خواندن یک کتاب، زندگی دوباره و  تجربه دنیایی نو است: گفتگو با هانیه غفاری، مروج خواندن

[… این نوشته، متن گفتگوی مجله مطالعات خواندن با خانم هانیه غفاری، فعال اینستاگرامی در حوزه ترویج خواندن است که در آنجا صفحه‌ای با عنوان «اعترافات یک کتاب‌خوان معمولی» را به  نشانی honi_ghaffari اداره می‌کند. این گفتگو در تاریخ ۲۷ آذر ۱۳۹۸ انجام شده است. بخش اول گفتگو به تجربه شخصی کتابخوانی ایشان اختصاص دارد و بخش دوم گفتگو به فعالیت‌هایشان به عنوان مروج کتاب در عرصه دیجیتال.

از دل برود هرآنچه از دیده برفت! چرا مدرسه مطالعات کتابداری و خواندن نداریم؟

[… در ‌این مقاله استدلال می‌شود که تفکر جاری در کتابداری و ‌‌‌علم اطلاعات تعریف‌‌‌های خود را چنان در محدودۀ ‌‌واژۀ‌ «اطلاعات» حبس کرده که پژوهش دربارۀ خواندن را ناممکن ساخته است. حال آنکه خواندن، روش اصلی مردم آمریکا برای دستیابی به اطلاعات است؛ چه ازروی رسانۀ کاغذی باشد، چه ازروی صفحۀ رایانه. این مقاله نشان می‌دهد با تمرکز بر موضوع خواندن چه فرصت‌هایی در اختیار رشته کتابداری قرار می‌گیرد و بالعکس با بی‌توجی به آن چه هزینه‌هایی را باید تقبل کند.

چرا به دانش مشاورۀ خوانندگان نیاز داریم؟

[… یکی از مهم‌ترین عرضه‌کنندگان داستان‌، کتابخانه عمومی‌ست. باوجودِ اینکه آثار داستانی و تخیلی در خواندن برای لذت بیش از هرچیزی محوریت دارد و خوانندگان این دست آثار بخش قابلِ‌توجهی از کاربران کتابخانه‌های عمومی را تشکیل می‌دهند، اما اغلب آثار داستانی و تخیلی در مقایسه با آثار علمی دست‌کم گرفته شده و از طرف اداره‌کنندگان کتابخانه‌ها و متخصصان کتابداری توجه کمتری به آنها شده است. این نوشته بر آن است تا نشان دهد چرا در کتابخانه‌های عمومی به دانش مشاوره خوانندگان نیاز داریم؟

خرابِ خواندن: زندگی در کتاب‌ها

[… یک چینی در مذمّت کتاب‌خوانی گفته است: «بهتر است ذهن را آزاد بگذاریم تا اندیشه‌های دیگران در اندیشۀ آزادمان مداخله نکند.» این گفته، مرا به فکر ایجاد توازن میان خواندن و نخواندن انداخته است. عادت به کتاب‌خوانی، به من چه داده و از من چه گرفته است؟ دلایل زیادی مثل کنجکاوی یا یافتن واقعیت‌ها می‌تواند ما را به خواندن وا‌دارد. اعتیاد اصلی من، به تخیل‌پردازی است و علی‌رغم یا حتی به خاطر همین تخیل‌پردازی است که بسیاری از خوانده‌هایم به یادم نمانده است؛ چه این قابلیت فراموش‌کاری همیشگی، مایۀ نگرانی‌ام می‌شود. این‌همه که خوانده‌ام، شکسپیر و تولستوی و دیگران، ارزشش را داشته است؟ ذهنم بی آنها آزادتر نمی‌بود؟

خواندنِ یک داستان و گوش‌دادن به آن، اثراث مغزی یکسانی دارد

[… پژوهش‌های جدید نشان می‌دهند گوش‌دادن به کتاب، همانند خواندن آن، بخش‌های حسی و شناختی مشابهی را در مغز به‌کار می‌اندازد. دانشمندان عصب‌شناس نقشه‌هایی تعاملی ابداع کرده‌اند که با آنها می‌توان مکان فعالیت گروه‌های مختلف کلمات را در مغز شناسایی کرد. تازه‌ترین نقشۀ آنها بر آنچه هنگام خواندن داستان‌ها در مغز رخ می‌دهد، متمرکز شده است.

خواندن همچون شیوه‌ای از زیستن

[… مقاله حاضر نگاهی هستی‌شناختی و پدیدارشناختی به مقوله «خواندن» دارد. از این منظر مولف می‌کوشد به جایگاه خواندن در جریان عادی زندگی بنگرد و از پیوند آن با سایر امور روزمره سخن بگوید. دو پرسش اصلی در اینجا مطرح می‌شود. نخست آنکه آیا خواندن نوعی الزام است یا انتخاب؛ و اگر خواندن یک انتخاب است، این گزینش از چه جنسی است و چه ویژگی‌هایی دارد؟ دوم آنکه خواندن چگونه می‌تواند از فعالیتی جانبی و گذرا در حاشیه زندگی به کنشی محوری و همیشگی در کانون زندگی تبدیل شود و در این صورت چه دستاوردها و پیامدهایی برای فرد و اجتماع به همراه خواهد آورد؟