ساختن اجتماعاتِ خوانندگانِ مشتاق

این کتاب نقش جدیدی برای معلمان با عنوان «معلمانِ خواندن Reading Teachers» تعریف میکند. در این نقش نه تنها معلم یک خواننده قهار است و به ادبیات کودک نیز اشراف دارد، بلکه سعی میکند درک عمیق و وسیعی نسبت به مفهوم خواننده بودن به عنوان یک کودک پیدا کند. از این طرق وی تجربه لذت از خواندن را با کودکان به اشتراک میگذارد و به آنها این لذت بردن را می آموزد.

حق امانت عمومی

«حق امانت عمومی» (public lending right)، مبلغی است که مولفان بابت امانت آثارشان از کتابخانه‌های عمومی دریافت می‌کنند. حداقل در ۴۱ کشور این حق برای نویسندگان به رسمیت شناخته شده است و به صورت قانونی درآمده است اما تنها در ۲۸ کشور بودجه این حق تامین شده و به مرحله اجرا رسیده است. از این ۲۸ کشور ۲۴ کشور اروپایی هستند و عبارتند از: اتریش، بلژیک، جمهوری چک، دانمارک، استونی، جزایر فارو، فنلاند، فرانسه، آلمان، گریلند، ایسلند، ایرلند، ایتالیا، لیختن اشتاین، لاتویا، لیتوانی، لوکزامبورگ، هلند، نروژ، اسلواکی، اسلونی، اسپانیا، سوئد و انگلستان. بعلاوه کشورهای قبرس و مجارستان از سال ۲۰۰۷ در تلاش برای اجرایی کردن این طرح هستند. غیر از اروپا این نظام در استرالیا، کانادا، رژیم اشغالگر قدس و نیوزلند  در حال اجرا است. در کشورهای قزاقستان و مارتوس هم حقی برای نویسندگان در نظر گرفته می‌شود اما نه در قالب سیستم حق امانت برای عمومی. از سال ۲۰۰۳ ژاپن در این زمینه اقدام به  فعالیتهایی کرده است اما هنوز نتیجه‌ی قطعی مشخص نیست. در سایر کشورها و مناطق نظیر آمریکا، آمریکای شمالی، آسیا و آفریقا سیستم «حق امانت عمومی» وجود ندارد. مبنای حقوقی «حق امانت عمومی» در ۲۸ کشور را عموماً می‌توان در سه گروه تقسیم کرد: ۱- مبتنی بر حق مولف، ۲- به عنوان یک قانون مستقل، ۲- به عنوان کمک‌های دولتی به فرهنگ. در برخی کشورها ترکیبی از این سه استفاده می‌شود. این حق در کشورهایی نظیر آلمان، اتریش، هلند و لاتویا در قالب حق مولف ارائه می‌شود و نویسندگان حق دارند برای امانت کتاب‌هایشان از کتابخانه‌ها حقی را مطالبه کنند. در انگلستان این قانون به صورت مستقل وجود دارد. در این قانون به نویسندگان این حق داده شده است که به ازای امانت از کتابخانه‌های عمومی از دولت مبلغی را مطالبه کنند. بدین منظور اداره‌ای در انگلستان تحت نظر دولت تاسیس شده است (وب سایت). در کشورهای اسکاندیناوی «حق امانت عمومی» به صورت کمک‌های دولتی...

عمل وقیحانۀ روزنامه خواندن

پیر بوردیو (Pierre Bourdieu) در بخشی از کتاب «تمایز» به بخشی از یادداشت مارسل پروست (Marcel Proust) با عنوان «آخرین احساسات یک مادرکُش» اشاره می‌کند که در آن پروست از روزنامه‌خوانی  به عنوان «عملی وقیحانه و شهوانی» یاد می‌کند چراکه: «همه شوربختیها و فجایعی که جهانیان را در بیست و چهار ساعت گذشته عذاب داده است -جنگهایی که به قیمت جان پنجاه هزار نفر تمام شده است، قتل‌ها، اعتصاب‌ها، ورشکستگی‌ها، آتش‌سوزی‌ها، مصمومیت‌ها، خودکشی‌ها، طلاقها، دیوانگی سیاستمداران  و هنرپیشه‌ها- همه و همه برای سرگرمی شخصی ما به یک جشنواره صبحگاهی تبدیل میشوند که چاشنی عالی و نشاط بخشی برای چند جرعه شیرقهوه به حساب می‌آید» (ص. ۴۷). منبع: *تمایز: نقد اجتماعی قضاوت‌های ذوقی. ترجمه حسن چاوشیان. نشر ثالث، ۱۳۹۰٫ منبع اصلی: M. Proust, “Sentiments filiaux d’un parricide” in Pastiches et Mélanges (Paris, Grallimard, 1970), p.200. متن این نوشته به زبان فرانسه چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «مجله مطالعات خواندن» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که در کنار همکاری علمی شما عزیزان، تداوم کار این سایت به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وابسته است. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما...

