیچ پژوهشی در این زمینه صورت نگرفته، حتی می‌توان گفت از منظرهای مختلف پژوهش‌های متعدد و عمیقی وجود دارد.

صفحه 3 از 3123