جهان یک معلم کتاب‌دوست و دانش‌آموزان کتابخوانش: مصاحبه با سمانه رضازاده، مروج خواندن

[… این نوشته، متن گفتگوی مجله مطالعات خواندن با خانم سمانه رضازاده است. ایشان معلم هستند و تلاش می‌کنند دانش‌آموزانی کتابخوان تربیت کنند. علاوه بر معلمی، او صفحه‌ای در اینستاگرام دارد که در آنجا کتاب معرفی می‌کند (samabookishgirl). این گفتگو در تاریخ ۳ دی ۱۳۹۸ انجام شده است.

جستجوی ربط در جهان داستان‌ها: اصول مشاوره خوانندگان چه کمکی به بازیابی داستان می‌کنند؟

[… نظام‌های بازیابی اطلاعات در کتابخانه‌ها برای آثار غیرداستانی طراحی شده‌اند و عموماً بر اساس «موضوع» کار می‌کنند. اما ایجاد ربط میان داستان‌ها و بازیابی آنها بر اساس موضوع غیرعملی است. این مقاله در این باره بحث می‌کند که چگونه می‌توان از اصول مشاوره خوانندگان برای بازیابی داستان بهره گرفت.

تصاویر کتاب مانع یادگیری خواندن در کودکان می‌شوند

[… پژوهشی در دانشگاه ساسکس، آخرین گزارش از مجموعه گزارش‌هایی است که درباره تاثیرات تعیین‌کننده تصاویر بر خواندن ارائه شده است. در مقاله اخیر پژوهشگران دریافتند کودکانی که با کتاب‌هایی با تصاویر کمتر سروکار دارند، سریع‌تر واژه‌ها را می‌آموزند.

آیا واقعاً مردم کتاب نمی‌خوانند؟ بازاندیشی در روایت ناخوانایی ایرانیان

[… آیا این روایت درست است که جامعه ایران نانویسا و ناخواناست و اهل کتاب و خواندن نیست؟ گروه‌های بسیاری علاقه دارند و منافعشان در این است که این روایت را تائید کنند. بااین‌حال، این جواب‌های متداول به این سؤال قابل‌تأمل و تردید است. گفتمان ناخوانایی و نانویسایی ایران از منظرهای مختلف قابل‌بحث است.

از خسارت‌های خرده‌خوانی

[… مقاله حاضر به نقد شیوه‌ای از مطالعه می‌پردازد که مؤلف آن را «خرده‌خوانی» می‌نامد و پیامدهای آن را از منظر مبانی نظری مطالعات خواندن تحلیل می‌کند. خرده‌خوانی شیوه‌ای نسبتاً رایج از مطالعه در دنیای معاصر به‌ویژه در شبکه‌های اجتماعی است که در آن خواننده به‌جای مطالعه دقیق متون مستقل به‌مرور سریع گلچینی از آن‌ها مشغول می‌شود، بی‌آنکه از کلیت آثار موردنظر آگاه باشد و معمولاً با استناد به بخش کوچکی از متن درباره دیدگاه نویسنده داوری می‌کند.

سفر به صحنه رمان: کیلومتر صفر پاریس، کتابفروشی شکسپیر و شرکا

[… «آن روزها پولی در بساط نبود که بشود کتاب خرید. من از کتابخانه “شکسپیر و شرکا” که عضو می‌پذیرفت کتاب به امانت می‌گرفتم. اینجا کتابخانه و کتاب‌فروشی سیلویا بیچ در شماره ۱۲ خیابان ادئون بود. در آن خیابان سرد که گذرگاه باد بود، این کتاب‌فروشی مکانی بود بانشاط، با بخاری بزرگی در زمستان‌ها و قفسه‌های پر از کتاب و تازه‌های کتاب پشت ویترین و عکس نویسندگان مشهور زنده و مرده روی دیوارها».