تلویزیونِ کتاب، مُسکّنِ کتاب‌نخوانی!

تبلیغ و قدرت تبلیغ آن چیزی است که  ما را سخت در افسون خود شناور کرده است. معلوم نیست از چه زمانی و بر مبنای چه اندیشه‌ای این ایده صریحاً در افکار مدیران ریشه دوانده است که همه مسائل (یا لااقل بخش عمده آنها) در عرصه رسانه، بویژه رسانه قدرتمند! تلویزیون و رادیو قابل حل است. آیا وقعاً تلویزیون و رادیو مسائل را حل می‌کنند یا بر مسائل سرپوش می گذارند؟ بالطبع از شیوه پرسش من مشخص است که می‌خواهم بگویم مسائل در رسانه‌ها حل نمی‌شوند، بلکه صورت آنها دیگرگونه می‌شود و یا حتی وارونه می‌شوند. با توجه به این مقدمه بایستی توضیح دهم که چرا طرح مسئله (در اینجا مسئله کتاب و کتابخوانی) در فضای رسانه‌هایی چون تلویزیون و رادیو نه تنهاد حل آن مسئله نیست، بلکه وارونه‌سازی آن نیز است. بگذارید کمی عقب‌تر برویم، به زمانی که تلویزویون پا به عرصه وجود گذاشت، رشد کرد و به سرعت تمام عرصه‌ها را درنوردید، آن زمان که به شهادت پژوهش‌ها و گواه عینی، تلویزیون مهم‌ترین همدم اوقات فراغت شد. آن زمان بود که کتاب که سال‌ها رسانه غالب بود و انقلابی بوجود آورده بود، کم کم داشت به حاشیه رانده می‌شد و گزارش‌های پیاپی‌ای از گوشه و کنار جهان می‌رسید که تلویزیون عرصه را بر کتاب تنگ کرده است و دور نیست که دیگر کتاب‌ها از یاد بروند. برخی از اندیشمندان نیز دست به قلم شدند و در باب کتاب و تلویزیون نظریه‌پردازی کردند. جدال بین کتاب و تلویزیون به موضوع روز تبدیل شد (لااقل برای اهل کتاب). اما در ایران این بحث‌ها، همانند خود تلویزیون، با اندکی! تاخیر وارد شد (اِصرار دارم که این بحث وارداتی است و در جایی از این نوشته آن را توضیح خواهم داد). به عنوان مثال کتاب نِیِل پستمن با عنوان «زندگی در عیش و مردن در خوشی» که به این بحث می‌پردازد، در سال ۱۹۸۵/۱۳۶۴ به زبان اصلی نوشته شد و در...

تایپوگلاسیمی

تایپوگلاسیمی (Typoglycemia) ترکیبی است از typo به معنای خطای تایپی و hypoglycemia به معنای «کم شدن قند خون» و واژه‌ای است ابداعی برای نامگذاری فرایند شناختی خاصی در خواندن نوشتار. این پدیده‌ در خواندن واژگان انگلیسی اتفاق می‌افتد. بر اساس این فرایند ادعا می‌شود که اگر درون یک متن  حرف اول و آخر کلمات ثابت بمانند و باقی حروف درون کلمات جابجا شوند، هنوز ذهن قادر است کلمات را تشخیص دهد و بدون مشکل متن را بخواند و درک کند. نمونۀ چنین متنی را در زیر مشاهده می‌کنید. این متن در واقع ساخته یک تحقیق دانشگاهی است که توسط گراهام راولینسون* (۲۰۰۷)  در دانشگاه ناتینگهام به عنوان پایان‌نامه دکتری انجام شده است.  اما به نظر می‌رسد این مورد در تمام موارد صادق نیست و در برخی موارد خواندن متن دشوار می‌شود. برای مثال “Anidroccg to crad–cniyrrag lcitsiugnis planoissefors at an uemannd utisreviny in Bsitirh Cibmuloa, and crartnoy to the duoibus cmials of the ueticnd rcraeseh, a slpmie, macinahcel ioisrevnn of ianretnl cretcarahs araepps sneiciffut to csufnoe the eadyrevy oekoolnr.” که متن اصلی آن به این صورت است “According to card-carrying linguistics professionals at an unnamed university in British Columbia, and contrary to the dubious claims of the uncited research, a simple, mechanical inversion of internal characters appears sufficient to confuse the everyday onlooker.”   * Rawlinson, Graham (2007) The Significance of Letter Position in Word Recognition. Aerospace and Electronic Systems Magazine, IEEE  (Volume:22 ,  Issue: 1 )p. 26-27. چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «مجله مطالعات خواندن» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که در کنار همکاری علمی شما عزیزان، تداوم کار این سایت به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وابسته است. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما...

