مریم مقدس در حال خواندن

کتاب ساعت‌ها – book of hours- کتابی  مذهبی مصور محبوب قرون وسطی است. در بسیاری از تصاویر این کتاب، مریم مقدس در حال خواندن دیده‌می‌شود. مشهورترین این صحنه‌ها زمانی است که جبرئیل بر مریم ظاهر می‌شود و او در حالی که زانو زده است، در حال خواندن است. عمل خواندن را می‌توان در صحنه‌های پرواز به مصر، مصلوب شدن و حتی در تولد حضرت عیسی مسیح نیز مشاهده کرد. نظرات مختلفی درباره کتابی که مریم در حال خواندن آن است وجود دارد. برخی آن را کتاب مقدس، برخی دیگر  کتاب ساعت‌ها می‌دانند و برخی می‌گویند که این نشانه‌ای از کلام خداست. از طرفی برخی این تصاویر را نشانه‌ای از شکل ایده‌آل زن مومن در قرون وسطی می‌دانند و خواندن را گونه‌ای تمرین معنوی برای زنان به حساب می‌آورند. خواندن برای زنان یک تمرین معنوی به شمار می‌رود که باعث می‌شود آنها به خدا نزدیک‌تر شوند و ذهن آنها آماده تجارب الهامی...

ماتیلدا دخترک کتابخوان

ماتیلدا عنوان داستانی است از رولد دال که در آن کتابخوانیِ ماتیلدا او را به فردی شگفت‌انگیز و جالب توجه تبدیل می‌کند. این داستان برای گروه‌های سنی ج و د نوشته شده است. در این داستان از خواندن به عنوان عملی رهایی‌بخش یاد شده است که ماتیلدا به واسطه آن از آسیب و گزند خانواده‌‌اش که با او بسیار  نامهربان هستند، آسوده می‌شود. بخشی از فصل اول این اثر را  با عنوان کتابخوان در زیر می خوانیم: کتابخوان هنگامی که ماتیلدا سه ساله شد، خودش یاد گرفت که روزنامه و مجله‌هایی را که در همه جای خانه پخش و پلا بود بخواند. در چهار سالگی می‌توانست با سرعت و به راحتی بخواند و طبیعتاً در آرزوی خواندن کتاب بود … ماتیلدا گفت: پدر فکر میکنی بتوانی برایم کتاب بخری؟ پدر گفت: کتاب؟ این کتاب کوفتی را برای چه می‌خواهی؟ – می‌خواهم بخوانم پدر. – مگر تلویزیون چه اشکالی دارد؟ یک تلویزیون قشنگ دوازده اینچی داریم، آن وقت از من کتاب می‌خواهی! داری لوس می‌شوی دختر! … همان بعداظهری که پدر ماتیلدا با خریدن کتاب برای او مخالفت کرد، او تنهایی به طرف کتابخانه عمومی دهکده (۱) به راه افتاد. وقتی به آنجا رسید، خود را به خانم فلپس، مسئول کتابخانه، معرفی کرد. ماتیلدا از او پرسید که آیا اجازه دارد مدتی در آنجا بنشیند و کتاب بخواند. خانم فلپس، از ورود دختر کوچولویی که بزرگتری همراهش نبود کمی جا خورد، با این همه به او خوش آمد گفت (۲). ماتیلدا پرسید: ممکن است قسمت کتاب‌های کودکان را نشانم دهید؟ خانم فلپس به او گفت: آنجا، روی ردیفهای پایین(۳)، می خواهی کمکت کنم و کتابی برایت پیدا کنم که عکس‌های زیادی داشته باشد. ماتیلدا گفت: نه متشکرم، فکر کنم از عهده‌اش بتوانم بربیایم (۴). … از خانه تا کتابخانه ده دقیقه راه بود (۵) و به این ترتیب می‌توانست دو ساعت تمام به تنهایی در گوشه‌ای خلوت و ساکت بنشیند و...

دیوار چین و کتاب‌ها

خورخه لوئیس بورخس در ایام اخیر خواندم که مردی دستور ساختن آن دیوار تقریبا بی‌انتهای چین را داد، که همان شی هوانگ‌تی نخستین امپراتوری بود که نیز مقرر داشت تا همه کتابهای پیش از او سوخته شوند. اینکه این عملیات دوگانه‌ی عظیم- نصب پانصد تا ششصد فرسخ سنگ در برابر وحشیان و نسخ بی‌چون و چرای تاریخ، یعنی نسخ گذشته- از یک تن واحد ناشی شده و بر روی‌هم جزو صفات او باشد، بی‌دلیل مرا خرسند کرد و در حین حال نگران. جستجوی علل بروز این احساس، هدف یادداشت فعلی است. از نظر تاریخی هیچ رازی این در این اقدام دوگانه نیست. شی هوانگ‌تی پادشاه تسینگ که معاصر با جنگ‌های هانیبال است شش حکومت را به زیر سلطه‌ی خود درآورد و دستگاه خانخانی را برانداخت؛ دیوار بزرگ چین را برافراشت زیر دیوار در آن زمان از وسایل دفاعی بود؛ کتاب‌ها را سوخت زیرا مخالفان با استناد به آنها امپراطوران گذشته را می‌ستوند. ساختن قلاع و سوختن کتاب کار مشترک همه سلاطین است؛ تنها خصوصیت ویژه‌ی شی هوانگ‌تو عمل کردن در مقیاسی چنین وسیع است. این نکته را برخی از چین شناسان نیز تلویحا تذکر داده‌اند، اما احساس من این است که در شواهدی که آوردم چیزی هست بیش از افراط یا غلو در اقدامی متداول. محصور کردن جالیز یا باغ امری است عادی و عام، اما نه محصور کردن یک امپراطوری. و نیز اراده کردن که سنت‌پرست‌ترین نژاده‌ها از خاطره‌ی گذشته‌اش، چه اساطیری و چه تاریخی  دست بردارد، مزاح و تفنن نیست. چینیان آن زمان سه هزار تاریخ مدون را پشت سر داشتند ( و نیز در آن زمان امپراطور زرد و چوانگ تسو و کنفسیوس و لائوتسو را داشتند) که آنگاه شی هوانگ‌تی دستور داد تا تاریخ  از زمان او آغاز شود. شی هوانگ‌تی مادرش را به گناه فسق و فجور تبعید کرده بود؛ در عدالت سخت او علمای مذهبی چیز جز کفر ندیدند؛ شی هوانگ‌تی شاید از...
صفحه 10 از 10« جدیدتر...678910