سفر به صحنه رمان: کیلومتر صفر پاریس، کتابفروشی شکسپیر و شرکا

[… «آن روزها پولی در بساط نبود که بشود کتاب خرید. من از کتابخانه “شکسپیر و شرکا” که عضو می‌پذیرفت کتاب به امانت می‌گرفتم. اینجا کتابخانه و کتاب‌فروشی سیلویا بیچ در شماره ۱۲ خیابان ادئون بود. در آن خیابان سرد که گذرگاه باد بود، این کتاب‌فروشی مکانی بود بانشاط، با بخاری بزرگی در زمستان‌ها و قفسه‌های پر از کتاب و تازه‌های کتاب پشت ویترین و عکس نویسندگان مشهور زنده و مرده روی دیوارها».

خرابِ خواندن: زندگی در کتاب‌ها

[… یک چینی در مذمّت کتاب‌خوانی گفته است: «بهتر است ذهن را آزاد بگذاریم تا اندیشه‌های دیگران در اندیشۀ آزادمان مداخله نکند.» این گفته، مرا به فکر ایجاد توازن میان خواندن و نخواندن انداخته است. عادت به کتاب‌خوانی، به من چه داده و از من چه گرفته است؟ دلایل زیادی مثل کنجکاوی یا یافتن واقعیت‌ها می‌تواند ما را به خواندن وا‌دارد. اعتیاد اصلی من، به تخیل‌پردازی است و علی‌رغم یا حتی به خاطر همین تخیل‌پردازی است که بسیاری از خوانده‌هایم به یادم نمانده است؛ چه این قابلیت فراموش‌کاری همیشگی، مایۀ نگرانی‌ام می‌شود. این‌همه که خوانده‌ام، شکسپیر و تولستوی و دیگران، ارزشش را داشته است؟ ذهنم بی آنها آزادتر نمی‌بود؟

خواندن همچون شیوه‌ای از زیستن

[… مقاله حاضر نگاهی هستی‌شناختی و پدیدارشناختی به مقوله «خواندن» دارد. از این منظر مولف می‌کوشد به جایگاه خواندن در جریان عادی زندگی بنگرد و از پیوند آن با سایر امور روزمره سخن بگوید. دو پرسش اصلی در اینجا مطرح می‌شود. نخست آنکه آیا خواندن نوعی الزام است یا انتخاب؛ و اگر خواندن یک انتخاب است، این گزینش از چه جنسی است و چه ویژگی‌هایی دارد؟ دوم آنکه خواندن چگونه می‌تواند از فعالیتی جانبی و گذرا در حاشیه زندگی به کنشی محوری و همیشگی در کانون زندگی تبدیل شود و در این صورت چه دستاوردها و پیامدهایی برای فرد و اجتماع به همراه خواهد آورد؟

مرور کتاب: فقط روزهایی که می‌نویسم

این کتاب همان‌گونه که از عنوان فرعی آن برمی‌آید، پنج قطعۀ نوشتاری درباره نوشتن و خواندن است و البته بیشتر درباره نوشتن. این قطعات را که در زبان انگلیسی essay نامیده می‌شوند، ناشر به جستار ترجمه کرده است. جستار روایت شخصی نویسنده از واقعیت‌ها است و برخلاف مقاله که تمایل دارد فقط اطلاعات منتقل کند، این نوع نوشته تمایل دارد در کنار اطلاعات، تجربه را نیز منتقل کند.

شعرخوانی در سفرنامه ناصرخسرو

در صفحات آغازین سفرنامه ناصرخسرو می‌خوانیم: «… چون به نزدیک یاران و اصحاب آمدم یکی از ایشان شعری پارسی می خواند. مرا شعری در خاطر آمد که از او درخواهم تا روایت کند، بر کاغذی نبشتم تا به وی دهم که این شعر برخوان، هنوز بدو نداده بودم که او همان شعر بعینه آغاز کرد آن حال بفال نیک گرفتم و با خود گفتم: خدای تبارک و تعالی حاجت مرا روا کرد. » (ص. ۱۲) ناصر خسرو دیوانی بود و باسواد بنابراین خود توان خواندن داشت، اما شعری را که مدنظرش بود خوانده شود بر کاغدی نوشت تا شعرخوان پارسی آن را بخواند. این چه نوع خواندن است. به نظر آواز خواندن مد نظر نبوده است. احتمالا نوعی از شعرخوانی با آوای بلند مرسوم بوده است. این موضوع می تواند دستمایه تحقیقی تاریخی شود: پرکتیس‌ها و شیوه‌های شعر خوانی در آن ایام (سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی| تصحیح و تحشیه احمد ابراهیمی| وزارت فرهنگ و هنر) اینستاگرام من کانال تلگرام مطالعات...

تاریخ خوانندگان راهی برای بررسی و فهم اجتماعات چند فرهنگی کتابخانه

اریخ فردی خواننده در مطالعات خواندن جایگاه ویژه‌‌ای دارد. آنها به مطالعات مرتبط با پرکتیس‌های خواندن بعدی انسانی و شخصی‌شده می‌دهند و در عین حال جنبه جمعی و فراگیر را نیز در خود دارند. همچنین این پژوهش‌ها بافت خصوصی حیات خواننده را در کنار سیار بافت‌های دربرگیرندۀ خواندن (نظیر بافت تاریخی، اقتصادی-اجتماعی، فرهنگی) نشان می‌دهد که نیاز به فهم رفتارهای خواندن دارد. این مقاله مبتنی بر داده‌های منتخب از مطالعات کلان‌تر در زمینه خواندن است و مجموعه تصاویری از خوانندگان مهاجر با هدف تسهیل پرکتیس‌های کتابخانه‌ای برای اجتماعات مهاجران ارائه می‌کند.