کتاب

عنوان: کتاب به کوشش: سید فرید قاسمی نشر مرکز، ۱۳۸۰ کتاب مجموعه‌ای بود که هر سه ماه یک مرتبه از طرف موسسه خاور طهران و با مدیریت محمد رمضانی در سال‌ ۱۳۱۱ منتشر می‌شد. این نشریه در واقع کتابشناسی کتاب‌هایی است که از سال ۱۳۰۱ تا ۱۳۱۱ منتشر شده‌اند. سید فرید قاسمی چهار شمارۀ این مجموعه را گردآوری و به همان سیاق زمان خود منتشر کرده است. این مجموعه از این نظر در مطالعات خواندن مهم است که بخشی از تاریخ کتاب را پوشش میدهد و در واقع سندی است برای پژوهش‌های مختلف تاریخی. محتوای این کتاب به شرح ذیل است: ابتدای کتاب شامل یک مقدمه و ۴ پیوست است. پیوست اول «اعلان موسسه خاور در سال ۱۳۰۹» است. این اعلان با این سخنان شروع می‌شود:«هر کس به خوبی می‌داند که نبودن کتاب چه لطمۀ بزرگی به معارف مملکت ما زده و چه اندازه باعث سرشکستی ما نزد دیگران و ضرر به افراد ممکلت گردیده است … اخیراً مصمم شده‌ام که با شرکت پانصد نفر از هموطنان که منافع کثیری هم به آنان برسد به طبع کتب ذیل در دو سال ۱۳۰۹ و ۱۳۱۰ اقدام نمایم …» پیوست دوم  با عنوان «عاشق‌ترین مرد ایران …» نوشته‌ای همراه با نقل قول‌هایی از «حاج محمد رمضانی» (۱۲۸۳-۱۳۴۶ ش.) که در این کتاب از او با عنوان «پدر کتاب ایران» یاد شده است. حاج محمد رمضانی بانی موسسه کلاله شرق و مجله کتاب بود. پیوست سوم گفتگویی است با ابراهیم رمضانی(۱۲۹۷-۱۳۷۶ ش.)، مدیر انتشارات سینا. ابراهیم رمضانی برادر محمد رمضانی بود و در انشارات سینا خدمات بسیاری برای نشر ایران انجام داده است. پیوست چهارم نیز گفتگو با محسن رمضانی (۱۳۰۹- … ش.)، پسر محمد رمضانی و مدیر نشر پدیده است. بعد از اتمام پیوست‌ها متن جزوات می‌آید که به ترتیب هر جزوه شامل موارد زیر است: جزوه اول- دوره اول- فروردین ماه ۱۳۱۱ موسسه خاور- مجموعه کتاب چیست؟- شاهنامه حکیم ابوالقاسم...

ترویج خشونت با «کتابخوان کردن مردم»

عبارت «کتابخوان کردن مردم» به گوشمان آشناست. فقط کافیست این عبارت را در یک موتور جستجور وارد کنید و ببینید این عبارت چقدر در حوزه ترویج! خواندن پر کاربرد است. اما استفاده از این عبارت و عبارتهای نظیر آن در واقع ترویج نوعی خشونت در جامعه است. این شیوه ترویج خواندن را نوعی خشونت نمادین از آن گونه که بوردیو نام می‌برد می‌دانم از سوی دیگر آن را خشونتی از جنس تبدیل شدن رابطه من-تو به رابطه من-آن نیز میدانم و صد البته در تعارض با آزادی خواندن. ساده‌ترین تعریف از «خشونت»، استفاده از اجبار به منظور قراردادن فرد در موقعیتی است که بر خلاف میل اوست. اما آنچه از خشونت منظور ماست آن چیزی است که پیر بوردیو (Pierre Bourdieu)از آن با عبارت «خشونت نمادین»(VIOLENCE SYMBOLIQUE) یاد می‌کند.خشونت نمادین، نوعی خشونت است که هم کسی که اعمال خشونت میکند و هم کسی که مورد خشونت واقع می‌شود از آن ناآگاهند. چنین خشونتی، اطاعت‌هایی را تحمیل میکند که نه  تنها به‌مثابه اطاعت درک نمی‌شوند؛ بلکه با اتکا بر «انتظارات جمعی» و «باورهایی که از لحاظ اجتماعی درونی‌شده»، فهمیده می‌شوند. زبان، معانی و نظام نمادینی که توسط افرادی که در رأس قدرت مورد استفاده قرار می‌گیرد، بر بقیه مردم جامعه تحمیل می‌شود. این نوع خشونت جایگاه افراد در رأس قدرت را تحکیم می‌بخشد و عملکردهای واقعی آن‌ها را از چشم بقیه مردم پنهان می‌سازد. بارزترین ابزار اعمال چنین خشونتی  نظام آموزشی است که در بازتولید قدرت موجود و روابط طبقاتی بسیار موثر است. بنابراین نظم موجود با اتکا به ایده «کتابخوان کردن مردم» که «انتظارات جمعی» نیز آن را می‌پذیرند، سعی می‌کنند از رهگذر خواندن کتاب‌هایی که از نظر بهداشتی تضمین هستند،نظام نمادین دلخواه خود را بازتولید کنند. از طرف دیگر «کتابخوان کردن مردم» تبدیل رابطه من-تو (انسان-انسان، رابطه‌ای که هر دو سوی رابطه وزن و قدری یکسان دارند چه در فاعل بودن و چه مفعول بودن) به من-آن (انسان-شیء،...

تاریخ شاهنامه‌خوانی

در طول قرن‌ها شاهنامه یک اثر ارجمند برای ایرانیان بوده است. اما آیا ما امروز شاهنامه را آنگونه می‌خوانیم که صد سال پیش خوانده می‌شد؟ پاسخ به این سوال این است که خیر، در طول دوره‌های مختلف شاهنامه هم به صورت‌های مختلف و با انگیزه‌های مختلف خوانده می‌شد و در این نوشته قصد دارم گوشه‌ای از این تفاوت خوانش‌ها را نشان دهم.

سرانه مطالعه در سال ۱۳۹۰

   طرح بررسی و سنجش شاخصهای فرهنگ عمومی ۱۳۹۱، شاخصهای مختلفی را مورد سنجش و ارزیابی قرار میدهد که از میان آنها شاخص های مرتبط با خواندن انتخاب و به صورت خلاصه در اینجا ذکر میشود علاقه‌مندان می توانند با مراجعه به گزارش تفصیلی این طرح، آمار مبسوطی را دریافت کنند. عنوان گزارش: طرح بررسی و سنجش شاخصهای فرهنگ عمومی ۱۳۹۱ به سفارش: شورای فرهنگ عمومی ناشر: موسسه انتشارات کتاب نشر، ۱۳۹۲ مجری: موسسه پژوهشگران خبره پارس مدیر طرح و مسئول سیاستگزاری: مهندس منصور واعظی دامنه پیمایش: کشوری تعداد نمونه: ۱۷۰۰۰ نفر خلاصه نتایج: – ۴۸ درصد از جمعیت باسواد کشور، اعلام کرده اند ک در یا سال پیش از انجام این تحقیق کتاب غیر درسی چاپی مطالعه کرده اند. – درصد افرادی که کتابهای غیر درسی چاپی مطالعه کرده اند به تفکیک استان: هرمزگان (۶۹)، قزوین (۵۷)، سیستان و بلوچستان (۵۶)، تهران (۵۵)، مازندران (۵۴)، قم (۵۲)، کرمان (۵۲)، یزد (۴۸)، کردستان (۴۷)، لرستان (۴۷)،کهگیلویه و بویراحمد (۴۷)، گیلان (۴۷)، خراسان جنوب (۴۶)، البرز (۴۶)، گلستان (۴۶)، خوزستان (۴۶)، کرمانشان (۴۶)، زنجان (۴۵)، اصفهان (۴۵)، مرکزی  (۴۵)، فارس (۴۴)، آذربایجان شرقی (۴۴)، خراسان شمالی (۴۳)، خراسان رضوی (۴۲)، سمنان (۴۲)، چهارمحال و بختیاری (۴۰)، آذربایجان غربی (۴۰)، اردبیل (۴۰)،  ایلام (۳۸)، همدان (۳۵)، کل کشور (۴۸) – درصد افرادی که کتابهای غیر درسی چاپی مطالعه کرده اند به تفکیک جنسیت: مردان (۴۵)، زنان (۵۱) – درصد افرادی که کتابهای غیر درسی چاپی مطالعه کرده اند به تفکیک سکونت: شهری (۵۲)، روستایی (۳۷) – درصد افرادی که کتابهای غیر درسی چاپی مطالعه کرده اند به تفکیک قومیت: بلوچ (۵۸)، شمالی (۵۰)، فارس (۵۰)، ترک (۴۷)، لر (۴۵)، کرد (۴۲)، عرب (۳۶)، سایر (۳۷)   میانگین زمان اختصاص یافته به مطالعه غیر درسی چاپی در هر هفته به تفکیک استان (دقیقه): تهران ۱۳۴، قزوین ۱۱۴، خوزستان ۱۱۱، البرز ۱۰۹، قم ۱۰۶، مازندران ۹۹، زنجان ۹۸، خراسان شمالی ۹۷، گیلان ۹۵، خراسان جنوبی...

برشی از یک کتاب:کتابداران، مبارزان آزادی

چند قهرمان کم‌نظیر پاپیش گذاشته‌اند تا از آزادی‌های مدنی ما دفاع کنند: کتابداران. در زمان جنگ جورج بوش علیه تروریسم، کتابخانه‌ها هم به میدان مبارزه تبدیل شدند. به موجب بند ۲۱۵ قانون پاتریوت ماموران اف‌بی‌آی می‌توانند وارد کتابخانه‌ یا کتاب‌فروشی شوند و فهرست کتاب‌های درخواستی مراجعین و همچنین سایت‌های اسنترنتی را که مراجعه‌کرده‌اند، مطالبه کنند. در صورت درخواست چنین مواردی از سوی مامور اف‌بی‌ای،‌ کتابداران اجازه ندارند از این ملاقات از این ملاقات با دیگران از جمله همکاران،‌ روزنامه‌نگاران و به‌ویژه با مشتری حرفی بزنند. فقط در صورتی که همکار دیگری اطلاعات مورد نظر اف‌بی‌آی را داشته باشد، می‌توانند مسئله را با او در میان بگذارند. اگر کتابداری از این موضوع با فرد دیگری صحبت کند، تحت پیگرد قانونی قرار می‌گیرد.  لی‌استابروک، رئیس دانشکد‌ه علوم کتابداری و اطلاعات، در دانشگاه ایلینویز، در برنامه واینک دموکراسی گفت «کتاب‌فروشی‌ها مشمول همان قوانینی هستند که کتابخانه‌ها و ارائه‌کنندگان خدمات اینترنتی. ماموران اف‌بی‌آی می‌توانند با داشتن مجوز از دادگاه نظارت بر اطلاعات خارجی (فیسا)، این اطلاعات را از تمام مشاغلی که به نوعی اطلاعات را به هر شکل و شیوه‌ای در اختیار دارند، مطالبه کنند.» با تحقیقی از ۱۰۲۹ کتابخانه در سال ۲۰۰۲ معلوم شد که ماموران فدرال یا افسران اجرای قوانین محلی، از ۸۳ کتابخانه اطلاعاتی در مورد مراجعین‌شان خواسته بودند. حدود ۱۱۸ کتابخانه گفتند که کارکنانشان محدودیت بیشتری برای استفاده‌ مراجعین از اینترنت قائل می‌شوند. و این خلاق ادعای اشکرافت در آگوست ۲۰۰۳ بود که به هیچ کتابخانه‌ای مراجعه نشده است. شاید تعداد کتابخانه‌هایی که تحت نظر قرار می‌گیرند بسیار بیشتر از آن باشد که کسی بداند. به گفته استابورک «به احتمال قوی ما اصلاً از وجود چنین تحقیقاتی مطلع نمی‌شویم، چون قانون آن‌ها را از صحبت در مورد این تحقیقات منع کرده است. بنابراین پی‌بردن به این که دقیقاً در آن‌جا چه می‌گذرد، واقعاً مایوس کننده است.» هنگامی که ماموران فدرال در کتابخانه‌ای محلی ظاهر می‌شوند، کتابداران کنترل چندانی بر...

مکانِ خواندن

رابرت دارنتون (Robert Darnton:1939 to now) مورخ کتاب و متخصص تاریخ خواندن یکی از موضوعات مهم در بررسی تاریخ خواندن را مکان خواندن می‌داند. از نظر او تحقیق درباره مکان خواندن می‌تواند به کشف مفروضات پنهانِ خواندن در میان مردم کمک کند، اینکه مردم خواندن را چگونه عملی میدانستند و خواندن چه بخشی از زندگی آنها بوده است. دارنتون در طی مقاله خود *نمونه‌ای از بررسی‌های انجام شده را درباره مکان خواندن ارائه می‌کند. او ابتدا به تصویری از کتابخانه لیدن اشاره می‌کند که تاریخ خلق آن به سال ۱۶۱۰ بر می‌گردد. «آن تصویر  کتاب‌های حجیم و سنگینی را نشان می‌دهد که به تعداد زیادی قفسه که از دل دیوار برآمده‌اند زنجیر شده‌اند و بر اساس سرفصل‌های کتابشناختی کلاسیک چیده‌ شد‌اند: حقوق، پزشکی، تاریخ و مانند آنها. دانشجویان در جای جای تالار پراکنده شده‌اند و کتاب‌ها را در پیشخوان‌های بلندی که در زیر قفسه‌ها قرار گرفته‌‌اند، می‌خوانند. آنها سرپا می‌خوانند، و برای مصون ماندن از سرما ردا و کلاهی پوشیده‌اند و برای کاستن فشار از بدنشان یک پایشان را بر سکوی زیرین پیشخوان تکیه داده‌اند. [با این حساب] خواندن در دوران اومانیسم کلاسیک راحت نبوده است.»   سپس به یک و نیم قرن بعد، و به آثار فراگونارد (Jean-Honoré Fragonard: 1732-1806) بویژه دو اثر «مطالعه = la lecture» و « خواننده= la liseuse» اشاره می‌کند که چگونه در آنها محل خواندن عوض شده است: «خوانندگان بر کاناپه یا صندلی‌های پشتی‌دار لم داده‌اند و و پاهای خود را به چهارپایه‌ای تکیه داده‌اند. اغلب آنها زن هستند و روپوش‌های گشاد و راحتی پوشیده‌اند … آنها معمولا کتاب‌های ظریف در قطع جیبی در بین انگشتان خود گرفته‌اند و  نگاهی به دوردست‌ها در چشمانشان است…»   در ادامه این مطلب دارنتون یادی از آثار مونه (Claude Monet: 1840-1926) می‌کند و عنوان می‌کند که:  «خواندن از اتاق خواب بانوان به فضای باز کشیده شده است و خواننده  کتاب‌ها را با خود به صحرا و قلۀ کوه‌ها،...

راهبردهای خواندن و نیاز به ریخت‌های مختلف کتاب الکترونیک:چکیده مقاله

پژوهشگر: Lih-Juan ChanLin (دانشکده کتابداری و اطلاع رسانی، دانشگاه کاتولیک Fu-Jen، تایوان) هدف این مقاله بررسی راهبردهای خواندنِ کتاب الکترونیک در بین دانشجویان و تحلیل آن بر مبنای ریخت‌های مختلف ارائه کتاب در نظام‌های الکترونیک است. برای این بررسی هم خواندن آکادمیک و هم خواندن فراغتی دانشجویان بررسی شد. برای این منظور داده‌های کمی و کیفی گردآوری شد. در کل هشت دانشجوی داوطلب قبول کردند که در این زمینه از آنها مصاحبه عمیق صورت بگیرد تا راهبرد مطالعه کتاب الکترونیک آنها مشخص شود. سپس این راهبردها خلاصه شد. مجموعه‌ای از آیتم‌های پرسشنامه‌ای نیز برای ارزیابی راهبردهای خواندن الکترونیک و ریخت‌های کتاب الکترونیک برای هر دو نوع خواندن به کار رفت تا داده‌های کمی گردآوری شوند. برای بررسی تفاوت بین خواندن آکادمیک و خواندن فراغتی در بین ۲۰۱ پاسخ‌دهنده از آزمون تی جفتی استفاده شد. داده‌های مصاحبه نشان داد که دانشجویان راهبردهای مختلفی را برای خواندن کتاب الکترونیک به کار می‌برند. این راهبردها را می‌توان در ۴ گروه، دسته بندی کرد: «استفاده از تجارب قبلی»، «درک و تصمیم‌گیری»، «خود تنظیمی و نظارت بر خود». از ۲۶ آیتم پرسشنامه‌ای برای ارزیابی نیاز دانشجویان به راهبرد خواندن، در ۱۶ مورد بین خواندن آکادمیک و خواندن فراغتی تفاوت معنادار وجود داشت. سطح نیاز بسیاری از ریخت‌های کتاب الکترونیک برای خواندن آکادمیک بیش از خواندن فراغتی بود. یافته‌های این پژوهش می‌تواند در طراحی ریخت‌های مختلف نظام های کتاب الکترونیک به کار آید  لینک چکیده منبع:  Lih-Juan ChanLin, (2013) “Reading strategy and the need of e-book features”, Electronic Library, The, Vol. 31 Iss: 3, pp.329 – ۳۴۴ چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «مجله مطالعات خواندن» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که در کنار همکاری علمی شما عزیزان، تداوم کار این سایت به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وابسته است. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما...

پاتریوت اَکت و آن مرد بیوطن

بعد از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ کنگره آمریکا لایحه‌ای با عنوان «لایحه میهن‌دوستی آمریکا» (USA Patriot Act) به تصویب رساند. تحت این لایحه دولت آمریکا در صدد بود تا کنترل امنیتی خود را علیه تروریست‌ها تقویت کند. از جمله مفاد این لایحه  (بخش ۲۱۵)  این بود که پلیس می‌توانست بدون اجازه قضایی به پیشینه‌های کتابخانه‌ای افراد  مظنون، بدون اطلاع آنها دسترسی پیدا کند. بر این اساس اف بی آی می‌توانست فهرست کتابهایی را که فرد امانت گرفته بررسی کند تا از آثاری که وی مطالعه کرده است مطلع شود. انجمن  کتابداران آمریکا به شدت مقابل این ماده ایستادگی کرد چرا که این ماده را در مغایرت با آزادی بیان و حریم خصوصی افراد می‌دانست. علارغم اعتراض انجمن کتابداران، این قانون تغییر نکرد بنابراین کتابداران بسیاری برای اینکه در چنین عملی شریک نشوند، پیشینه‌های امانت اعضای کتابخانه‌ها را از بین بردند.  بسیاری از کتابداران بر این باور بودند که اگرچه خواسته ماموران امنیتی مهم است اما این خواسته دستاویزی برای محدود کردن آزادی خواندن خواهد شد. کرت ونه‌گوت (Kurt Vonnegut: ۱۹۲۳-۲۰۰۷)در کتابی با عنوان «مردی بدون وطن*» از این عمل کتابداران تجلیل می‌کند و اینچنین می‌نویسد: …حال که موضوع کتابسوزان پیش آمد، میل دارم به کتابداران کتابخانه‌ها تبریک بگویم. این کتابداران به خاطر قدرت جسمانی، یا ارتباط‌های سیاسی نیرومند و یا به خاطر ثروت کلان‌شان صاحب شهرت نیستند. این کتابداران در سراسر کشور سرسختانه در مقابل چاقوکش‌ها و گردن‌کلفت‌های ضد دموکراسی مقاومت کرده‌اند، گردن‌کلفت‌هایی که قصد داشتند پاره‌ای از کتاب‌ها را از کتابخانه‌ها جمع کنند. کتابداران به جای آن‌که اسم اشخاصی را که آن کتاب‌ها را خواسته بودند برای پلیس افکار افشا کنند، مدارک آن را از بین بردند. و چنین است که هنوز هم آن امریکایی که سخت دوست می‌داشتم وجود دارد، هرچند آن امریکا در کاخ سفید، در دادگاه عالی، در سنا و مجلس نمایندگان یا در رسانه‌ها وجود ندارد. آن امریکایی که من سخت دوست می‌داشتم هنوز...

لعنت بر نوزلاماخوان‌ها

در جایی حکایتی خواندم از دورانی که در آن  مردم روزنامه‌هاخوان‌ها را لعنت می‌فرستادند*. آن حکایت این‌چنین بود که مردی درباره   زنش و اینکه او را همراه با خود بیرون بیاورد یا نه، به مشکل بر می‌خورد و در پی فردی است که این مسئله را حل کند: « … بهتر است با شخص ناشناسی که اهل خواندن و نوشتن است مشورت کنم. موقعی که از جلوی دکان یک بخاری‌ساز می‌گذشتم، دیدم که استادکار یک کاغذ خیلی بزرگی، خیلی بزرگ، را در دست گرفته و دارد می‌خواند. داخل دکان شدم و مثل اینکه میخواهم چیزی را بخرم مشغول نگاه کردن به این طرف و آن طرف شدم. استاد سرش را از روی کاغذ بلند کرد و گفت: «عموجان! دنبال چه می‌گردی؟». جواب دادم :«دردت به جانم، وقتی کاغذ خواندنت تمام شد و از نگرانی درآمدی، من حرفم را خواهم زد». به من گفت:«این نامه نیست؛ نوزلاما (روزنامه) است». با شنیدن کلمه نوزلاما، تکان خوردم؛ زیرا حرف کربلایی عمو ملا محمد جعفر قلی خان‌مان را که نوزلاماخوان‌ها را لعنت می‌کرد به یادم آمد. با این حال، خواستم بفهمم که در آن چه چیزی می‌نویسند. نگاهی به سراپایم انداخت و جواب داد:«به درد تو نمیخورد» گفتم:«نترس، روزنامه‌ات را نمی‌خواهم. فقط بگو توش چی‌نوشته شده؟» جواب داد: «به فارسی است» گفتم: «باشد بخوان!» کمی خواند، چیزی نفهمیدم… گفتم به ترکی بگو تا بفهمم. گفت «اینجا نوشته که در هر مملکتی که علم و تربیت راه پیدا کند، وارد مغز زنان می‌شود» این را که شنیدم به زنم سپردم متوجه مغزش باشد که تربیت داخل آن نشود. (صحبت**، ش ۴، دهم شوال ۱۳۲۷/ ۳آبان ۱۲۸۸ نقل از  پروین (۱۳۹۲)).   این نوشته اشاره به دوران مشروطه دارد و با طنز، پیگیر مقصود دیگری است اما ناخودآگاه داده هایی تاریخی درباره خواندن در آن دوران ارائه می‌دهد. منحصراً اگر بخواهیم این نوشته را شرحی قابل تعمیم به آن دوران فرض کنیم (که این فرض...

عامه کتابخوان و اشراف کتابخوان: انگلستان و ایران

به نظر می‌رسد قرن هیجدهم و نوزدهم میلادی (برابر با ۱۲ و ۱۳ قمری) هم در تاریخ خواندن ایران و هم در تاریخ خواندن انگلستان نقطه عطفی به شمار می رود. اما این نقطه عطف دو سرنوشت مختلف را رقم میزند. ابتدا روایت ایرانی این نقطه عطف را می خوانیم و بعد حادثه ای را که در انگلستان افتاده است، بررسی می‌کنیم. «فزونی نسخه خطی بیهقی در صدۀ دوازدهم و سیزدهم در ایران یک امر تصادفی نیست. در آن روزگار جنبش ادبی‌یی در ایران به وجود آمده بوده است که مورخان ادب فارسی بعدها نام  تجدد ادبی بر آن نهاده‌اند. ادب‌دوستان این عصر عشق و علاقه‌یی به زبان فارسی قدیم پیدا کرده بودند … این نهضت که زمان زندیه آغاز شده بود در عصر قاجاریه به اوج رسید … این ذوق ادبی کم کم از طبقه اهل ادب و البته به تشویق خود آنها به طبقۀ اعیان و اشراف مملکت نیز سرایت کرده بوده است… » (مقدمه تاریخ بیهقی به قلم علی اکبر فیاض، انتشارات هرمس) اما همزمان با وقایعی اینچنینی در ایران، در انگلستان قرن ۱۸   عامه کتابخوان (reading public) در حال شکل‌گیری بوده است.  وفور نگارش رمان باعث شد که  رمان‌خوانی از یک عمل مختص طبقه ادیبان و اشراف به عملی عمومی تبدیل شود و عامه کتابخوان شکل بگیرید.  در پی شکل گیری عامه کتابخوان شاهد ظهور کتابخانه‌های عمومی نیز هستیم. آنچه مشخص است، جامعه ایران و انگلستان در زمانی مشابه تصمیم های متفاوتی درباره عمل خواندن گرفته اند و به نتایج متفاوتی نیز  در زمان حال رسیده اند. البته ناگفته آشکار است،  درباره وضعیت خواندن در ایرانِ قرن ۱۲ و ۱۳ با مثالی که ذکر آن رفت تنها می توانیم یک فرضیه بدهیم و آن اینکه خواندن در آن زمانه تبدیل به عملی اشرافی شد که بیشتر در پی کسب سرمایه های نمادین بوده است.  نشانه دیگر این فرضیه  آن است که فیاض در ادامه همان نوشته ها می نویسد: اشراف و اعیان هم به تقلید...
صفحه 4 از 10« جدیدتر...23456...10...قدیمی تر »